-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۲۵, دوشنبه

تبرا جویی خنده آور جنرال پشقل


 واکنش جنرال «پشقل» برضد اشرف غنی و دزدان قومی، برای من درد آور تر از پا گذاشتن به خون بیش از سه صد هزار جوان این کشور بود که در ترکیب نیروهای امنیتی و دفاعی، علیه طالب وحشی جان خود را فدا کردند.

بسم الله می گوید که غنی دست و پای ما را بسته بود و وطن را فروخت. کثافت بی سواد! دردیگر کشورها، وزیر دفاع به حدی مقتدر و هوشمند درصحنه ظاهر می شود که دست رهبران نا عاقبت اندیش را از پشت می بندد تا ملت خود را حراست کند. 
تو از روزی که به وزارت دفاع بالا کشیده شدی، واگذاری ولایات و قول اردو ها شدت یافت. تو درین مدت مشغول چی کاری بودی که از هیچ جریانی خبر نداشتی؟ چنین آدمی عامی که به کرسی وزارت دفاع رسیده، چرا دعوا دارد که دست مرا از پشت بسته بودند. 

جنرال پشقل! عقلت را گاو خورده بود درساعاتی که قرار بود ذبیح الله مهمند به دستورغنی، مارشال دوستم و عطا را به اسارت می کشید؛ غنی ترا به مثل یک کودک به سیر و چکر بالاحصار برده و اراجیف ناحق به گوشت می خواند؟ درشرایط جنگ که دشمن به درهای کابل نزدیک بود، تو دربالاحصار چه می کردی؟ تو از بالاحصار چه می فهمی... کدام جبهه جنگ دربالاحصار بود؟

 جنرال پشقل! اگر تو با مارشال دوستم، عطا و اسماعیل خان دردفاع از کشور طرح و پلان می کردی و جاذبه چوکی و پول چشمانت را نا بینا و بصیرتت را مکدر نه کرده بود، همین سخنان را حداقل چهار روز پیش به مردم می گفتی و با رهبران نظامی ضد طالبان شریک میکردی؛ این چنین فاجعه به بار نمی آمد. اشتباه و خطای تو کمتر از اشتباه و خطای مارشال دوستم و عطا و حتی بیشتر از خیانت های امرالله هرزه سرا بود.