-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۱۷, یکشنبه

پیرامون جنگ طالبان و کشور های منطقه در افغانستان

محمد عثمان نجیب 

جریان کوتاه پرسش آقای محترم محمد زمان  و  پاسخ نه چندان عقلانی من.



نجیب جان گل سلام امید شما صحتمند وسر حال باشید.

سلام زمان عزیز سلامت باشین. صحت تان چطور است؟

فضل خداوند شکر صحتمند همرای فامیل استم، نجیب جان شما منحیث افسر سابقه اردوی ما نظر شما در باره چیزیکه در ولایت هرات ، شبرغان،تخار،بدخشان، لغمان وسایر ولایات مملکت ما میگذرد چی نظر دارین.

بحث طولانی و پیچیده است. قدرت نمایی کشور های منطقه تحت رهبری روسیه برای آمریکا.  هر کشوری طالب خود را دارد. در معادلات سیاسی ‌و جنگی خط های انسدادی ضابطه ها می شکنند و بر رابطه ها می انجامند. من سه سال پیش نوشتم اخوند شیعه‌ی ایران را با طالب سنی پاکستان و افغانستان چی کار؟  هر چند اقدامات کشور های منطقه به شمول روسیه در آغاز تجاوزات به افغانستان پسا بیرون شدن دزدانه‌ی آمریکا به نظر خود شان یک مانور و یک اقدام من در آوردی است اما به دید من این کار یک نوع حماقت نظامی به خصوص از سوی پوتین است.‌ هند ‌و ایران و چین هم‌ چنان دچار خطای محاسباتی شدند. به دلیل این که در یک عجولانه و نا سنجیده شده دو اصل را در نظر نه گرفتند: 

اصل اول- مقاومت ها و‌ خیزش های ملی و مردمی و قرار گرفتن شان در صف قوای مسلح. استراتیژیست های نادان آن ها به این فکر افتادند که ملت افغانستان از غنی خان دلقک و مداری خسته اند، با هجوم طالبانی مانند خیمه‌ی دوم دهه‌ی هفتاد از آنان استقبال می‌کنند. اما مردم نشان دادند که با وجود منافقت های غنی، مجالی برای آن که غنی چی تصمیمی بگیرد نه دادند ‌و خود جوش به دفاع برخاستند. این دفاع در سه چهار محور زود شکل گرفت از بدخشان آغاز شد تا جوزجان و ایستاده‌گی عملی محترم اسماعیل خان به اوج خود رسید و در پهندشت شمالی و‌ پنجشیر پای گاه های مقاومت تحت رهبری فرماندهان محلی و احمد مسعود ایجاد شد،‌ ننگرهار و‌ کندهار و دیگر  ولایات بدون چشم داشت به غنی به دفاع پرداختند و این امر ضربه‌یی بود به تمام کشور هایی که طالب پرور بودند.

اصل دوم_ کشور هایی که شاید به اشاره‌ی سبز اما مخفی آمریکا و ‌انگلیس به هجوم طالبانی و‌ نیرو های پاکستانی و خیبر پښتونخواه و قبایل آن سوی مرز دیورند علیه کشور ما دست به دست هم دادند و با شعار سرش از مه و مالش و ناموسش از تو، همه اوباشان یک تبار خاص و پنحابی های پاکستان را به کمک غنی و‌کرزی و اکثر فرماندهان و اکثر مقامات و وکلای فروخته شده و جاسوس مانند مسلمیار بر جغرافیای وطن ما سرازیر ساختند باز هم دو باخت داشتند: 

باخت اول شان این که نابخردانه آب در آسیاب آمریکا و انگلیس و غرب ریختند. یعنی نشان دادند که تا آن ها در افغانستان بودند، اینان مانند موش ها در سوراخ های شان پنهان بودند و گاه گاهی برای شکاری از پناه‌گاه های شان سر می کشیدند و توان مقابله و رویارویی با آمریکا و‌ متحدان او را نه داشتند. آمریکا شیر برفی یی که در همه جاذبت تابیدن آفتاب آب می‌شد و سر افکنده‌‌گی های ویتنام را در کارنامه‌ی ناکاره‌گی‌هایش دارد.

باخت دوم شان این است که تغییر معادلات در افغانستان را دست کم گرفته بودند. آنان که به هر نوعی غنی و دارو دسته اش را تطمیع کرده بودند، روی سرمایه گذاری بالای ملت ما ‌و قوای مسلح ما حساب نه می‌کردند. 

در غافل‌گیری های نظامی پیش‌رفت و ‌پس هایی وجود دارند، اما مشروط به موجودیت نظام و حکام واقعن وطن‌دوست نه مجری احکام باداران شان مثل غنی و‌ کرزی و تیم شان. عبدالله و دیگران که ارزش پشیزی هم نه دارند. 

من همین چند دقیقه قبل با آگاهی از نشست مارشال دوستم و غنی دچار سرگیچه شده و با توجه به رفاقت بسیار حسنه که با مارشال صاحب دوستم دارم مصروف نوشتن نامه‌یی به ایشان بودم که پیام شما آمد ‌و به احترام شما دیدگاه نه چندان صایب خود را تقدیم کردم. 

اطمینان داریم که به توکل خدا همه طالبان مدفنی هم نه می‌داشته‌ باشند و غنی هم در پهلوی با کرزی و تیم شان سر افکنده می شوند. اما سه حسرت به عنوان نوستالژی ما باقی می ماند و نسل های بعد از آن رنجورتر از ما می شوند: 

حسرت شهادت و زخمی شدن و‌ آواره شدن ملت ما و تحمیل هر چی جبر و ستم است بالای آنان تا فتح نهایی. که از سوی طالب های کشور های مختلف صورت می‌گیرد.

حسرت ویرانی زیر ساخت هایی که در طی دو دهه‌ی اخیر توسط ملت احیا و اعمار شدند نه توسط کرزی و غنی. این ویران سازی ها و به آتش کشیدن ها پلان خاص ایران و پاکستان به عنوان همسایه های ناباب ما و چین و روس و هند و دیگر کشور ها به عنوان مدافعان و دشمنان نیابتی یک دیگر در کشور خسته و‌ ویران ما.

حسرت سوم نه داشتن یک زعامت واقعی ملی و مردمی.‌ حالا داشتن حاکمان پلید و جاسوس و پست و ذلیلی چون کرزی و غنی و تیم های شان از هر تباری که با آنان باشد چی دردی را به ما دوا می کند؟

  سلامت بمانید. انشاءالله که صبح پیروزی نزدیک است.