-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۸, پنجشنبه

ترور پسر مولوی آغا میر از سوی طالبان

حوالی نیمه شب گذشته، پسر مولوی آغا میر رئیس امنیت ملی پنجشیر از سوی یک گروه ویژۀ طالبان تیرباران شده است.

این حادثه چند ساعت پس از نشر کلیپ سخنان مولوی آغا میر درمورد افزایش کشتارهای خود سرانۀ غیرنظامیان از سوی طالبان درقریه جات پنجشیر، روی داده است. مولوی آغا میرساده ترین طالب پنجشیری است که سخنان افشاگرانه اش درمورد دسته جات ترور طالب، مثل بمی درشبکۀ اجتماعی صدا کرد و همزمان، عکس العمل قاطع طالبان را نیز به همراه داشت.

درین حال ازمجاری مقاومت ملی خبرمی رسد که یک مفرزۀ ویژۀ ضد جاسوسی درجبهه پنجشیرقرار است جهت تصفیه حساب وشکار خاینان محلی پنجشیری به عملیات خویش آغاز کند. شماری انتظار دارند که حسیب قوای مرکز به فرماندهی مفرزۀ تصفیه حساب تعیین شود.

پاکسازی فرهنگی بربرها در بلخ باستان

 دیوار نخبه گان بلخ که توسط فرزندان برومند بلخ ساخته شده بود، به وسیلۀ طالبان پاکستان به این روز و حال رسید.

این خشن ترین نماد حضورتروریست ها درشمال است.


انبار بزرگ اسلحه از خانۀ الله گل مجاهد کشف گردید


 خبرمی رسد که الله گل مجاهد ده سبزی نمایندۀ پارلمان درحکومت قبلی که مدت ها پیش از سقوط کابل به طالبان اعلام پیوسته گی کرده بود؛ و رسماً بعد از روی صحنه آمدن طالبان بیعت خود را ابراز کرد؛ امروز مورد بازخواست قرار گرفته و تحت نظارت رفته است. 
او درزمان غنی با تکبر اعلام می کرد که اگر بخواهد دولت را سقوط می دهد!
گزارشنامه افغانستان اطلاع می دهد که از زیرزمینی های قصروی هزاران تفنگ و مقادیر بزرگی از مهمات کشف شده است. جنگ ابزار ها از سوی نفرات طالبان ضبط شده و خودش علی العجاله تحت بازخواست است. احتمال دارد بعد از مصادرۀ جنگ افزار ها، خودش را رها کنند. 

افراسیاب ختک دکتر نجيب را به طالبان تسلیم و اعدام کرد

 تازه‌ترین روایات زنده‌گی من 

بخش ۱۷۹

نوشته‌ی محمد عثمان نجیب


آخرین شکست درغل بابا


 نجیب بارور

فیسبوکش هک نشده، انتظارنشستن برای حرف زدن با احمد مسعود، سست شدن پایه‌های مشروعیت بین‌المللی برای شناسایی ط‌البان و قوت گرفتن روایت مقاومت عصبانی‌اش کرد. چون آدم احساساتی است، داشت برخلاف بازی عمل می‌کرد. حمایتش از ط‌البان خیلی از مسائل را واضح می‌ساخت، چون آدم بی‌سنجشی است، بادارانش مجبورش کرد گُه‌اش را با زبان بلیسد.

پاکستانی‌ها طالبانِ کوهدامن را خلع سلاح کردند


منابعی در صحبت با تلویزیون آنلاین نخبگان می‌گویند که از چند روز بدین‌سو، نیروهای پاکستانی طالبان محلی در ولسوالی‌های قره‌باغ، فرزه و شکردره را خلع سلاح کرده‌اند.

به گفته‌ی این منابع، پاکستانی‌ها به فرماندهان محلی طالبان گفته اند که تا اطلاع بعدی در خانه بمانند و پس از این، آنان مسوولیت تامین امنیت کوهدامن را عهده‌دار هستند.

منابعی که با تلویزیون آنلاین نخبگان صحبت می‌کرد می‌گویند که شماری از پاکستانی‌ها در تلاشی کوتل خیرخانه نیز حضور دارند و در همکاری با طالبان محلی، کسانی که از این مسیر رفت‌وآمد دارند را تلاشی می‌کنند.



روایت دیگری از خائنان پنجشیر

 

صادق امید

کسی گفت: دو روز قبل از شکست مرکز پنجشیر،  فرمانده بهرام مسٶل هم آهنگی اردو، فرزند رجب خان بروت به تانکرهای تیل پشت سریچه آمد تا اکمالات کند.

