-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۱۱, دوشنبه

احتمال تقابل داعش و طالب


فهیم کوهدامنی

اوضاع عمومی  آهسته - آهسته به طرف نمایان شدن چهره های دیگر  گروههای افراطی روان است.

گروه طالبان که در یک بستر سنتی شکل گرفت و تاهنوز  بدون  داشتن کدام برنامه مدون  به حیان سیاسی شان ادامه داده و فقط با ارتکاب ظلم و وحشت  توانسته اند اظهار وجود نمآیند، البته در بعضی مناطق از  قومیت، زبان، مذهب و رابطه های استخباراتی و قاچاق نیز  برای نفوذ شان استفاده نمودند اما بستر اصلی خیزش  شان  همان باور های سنتی مذهبي است که هیچ فکر سیاسی، قرائت مذهبي و گروه دیگر را قبول ندارند و حتی بسیاری ها را واجب القتل می شمارند.

در این میان  رابطه القاعده و گروههای متعدد افراطی  دیگر از کشورهای چون تاجیکستان، ازبیکستان، چیچن، اویغورها و... با تحریک  طالبان  بیشتر یک رابطه استخباراتی بوده نه ایدیولوژیک، چون  القاعده و متحدین اش  بیشتر  سلفی ها هستند که با حلقات متعدد شامل در تحریک طالبان  شدیداً مخالف هستند، حتی همدیگر شان را تکفیر میکنند.

 مخالفت های درون گروهی طالبان  به مانند اژدهای خفته و چندسر است که می‌تواند  باعث کشتارهای خونین در ساحات تحت کنترول شان شود.

اما تاحال  از تقابل این فرقه های متضاد مذهبي  توسط  دست های پنهان استخباراتی جلوگیری صورت گرفته چون  ماهیت فعالیت شان تاحالا  خیلی مخفی و پنهانی بوده ولی پس از اینکه بعضی ولسوالی ها در دست شان افتاد، این اختلافات  آهسته - آهسته  گردن فرازی را شروع کرده که  بتازه گی در بدخشان  والی طالب ها دستور داده تا سلفی ها، شیعه های اسماعیلی، پنج پیری ها و اخوانی ها را شناسایی و گردن بزنند، حتی والی طالب ها بطور شفاهی گفته که در صورت  حمایت  دوستان عرب شان از سلفی ها، آنها را(سلفی ها را) به خطوط مقدم جنگ بفرستند تا کشته شوند و در قلمرو آنها زنده نمانند.

این گونه برخورد تندروانه طالبان باعث خواهد شد که  جنگجویان  سلفی شان از این گروه جدا و احتمالاً با داعش یکجا شوند.

در صورت یکجا شدن سلفی های خارجی گروه طالبان با داعش و همکاری  سلفی های بومی بدخشان، کنر،نورستان و تخار با داعش وضعیت جغرافیای جنگی شمالشرق کشور را بشدت خونین و خطرناک خواهد ساخت که بدون شک  شعله های آتش آن به بیرون از مرزهای افغانستان نیز سرائت مینماید.

با توجه به حساس بودن وضعیت  نیاز است که جهانیان به همکاری نیروهای ضد تروریستی در منطقه بپردازند تا جلو فعالیت های نظامی و فکری همه گروههای تروریستی گرفته شود، چرا که با گذشت زمان  هر گروه فرصت سربازگیری را پیدا میکند و برای خودشان پایگاه اجتماعی ایجاد مینمآیند و  موضعگیری های عقیدتی شان  علیه همدیگر  علنی تر می‌گردد.

آسیب تقابل عقیدتی  گروههای تروریستی  به نقاط دیگر کشور نیز می‌رسد که شاید در مناطق تحت کنترول شان  مرتکب جنایت های وحشتناک بشری شوند که وقیح تر از جنایت داعش در سوریه و عراق باشد.

برای تضعیف پایگاه فکری  گروههای افراطی  نیاز است تا در وزارت های دفاع ملی، داخله، امنیت ملی و شورای امنیت  معاونیت های امور عقیدتی و سیاسی ایجاد گردد  و در همه قطعات عسکری  فارغان دانشکده های شرعیات و  مدارس دینی جذب شوند تا سربازان و افسران نظامی را در جبهه جنگ روانی علیه دشمن  روحیه دهند و حمایت نمآیند که دفاع از وطن جهاد است نه فقط يک مکلفیت شهروندی.

چرا که بدون انگیزه های معنوی  مشکل است که سربازان را خوبتر انگیزه دفاع از وطن و مردم را بدهند.