-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۱۲, سه‌شنبه

دولت چگونه این جنگ را خواهد برد ویا باخت؟

 

نوشتۀ احمد ادریس رحمانی

اشتباهات خطرناک هردو طرف:

طالبان با اوردن نیروی بی بند و بار از پاکستان که به جز رویای غنیمت گرفتن زنان چیزی دیگر در سر ندارند به شدت برای انسجام مردم و جامعه بین المللی به طرف دولت کمک کرده اند.  اگر تا چند روز دیگر ویدیو های بیشتر بیرون بیافتد که نشان بدهد چه برسر مردم در ولسوالی های سقوط کرده امده طالبان با مقاومت خیلی جدی مردم روبرو خواهند شد که بعد از ان برایشان موفقیت مشکل خواهد بود. شاید به همین خاطر است که در دو روز اخیر انها به شدت به کشتار و محاکمه های صحرایی دست میزنند.  احتملا فکر شان اینست که از ترس و هیبت و هراس منحیث اخرین وسیله استفاده بکنند تا مانع انسجام مردم در مقابل شان گردد. 

دولت با نداشتن یک استراتیژی جنگی بکر درگیر دفع واکنشی حملات طالبان شده است.  طالبان بالای یک ولسوالی حمله میکنند وقتی دولت زیر فشار میدیا و نماینده گان مردم نیرو هایش را به ان ولسوالی میفرستد طالبان به سرعت یک شهری را سقوط میدهند که از ان ولسوالی دور است و چند روز وقت میگیرد تا دولت از انجا به نجات شهر بشتابد.  این تاکتیک جنگی طالبان هم نشان دهند کمبود نیروی جنگی شان است. اما با استفاده از تاکتیک های موثر جنگی توانسته اند باوجود نیروی کم استفاده اعظم را بکنند. بطور مثال اگر اسماعیل خان و نیروهایش در هرات نمیبود تا دولت از دیگر نقاط نیرو جمع کرده به هرات میفرستاد هرات حتما سقوط میکرد. حالا هم چون نیروهای دولت بیشتر در هرات هلمند و قندهار مصروف شده اند خیلی احتمال اش میرود تا طالبان یکی از شهر های شرقی و یا شمالی کشور را بخواهند سقوط بدهند. 

دولت چگونه این جنگ را خواهد برد ویا باخت؟

اگر دولت متوجه استراتیژی جنگی حمله و گریز طالبان نشده باشد و ابتکار عمل را بگذارد به دست طالبان احتمالا نیرو های دولت به دلیل رفتن از ولایت به ولایت و از ولسوالی به ولسوالی به شدت خسته شده و در نهایت به دلیل دشواری های لوژیستیکی و حملات طالبان بالای خطوط ارتباطی شان از کار میافتند و طالبان مغلوب شان میسازد. خصوصا اگر دولت نتواند مردم را منسجم و مسلح بسازد. 

به عین شکل اگر دولت بتواند با یک حرکت آنی ابتکار جنگ را از دست طالبان بگیرد شاهین ترازو تغییر میکند.  بطور مثال اگر مثل دهه ۹۰ بتواند که تعداد زیاد طالبان را در یکی از شهرها و یا ولسوالی ها غافل گیرد کرده و به شدت شکست  بدهد اکثر جنگنده های طالبان که بیشتر به ارزوی غنیمت میجنگند خواهند ترسید و برمیگردند به پاکستان.  این تاکتیک برای دولت خیلی ممکن است چون میتواند به عوض دواندن عساکر از ولسوالی به ولسوالی و از ولایت به ولایت دریک جای که برای طالبان زیاد مهم باشد انها را جمع کرده و با ارایه بعضی مشوق های جذاب طالبان را به تله بیاندازد. معمولا وقتی نیرو ها یک بار در محاصره قرارگرفته و از چهارطرف به جنگ مواجه شوند خیلی روحیه میشکند چه از طالب باشد چه از دولت. 

در غیران اگر دولت ابتکار عمل جنگ را بدست گرفته نتوانست و حرکات واکنشی اش را توقف نداد در جنگ فرسایشی میبازد. استراتیژی دولت که باید ساحات پرنفوس را نگهداری کنند برایشان گران تمام خواهد شد چون طالبان در چنین شهر ها با اندک نیرو ضربه جدی به روحیه مردم زده و از انسجام انها در مقابل خودشان جلوگیری میکند. درضمن برای نگهداری شهر های بزرگ قسمت اعظم نیروی جنگی دولت به هدر میرود. کشتار در اسپین بولدک دقیق به همین منظور بود. دولت پیوسته اچکزایی ها را برای امنیت قندهار حمایت میکرد اما با این کشتار که طالبان در اسپین بولدک انجام دادند اچکزایی ها مجبور شدند به طالبان قول بدهند که دیگر از دولت حمایت نمیکنند. 

 شاید بهترین استراتیژی برای دولت این باشد که در هر شهر بگذارند یک اسماعیل خان به دفع استراتیژی حمله وگریز جواب بدهد و خودش با استفاده از نیرو های ویژه و قوای هوایی برود به سراِغ حمله های غافلگیرانه خصوصا بر سر راه های لوژیستیک/تدارکاتی و خطوط ارتباطی طالبان. مهم نیست چقدر جنگنده در پیش روی تان قرار دارد اگر به مرمی و نان و اب و وسایل جنگی قابل ملاحظه دست رسی داشته باشید.  یک نفر اگر برایش همه چیز برسد میتواند با ۱۰ نفر هفته ها حتی ماه ها مقابله کند. اگر نیرو های طالبان مشکل لوژیستیک پیدا کنند مثل نیرو های دولت تسلیم میشوند و یا فرار میکنند. سیستم لوژیستیک طالبان را هم امریکایی ها و هم دولت بخوبی آشنا شده اند.  

تمام انچه را گفته امدیم اگر به عوض دولت طالبان در مقابل دولت انجام بدهد کار دولت خیلی زود یکسره میشود.  این جنگ است و هر طرفی که هنر جنگ را بهتر به استفاده بگیرد حتما میبرد چه نیروی شر باشد یا نیروی خیر. 

یاد تان باشد جنگ را همیشه طرف برحق نمیبرد. طرفی میبرد که با کله اش بیشتر می‌جنگند تا با دست اش.