-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۲۵, دوشنبه

تو برای نریختن خون گنده‌ی خود گریختی

خطاب سیامک هروی به فراری بابا

اشرف غنی برای توجیه فرارش گفته که برای جلوگیری از خونریزی کشور را ترک کرده است. کدام خونریزی؟ کی مانده بود که خونش را برای بقای تو بریزد؟ تمام والیان و فرماندهان تو که ولایات را یکی بعد دیگری تسلیم کردند. تمام سربازان که اسلحه برزمین گذاشتند و از جنگ امتناع کردند. اگر تو قرار بود جلو خونریزی را بگیری باید سال‌ها پیش این‌کار را می‌کردی و نمی‌گذاشتی که خون هفتاد هزار سرباز و سه‌صد هزار ملکی بریزد. تو برای نریختن خون گنده‌ی خود گریختی.

تو مرگ سختی خواهی داشت. در زبونی خواهی مرد. تو سگ‌مُر خواهی شد. خون‌هایی که گذاشتی برای بقا و دست‌ آخر برای فرار تو بریزد تو را رها نخواهد کرد. نفرین مادران داغ‌دیده سوغات راه توست. تو از کابل گریخی؛ اما از مرگ فراری نخواهی داشت. نیازی نیست بعدها تاریخ در مورد تو قضاوت کند. تو خود بنشین و دروغ‌هایی که با چیغ و دست‌پراندان و اکت امپراتورمآبانه به خورد مردم دادی مرور کن و کارنامه‌ی ننگین خود را قضاوت کن. آن‌گاه خواهی دانست که تو روانی و مزدوری بیش نبودی. آن‌گاه خواهی دانست که کودکانی را به حیث مشاور و رییس دفتر و معاون بر گرده‌ی مردم شاندی خود والی و فرمانده و حتی ولسوال تعیین کردند تا در روز موعد دمار از جمهوریت دروغین تو برآورند.

غنی! تو مرده‌ای! تو همان‌دم که برای فرار به سوی چرخبال رفتی مردی. این مرگ خیلی ذلت‌بار بود.