-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۲۴, یکشنبه

راستی که مغز اشرف غنی ترسناک بوده

 ناظران، تحصیل یافته ها، روشنفکران و اهل آگاهی، یک جمله دربارۀ «جلالت مأب» ها می نوشتند، لشکری از فیس بوک چلونکی ها سرشان هجوم می آوردند که های فلان و فلان... این نظام از ما است و به خون جوانان ما ساخته شده و قس علیهذا... به استاد عطا لقب هایی می دادند که آدم حیران می ماند که از کدام کتاب پیدا کرده اند. ترکیه، به خانه اول مارشال دوستم تبدیل شده و امارات به خانه اول استاد عطا. به حساب خود شان «ملت درصحنه» حافظ هرکرده و نا کردۀ آن ها خواهد بود.

با وصف آن که اشرف غنی بالای هردو بزرگوار، سه چهاربارلشکرکشی مستقیم، عملیاتی و تروریستی انجام داد، اما آن ها همچو گرسنه های صد ساله، به یک لقمه جیره که بعداً از سوی غنی برای آنان اختصاس می یافت، راضی و سر به راه و مطیع بچه آدم می شدند! اگر کلمه «جلالت مأب» را درهان آنان نمی گذاشتند، آن ها چی می کردند؟ آن ها نه به مردم گوش دادند، نه به صدای واقعیات، نه به ندای قلب خویش، نه به هشدارها... به هیچ چیز... درست است که غنی ریشه درخاک وطن نداشت؛ اما جواب بدهند که ریشه های خود شان اکنون درکجاست؟ غنی خائن چیغ زده می گفت که همه از مغز من می ترسند. واقعاً که جای ترس بوده. هیچ کسی از گردن کلفت های فربه و تجمل پرست را سراغ ندارم که به پیشگاه غنی دست به سینه ایستاده نه شده باشد.