 با آن که چشمش در خط جنگ زخم برداشته بود و تکلیف داشت، با که آن همگان می دانستند که در دربند نقش خیلی بارزی دارد و یکی از مقامات نظامی پنجشیر هم است؛ ولی بازهم هیچ یک بهش توجه نکرد و با بشکه اش در دست، در صف نوبت قرار گرفت؛ دیرها انتظار کشید که بعداً برایش گفته شد امروز توزیع تیل تمام است.

 او دوباره برگشت کرده به سنگر رفت. این درحالی بود که بسیار موترهای شخصی که قرابت با مسوولین روغنیات داشتند حتی هفته ها روزانه از جبهه اکمال می شدند و در سرک ها با اسلحه دست داشته خود به ناحق رژه می رفتند. اکنون هیچ خبری از آن نازدانه ها نیست ولی فرمانده بهرام مردانه وار هنوز هم با پرسونل خود در سنگر مربوطه اش کشیک می دهد.

 در ضمن از روزی که پنجشیر شکست کرده است تمامی اکمالات روغنیاتی قوای ط.الب از پشت سریچه یعنی از همان مخزن جبهه می باشد؛ حتی چندین موتر تیل را به کابل انتقال داده اند. (این را می توانید از راننده های لین بپرسید) واقعاً با بودن این قدر تیل در جبهه آدم حیرت می کند. در کُل خویش داری و روابط با مقامات جبهه برای یک عده خیلی کارا بود به اصطلاح خَس دزدی ها و استفاده جویی های زیادی کردند.



ایران متحدان خود را در افغانستان آماده می کند

 نویسنده: ضرار کهرو

منبع: عرب نیوز 


 در حالی که منطقه و جهان برای پذیرش واقعیت جدید سیطره طالبان بر افغانستان تلاش می کند، به نظر می رسد ایران با وجود استقبال روزهای اول از «شکست نظامی و عقب نشینی آمریکا» در افغانستان، رفته رفته از این موضوع نگران شده است. 

ایران بلافاصله پس از روی کار آمدن طالبان در کابل، تأمین سوخت افغانستان را از سر گرفت تا دست کم در روابط خود با حاکمان جدید افغانستان تنش ایجاد نشود. اما با شروع درگیری های دره پنجشیر، رسانه های ایران ارتش پاکستان را به کمک به طالبان در حمله به این منطقه محکوم کردند. این اتهام ابتدا در حد گزارش های رسانه ای بود؛ اما چند روز بعد یکی از نمایندگان مجلس، این اتهام را دوباره تکرار و حتی پاکستان را به استفاده از جنگجویان چچنی بازگشته از جنگ داخلی سوریه در حمله به پنجشیر متهم کرد.

ایران در استفاده از نیروهای وابسته به خود در کشورهای دیگر تبحر دارد. تجربه خوبی را در این زمینه داشته و توانسته به موفقیت های بسیار خوبی هم برسد. این سیاست، راهبردی موفق و به نسبت کم هزینه است که ماهیت فراملی آن در انتقال سوخت برای حزب الله لبنان به خوبی به نمایش گذاشته شد. ایران به احتمال زیاد به دنبال تکرار این داستان در افغانستان است. در این سناریو، اسماعیل خان، والی هرات سرمایه ارزشمندی است. همچنین درگیری های طولانی مدت فرصت را برای استقرار دوباره فاطمیون فراهم می کند. حتی اگر این استقرار هیچ گاه اتفاق نیافتد، ایران می تواند از اسماعیل خان، متحد مهم خود، برای اعمال نفوذ در افغانستان پس از آمریکا استفاده کند. اسماعیل خان پس از شکست در برابر طالبان به ایران گریخت. از پایان سریع جنگ در افغانستان این گونه برداشت شد که ایران از عمق راهبردی مورد نظر خود در افغانستان برخوردار نیست. اما این تنها علت خشم ایران نسبت به پاکستان نیست که به جای تهران، توانسته است در افغانستان نفوذ کند.

