-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۲۵, دوشنبه

توبه نامه های تان حاضر باشید


متن پرخاش گرانۀ دکترسمیع حامد علیه طالب 

 من شاید آخرین کسی باشم که میخواستم « افغان» نام مشترک هر شهروند این سرزمین باشد. من و ما میخواستیم این نام را از انحصار هر قومگرایی بیرون بکشیم و « عام» بسازیم.  من هیچ قومی را برتر از قوم دیگر افغانستان نمیدانستم و با تمام توان و تلاش کوشیدیم که برای وحدت اقوام کار کنم؛ اماااااا: دیگر تمام شد. تجربه های گوناگون ثابت کرد که توهم وحدت ملی با این ها ابلهانه است. من هنوز عاشق پشتون های خوب و زبان پشتو هستم اما ناگزیرم خط سیاسی خود را مشخص کنم: سیاست پیشه های پشتون ما را ناگزیر کردند که محتاط باشیم....من دیگر هیچگونه اعتمادی به این قبیله ندارم.....همانگونه که از فاشیست های تمام اقوام نفرت دارم؛ از فاشیست های پشتون بیشتر متنفرم. 

شما نشان دادید که جمهوریت تان کم از امارت نیست. برای برتریجویی قومی حاضر استید در « قتل عام» شریک شوید. مدافع حقوق بشر و فرهنگی و فعال مدنی تان دروغ میگویند. من هرگز از این وطن بیرون نمیشوم اما دیگر « افغان» نیستم و از تمام دوستانم میخواهم ( و آنها میدانند که من چقدر افغانستان را دوست دارم) که تذکرهء افغانستانی خود را آتش بزنند. ما نمیخواهیم غنی و ملا هیبت الله صاحب این وطن باشند. شاید امروز بتوانید ما را شکست بدهید اما روزی این وطن صاحبان اصلی خود را پیدا میکند. ما نمیتوانیم به دلیل « عقبمانی» شما به جای پیشرفت « پسرفت» کنیم. 

ذبیخ الله مجاهد برایم زنگ زده بود و گفت: امارت اسلامی به شما با احترام برخورد میکند اگر « توبه نامه» را امضا کنید!

نه تنها مردن برای من بهتر از حقارت است که « افغان» بودن مایهء ننگ است. ما اگر زنده بودیم وطن خود را میسازیم.....نباید دیگر فریب این مارهای آستین را بخوریم!