-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۳, چهارشنبه

روسیه، هند و چین خود را برای ورود به افغانستان آماده می سازند


نویسنده  : سرگئی ساوچوک

برگردان  از عظیم بابک

منبع : ریانووستی نووستی



 فروپاشی سریع دولت تحت الحمایه آمریکا در افغانستان ، که طی چند روز زیر شدیدترین ضربه های طالبان قرار گرفت ، همه رویدادهای دیگر جهان را تحت الشعاع قرار داد.  و جای تعجب نیست: از این گذشته ، این بزرگترین عملیات نظامی و سیاست خارجی ایالات متحده از زمان پایان جنگ ویتنام است.

 شکست هژمون جهانی آنقدر کر کننده بود که جوزپ بورل ، نماینده عالی اتحادیه اروپا در امور خارجی و سیاست امنیتی ، در نشست بدون برنامه کمیته های روابط خارجی پارلمان اروپا خواستار جلوگیری از کنترل روسیه و چین از کشور شد. 

 نگرانی جمعی غرب  قابل درک است ، زیرا در حال حاضر بازیگران علاقمند به  محیط افغانستان صف آرایی کرده اند که علاقمندی شان مبرا از اشغال و کنترل نظامی از طریق دولت دست نشانده خواهد بود.  این فقط مربوط به مسکو و پکن نیست.

 افغانستان از نظر مواد معدنی بسیار غنی است ، تقریباً یک و نیم هزار معدن و ذخیره از جمله نفت ، گاز ، زغال سنگ ، مس ، آهن ، سنگ های قیمتی و نیمه قیمتی  درین کشور وجود دارد.  وضعیت دائمی جنگ ، کاوش و شفاف سازی ذخایر موجود را بسیار دشوار می کند ، اما حتی آنچه زمین شناسان انگلیسی ، شوروی و آمریکایی به نوبه خود موفق به شناسایی آن شده اند ، اشاره می کنند: دولتی که  بتواند چرخ گردان بی پایان جنگ را متوقف کند و صلح ، امنیت و ثبات را تأمین  کند خیلی ساده در بحر پول شناوری خواهد کرد.

 نظریه اقتصادی ادعا می کند که انرژی همیشه اساس توسعه دولت در جهان مدرن است و طالبان ، اگر از حکمت سیاسی خاصی برخوردار باشند ، به عنوان اصلاح طلبانی که افغانستان را از قرون وسطی بیرون بکشند ، هر فرصتی برای ثبت در تاریخ خواهند داشت.

 اجازه دهید به طور خلاصه آنچه را که کابل به عنوان یک ذخیره استراتژیک دارد ، در نظر بگیریم.

 اول ، یک معدن عظیم سنگ آهن حاجیگک در افغانستان وجود دارد.  ویژگی اصلی آن این است که سنگ معدن بسیار نزدیک به سطح رسوب می کند ، که اجازه می دهد تا به روش باز استخراج شود - به سادگی با کمک بیل مکانیکی.  مرزهای کاوش شده حاجک 32 کیلومتر ذخایر جامد و دو میلیارد تن سنگ آهن غیرقابل تصور است که بسیار غنی است: محتوای عنصر مفید موجود در آن از 62 درصد تجاوز می کند.  در همان زمان ، زمین شناسان استدلال می کنند که ضخامت کانسارها می تواند دو برابر بیشتر باشد.  در عین حال ، در مناطق مجاور شباشاک و دره صوف ذخایر صنعتی زغال سنگ  وجود دارد ، یعنی طبیعت خود شرایط ایده آلی را برای توسعه متالورژی ایجاد کرده است.