اشتیاق ایران به تبدیل شدن به مهمترین مسیر تجاری آسیای مرکزی به جهان، در نتیجه نفوذ پاکستان در افغانستان و گفت وگوهای ازبکستان و پاکستان برای بهینه سازی توافق تجاری که به تغییر مسیر تجارت از بنادر ایران به بنادر پاکستان می انجامد، با مانع بزرگی روبه رو می شود. این اتفاق هم خبر بدی برای بندرعباس است و هم برای توسعه بیشتر بندر چابهار که طرح مشترک ایران و هند است. چابهار پیش از این نیز از تأخیرها و کاهش حجم ناشی از کرونا رنج می برد. پیروزی طالبان در افغانستان و نامعلوم بودن سرنوشت پیمان دولت اشرف غنی، رئیس جمهوری مخلوع افغانستان با هند و ایران، آخرین تیر بر پیکر این طرح از پیش مشکل دار خواهد بود.

با وجود این، متهم کردن پاکستان اشتباهی محاسباتی است. سیاست قبول مخاطره یکی از شاخص های اصلی سیاست ایران است؛ اما وقتی می تواند نتیجه بخش باشد که این اطمینان وجود داشته باشد که مرز خطر کجا قرار دارد. انتظار نمی رود تنشی شدید در روابط ایران و پاکستان به خاطر افغانستان به وجود آید اما بی شک ایران برگه های خود را در افغانستان مورد بازبینی قرار خواهد داد و بی شک از مهره های خود نهایت استفاده را خواهد برد.


طالبان تغییر کرده اند


طالبان تغییر کرده اند؛ کشور، رسماً وبالفعل ایالت پنجم پاکستان شده است. با این حال، شاهد موضع گیری های عجیبی هستیم که باورکردنش تنها محال نیست؛ معاصی کبیره است. 

یک گروه از «کارشناسان! مسایل سیاسی افغانستان»، از طیف و قشری، درشبکه های جهانی، تحت نام کمک به وضعیت مردم افغانستان، نسبت به همین ادعای غلط که طالبان تغییر کرده وممکن است تغییر کنند یا مجبوراند تغییر کنند؛ زیگنال مثبت می دهند.

‏حالا لطف کنند به یک نمونه از هزاران مورد کشتار، به این خبر توجه کنند: جعفرحیدری در تایمنی کابل در محضر عام به گلوله بسته و کتاب زنده گی اش متلاشی کردند.

 او هزاره، متاهل، آموزگارفروتن، قهرمان ورزش، ماستر حقوق و یکی از فعالان جامعه مدنی بود.


کوچ اجباری هزاره های دایکندی از سوی گروه طالبان!


روستاهای پانزدگانه، شمار خانواده ها و مساحت تقریبی مناطق هزاره نشین ولایت دایکندی که تهدید به اخراج اهالی و غصب زمین های کشاورزی آنان، توسط طالبان شده است:

۱- قریه کندیر، ۴۰۰ خانواده، تقريبا ۹۰۰ جریب زمين 

۲- قریه میدان ملک، ۱۰۰ خانواده، ۲۰۰ جریب زمین 

۳- قریه شاغولجه،  ۱۵۰ خانواده، ۴۰۰جریب زمین

۴- قریه خرکک، ۱۶۰ خانواده، ۴۲۰  جریب زمین 

۵- قریه بالا جوی، ۳۰۰ خانواده، ۷۰۰ جریب زمین 

۶- قریه راه رمه، ۹۰ خانواده، ۲۷۰ جریب زمین 

۷- قریه چپه جوی(امین آباد)، ۶۵۰ خانواده، ۱۷۰۰ جریب زمین 

۸- قریه دهن ناله، ۳۸۰ خانواده، ۹۰۰ جریب زمین 

 ۹- قریه میان قاشو، ۱۰۰ خانواده، ۵۰۰ جریب زمین 

۱۰- قریه سینه خزک، ۱۵۰ خانواده، ۷۰۰ جریب زمین 


       منطقه تگابدار بالا وپایین:

 ۱۱- قریه کنتَی،  ۷۰ خانواده، ۲۵۰ جریب زمين 

۱۲- قریه سیالاش، ۹۰ خانواده، ۲۰۰ جریب زمین 

۱۳- قریه تگابدار، ۳۰۰ خانواده، ۴۰۰ جریب زمین 

۱۴- قریه ورگ، ۵۰ خانواده، ۳۰۰ جریب زمین 

۱۵- قریه کته آنار، ۳۰ خانواده، ۱۵۰ جریب زمين

پ.ن1: گزارشهای پراکنده از کوچ اجباری در مناطق بلخاب و سرپل و دره صوف هم رسیده است.

پ.ن2: این کوچ های اجباری مصادف با اربعین امام حسین است و مردم هزاره در سرتاسر دنیا (از جمله کابل و...) با روضه هیهات منا الذله و قصه کوچ دادن خانواده امام حسین به سمت شام، بر سر و صورت خودشان می زنند و گریه می کنند.

