-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۳۱, یکشنبه

ابتلای شفیع عیار به یأس وبی باوری


افغانستان همچو گلولۀ خار، گلوی پاکستان را می درد.

 عمق دگرگونی های ترسناک وغیرقابل باور در افغانستان و کابل درحدی بود که حتی هوشیارترین ناظران سیاسی را شوکه کرده است. البته امری طبیعی است. شفیع عیار تئوریسن دینی و سیاسی اول تر از دیگران به تجدید نظر سیاسی روی آورد و با ورود طالبان، به یک نتیجه یی تازه رسیده است. از نظر وی، افغانستان اکنون درمدیریت پاکستان است و مرجعی برای دفاع ملی سراغ نمی توان کرد. بنا برین، حمایت و همراهی با یک جناح میانه رو تر طالبان، به مصلحت است. منظور شفیع، استفادۀ سازنده از اختلاف شایع بین شاخه های طالبان ( شبکه حقانی و حلقه میراث داران ملاعمر به رهبری یعقوب عمر) است.

من از اظهارات شفیع عیار متعجب شدم. او تاریخ افغانستان را خوانده است و می داند که کشور ما هیچ گاه، هیچ حاکمیتی پایدار نداشته است. این خطه، طبیعی نیست و ازسوی استعمار اروپایی درمفاهمه با استعمار روسی دیزاین شده است. دیدگاه مترقی ترین افراد قشرحاکم خاندانی و تباری، از همان زمان تا کنون که قرن 21 است، هیچ تحول نه کرد. درزمان سلطۀ طالبان که متحجرترین لایۀ مذهبی، تباری وابسته به خارج است؛ نیز تغییری مثبت نه خواهد کرد. بنا برین، مقاومت مردم علیه آن ها ابتداء به شکل جزیره یی، و به مرور به یک توفان فراگیر تبدیل می شود. 

برخلاف مشی و اندیشه همیشه گی شفیع عیار، وی این بار از حضور مردم و جبهه مقاومت در پنجشیر و چند پنجشیر دیگر درشمال، یادی نه کرد. گویا همه شمع ها خاموش و امید ها کور شده اند. چنین نیست. به زودی خواهید دید که چنین نیست. وقتی افغانستان، شوروی و امریکا را به دیوانه گی و ذلت می برد؛ پاکستان که چیزی نیست. تنها مقاومت فرهنگی ما، طالبان را از رده خارج می کند.