-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۵, جمعه

استاد عطا داستان کهنه می گوید


استاد عطا از امارات عربی با بی بی سی و افغانستان انترنشنال ظاهراً نا گفتنی ها را بیان می کند. من همه را شنیدم. هیچ نکته یی تازه در آن نبود.

برداشت من ازمصاحبه: ایشان از جمهوری سه نفره می گوید اما شخص خودش در مراسم سوگند غنی حضور داشت. وزارت و سفارت امتیاز گرفت. تا آخر از غنی حمایت کرد. حتی زمانی که غنی با پای خودش برای تسلیم دادن مارشال و او، به مزارشریف آمد.

ازآهنگ صدایش این نکته را احساس کردم که تا این دم، ظاهراً لقب رهبر جمیعت اسلامی را بیخی فراموش کرده و به آیندۀ مرکز مقاومت ملی ( پنجشیر) نیز چندان ایقان ندارد. شاید ایقان دارد مگر غرورش نمی گذارد تواضع پیشه کند. احتمالاً انتظار دارد که شورای رهبری مقاومت پنجشیر از وی دعوت به حضور در شورای سیاست و جنگ کند که درحال حاضر بعید است چنین امری پیش آید.

 افزون برین، به طور ناگفته، منتظر دعوت طالبان طالبان برای مذاکره و مشورت درمحضر عبدالله، کرزی است؛ هرچند پوره می داند که عبدالله و کرزی پس ازین عددی هم نیستند. همچنین، به فراهم شدن بستر و زمینه یی که بتواند دو باره به یک فرمانده جنگی ظفرمند و شامل درتعاملات سیاسی تبدیل شود، امید قطعی ندارد. استاد عطا درشرح علت العلل شکست توطئه آمیز حکومت و ارتش، به افاده کلیات اکتفا کرد. ایشان بارها زبان به ادعا باز کرده و عکس آن را ( هرچند از روی ناگزیری) انجام داده است.

از بیان مشخص درین باره که کدام جنرال ها به قومانده و سازش با غنی خائن، قول اردو ها را یکه یکه به دشمن تحویل دادند؛ به عمد طفره می رود. ازلایه لایۀ قضیه مطلع شده، اما فکرمی کند هنوز جمهوری سه نفره برسرکار است و تشریفات می کند. دست کم از ذبیح الله مهمند فرمانده خائن به وطن درقول اردوی شاهین-  اجنت آی اس آی - که کلاً می خواست او و مارشال دوستم را به اسارت طالبان در آورد؛ یاد نه کرد. به این اساس، بنده به رؤیت فتوای عقل سادۀ خود پیش بینی می توانم که استاد عطا به زودی در گرداب یک افسرده گی شناور خواهد شد؛ مگراین که منادی تجربه درگوش هوشش بخواند که درمنش وکنش خویش دگرسانی آورد.