 این ترکیب شرایط به سادگی موجب به جلب توجه هند شد ، که برنامه دولتی را برای تسخیر بازار فولاد جهان تصویب کرد.  دهلی در مورد تبدیل شدن به خانه برتر جهان بسیار جدی است.  بنابراین ، در سال 2016 ، هند ، ایران و افغانستان یک توافق سه جانبه منعقد کردند که بر اساس آن دهلی در نوسازی بندر ایران در چاه بهار سرمایه گذاری کرد و تهران یک خط راه آهن مستقیم ایجاد کرد که از مرز شمال غربی به هرات می رسید.  هند آنقدر به سنگ معدن و زغال سنگ افغانستان نیاز دارد که آماده سرمایه گذاری ده میلیارد دالر در ساخت معدن و راه آهن مستقیم به چاهبهار است.  این پروژه به دلیل وخامت اوضاع در کشور متوقف شد و طالبان که این استان را تصرف کردند ، توسعه پروژه به تعویق افتاد.

 در ولایت شمالی بلخ ، در امو دریا و مرز با ازبکستان و تاجیکستان ، ذخایر زیادی از هیدروکربنها کشف شده است.  سازمان زمین شناسی ایالات متحده که بررسی های میدانی تحت پوشش ارتش آمریکا انجام داد ، پتانسیل ساحه را 1.8 میلیارد بشکه نفت ، 440 میلیارد متر مکعب گاز و بیش از 560 هزار بشکه ترشحات گازی تخمین زد.  برای افغانستان ، که روزانه پنج هزار بشکه نفت کم مصرف می کند ، این ثروت بی نظیری است که می تواند مشکل گرسنگی انرژی را برای دهه های آینده حل کند.

 باوجود عدم رضایت واشنگتن ، چین چشم به منطقه نفت و گاز دارد.  در سال 2011 ، کابل با شرکت دولتی ملی نفت چین موافقت کرد.  این شرکت برای توسعه سه زمینه امتیاز دریافت کرد و در عوض متعهد به ساخت سه پالایشگاه شد که در سه سال آینده انجام خواهد شد.  لازم به ذکر است که پکن شرایط فوق العاده مطلوبی را برای کابل ارائه کرد: هفتاد درصد سود حاصل از تولید و فروش نفت و گاز به بودجه افغانستان اختصاص یافت.  البته در عین حال ، احمقانه خواهد بود اگر فکر کنیم چینی ها با ضرر و بدون برنامه های بزرگ برای آینده کار می کنند.

 علاقه اصلی چین در اینجا لیتیوم است.  ده سال پیش ، همان سازمان زمین شناسی ایالات متحده داده هایی را منتشر کرد که از آنها معلوم می شود سه تریلیون دالر ذخایر لیتیوم در روده های خاک افغانستان پنهان شده است.

 در اینجا باید تذکر  داده شود.  اغلب ، داده های مربوط به ذخایر لیتیوم در افغانستان به عنوان واقعیت ارائه می شود ، اما این کاملاً درست نیست.  به مدت دو سال ، زمین شناسان نظامی آمریکایی موفق به انجام اکتشافات سطحی و شناسایی حوضه ها شدند ، جایی که با تمرکز بر معادن و شرایط زمین شناسی ، ممکن است ذخایر فلزی وجود داشته باشد.  در همان زمان ، آمریکایی ها لیتیوم فیزیکی را پیدا نکرده یا استخراج نکرده اند.

 با این حال ، اکتشافات زمین شناسی مدت زیادی است که مرحله راه رفتن با چکش را پشت سر گذاشته است و مدل سازی مدرن با احتمال بسیار زیاد ، وجود فلز مورد نظر کمیاب خاکی را پیش بینی می کند.  برای چین ، تولید کننده پیشرو موتر برقی و فناوری باتری در جهان ، این امر بیش از حد ضروری بود.  تنها چند ساعت پس از تصرف پایتخت توسط طالبان ، گنگ شوانگ ، سخنگوی وزارت خارجه اعلام کرد که چین بالای"دوستانه ترین همکاری با افغانستان" حساب می کند.  قابل ذکر است که سفارت چین در کابل نیز آسیب ندیده است و اکنون توسط نمایندگان مسلح دولت جدید محافظت می شود.

