-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مرداد ۳۰, شنبه

موش های دانا/ با رنج های پیل آسا


ستار رفعت یاوز

یادداشت های زیرزمینی 

داستایفسکی در «یادداشت های زیرزمینی» از زبان مردی سخن میگوید که از آگاهی زیاد نسبت به سایر مردم عادی، به کنجِ انزوای زیرزمینش خزیده و گویی مقابل فلاکت روزگار و جهالت مردم؛ مشغول طغیانی بی اراده است. او نسبت به همه‌چیز، شکایت دارد. خودش را از دیگران جدا میداند و در مقابل تمام رفتار های انسان ‌های اطرافش و روشن بینی های دروغین طغیان می‌کند. طغیانی بی اراده و ناخواسته که تنها در اعتراض و نوشتنِ  یادداشت‌ هایش در کنج همان زیرزمین خلاصه می‌شود…

او رنج می‌کشد و دلیل رنج کشیدنش را دانستنِ بیش از حد می‌داند. و از همین رو خودش را در بخشی به یک موش تشبیه می‌کند که در میان این مردم به ناچار به گوشه‌ای خزیده و پناه برده است. در واقع «مرد زیرزمینی» مشتاق است که موجود، آزاد از اخلاقیات باشد و از قوانین معمول جامعه تبعیت نکند. زیرزمین درینجا نمادی از بریدگی از اجتماع و بیگانگی است...

دُز هایی ازین کتاب که هر کسی حتمی و قطعی باید تزریقش کند:

 “قسم می‌خورم، آقایان؛ که بیش‌ ازحد آگاه بودن، بیماریست، یک بیماریِ مطلق.”

“عمیق‌ ترین لذت‌ ها در ناامیدیِ مطلق است، به‌ ویژه زمانی که فرد به‌کلی از وضعیت ناامیدیِ خودش آگاه باشد.”