  در صفحات مطبوعات آمریکا ، یک هیستری واقعی در این زمینه آشکار شد.  به عنوان مثال ، CNBC می نویسد که اکنون نه تنها لیتیوم به دست رقیب اصلی آمریکا ، بلکه سریم ، نئودیمیوم ، لانتانیم ، مس و جیوه موجود در افغانستان نیز به دست رقباخواهد افتاد.  اگر چین در این منطقه جایگاهی پیدا کند ، تقریباً در  استفاده از فلزات کمیاب خاکی  انحصارگر قرار  میگردد.

 و در مورد روسیه چطور - آیا روسیه واقعاً چیزی برای ارائه  و همچنین مشارکت در حضور خود در منطقه دارد؟  شاید داشته باشد.

 شما باید با اسناد امضا شده که مسکو به طور سنتی به همه کسانی که مایل به همکاری هستند ارائه دهد ،بر میخورید : خطوط لوله اصلی گاز .  در سال 2010 ، قرارداد چهار جانبه ای در مورد ساخت خط لوله گاز ترکمنستان-افغانستان-پاکستان-هند (TAPI) به طول 1.7 هزار کیلومتر و ظرفیت 33 میلیارد متر مکعب به امضا رسید.  هزینه ساخت و ساز 10 میلیارد دالر برآورد شد و کارخانه لوله نورد چلیابینسک در مناقصه تامین لوله های تنه برنده شد.  در نه سال آینده ، طرفین به طور مداوم ملاقات می کردند و موافقت نامه های مفصل تری را امضا می کردند ، اما ساخت و ساز آغاز نشد.  دلیل آن همچنان یکسان است: بی ثباتی بی پایان ، جنگ و قدرتی که اکثر استانهای دورافتاده خود را تحت کنترل ندارد.

 اگر وضعیت در افغانستان تثبیت شود ، روسیه نه تنها می تواند تامین کننده اصلی لوله ها باشد ، بلکه می تواند با حداقل تغییر مسیر پنج و نیم میلیارد متر مکعب گاز ترکمنستان خریداری شده سالانه به جنوب ، به افزایش عرضه سوخت کمک کند.

 اما این نیز اصل گپ نیست.

 افغانستان بدون هیچ گونه اغراق با کمبود شدید برق مواجه است.  این کشور با 38 میلیون نفر جمعیت ، یعنی بیش از اوکراین مدرن ، تنها هفت نیروگاه با ظرفیت نصب شده 3.1 گیگاوات دارد.  برای مقایسه: در اوکراین ، همین رقم 55 گیگاوات است.  مسکو برای بیش از یک دهه پروژه پل انرژی بین آذربایجان و ایران را در دست دارد که پس از تحکیم وضع موجود در قره باغ ، همه شانس اجرای آن را دارد.  در صورت علاقه طرف افغانستان ، پل انرژی می تواند بیشتر به شرق گسترش یابد.  نصب خطوط برق بسیار آسان تر از کشیدن خط راه آهن است.

 علاوه بر این ، با وجود همه سختی ها ، دو نیروگاه برق آبی در افغانستان ، Darunta و Pul-I-Khumri فعالیت می کنند و در سال های اخیر روسیه تجربیات زیادی را در زمینه نوسازی نیروگاه های برق آبی خود و ساخت نیروگاه های جدید ، از جمله کوچک ، به دست آورده است. و نیروگاههای اندازه متوسط ​​حتی در شرایط سخت ارتفاعی ساخته شده اند.

 آینده بسیار نزدیک نشان می دهد که وقایع در منطقه چگونه توسعه می یابند ، اما روند داده شده نشان می دهد که الگوی حضور قدرتهای اصلی جهان در آنجا به احتمال زیاد بدون تشخیص تغییر خواهد کرد.