از ماست که بر ماست...

هزارستان نیوز





اندراب، خط اول جنگ با دشمن است

زمانی، دشمن درهم می شکند وتارومار ازصحنه می گریزد. اما نسل های آینده، مدیون دکترزین الدین ها باقی می مانند. تاریخ بدین گونه ساخته می شود. ملت، این گونه ماندگار می ماند.

داکتر زین الدین باشنده ده‌ یک اندراب در روز های اخیر ده ها زخمی جبهه ای مقاومت را درمان کرد.  او  با یازده عضو خانواده اش از سوی طالبان در خانه اش تیرباران شدند. زین الدین جراح مشهور بود.

به گروپ های عملیاتی جبهه مقاومت ملی

 فهرست نام های عناصری که به خاطر تسلیمی افراد مقاومت درپنجشیر از سوی شبکه حقانی توظیف شده اند:

1- مولوی ملک پیاوشتی از رخه

2- مولوی رحیم الله کرباشی از رخه

3- مولوی علی احمد از رخه

4- مولوی روح الله از حصارک

5- مولوی مسیح الله کرامانی

6- قوماندان میرزا رحیم از دره 

7- قوماندان خلیل از دره 

8- مولوی قیام الدین دشت ریوتی – حصه الو

9- مولوی امین الحق دشت ریوت – حصه اول

10- قوماندان عزیز از سفید چهر – حصه اول

11- مولوی یحیی از عنابه 

12- سارنوال میرجان از خینج – حصه اول

13- مولانا حسن المأب از عبابه

14- ضابط میرجان از آبدره

15- قوماندان دادالله آبدره 

16- ملا محمد با چند تن از قوماندانان شتل

17- هارون آبده

18- منان از مرشتان – رخه

19- مولوی سبحان سفید چهر – حصه اول

20- مولوی عبدالحمید از سفید چهر

21- مولوی حفیظ از تاواخ

22- مولوی عبدالله از پریان

23- مولوی جلال حنفی از پریان 

24- مولوی عبدالحکیم از پریان

25- مولوی عبدالله از پریان

26- مولوی فضل الرحمان از پریان 

27- مولوی ضیاء الحق فراجی

28- مولوی وارث قبلاً رئیس اوقاف از عنابه

29- دگروال ریا؟ ( یا کدام نام دیگر است) از سفید چهر

30- عزیز غیرت و برادرش از حصه اول عمرض

31- مولوی معصوم الدین از غنجو – حصه اول 

32- مولوی جان محمد از آبشار

33- مولوی شریف از دره 

34- حاجی عبدالله خان از شتل

35- حاجی رستم خان از عمرض – حصه اول

36- مولوی عبدالعلیم از عمرض – حصه اول

37- استاد سعید از آبشار دره

38- مولوی صادق از دشت ریوت

39- مولوی صادق از دشت ریوت

40- مولانا سعید خان از حصه اول

41- مولوی عبدالصبور کرامان دره

42- مولوی فیض الله پوجاوه دره 

43- قوماندان مهربان از دره 

44- قوماندان نواب از تمبنه

45- شمس الحق از تمبنه دره 

46- مولوی مظهرالدین از حصه اول سفید چهر

این فهرست طولانی است. واقعه نگاران جبهه مقاومت باید فهرست را کامل کرده و دردسترس قوای مقاومت ملی قرار داده شود. 


دوستان القاعده ای طالبان به قدرت بازگشتند


اشاره: محافل جهانی را نگاه کنید؛ به همین ساده گی می نویسند!

 نویسنده: یاسمین کامیسلی

منبع: فرانکفورتر روندشاو (آلمان)

طالبان در مدت زمان بسیار کوتاهی و تقریبا بدون هیچ مقاومتی افغانستان را تصرف کردند. کابل کمتر از آنچه تصور می شد مقاومت کرد و زودتر از آنچه انتظار می رفت سقوط کرد. پس از به قدرت رسیدن طالبان، آنها بارها تأکید کردند که این کشور دیگر خاستگاه تروریسم نخواهد بود. اکنون این وعده نیز نقض شده است: طرفداران القاعده با صدها خودرو به جلال آباد بازگشتند. انور الحق مجاهد نیز در میان این افراد بود و مورد استقبال و تشویق طالبان قرار گرفت. او یکی از رهبران "گارد سیاه" اسامه بن لادن بود. به گزارش پرتال خبری دیلی بیست، گفته می شود وی دوباره مسئول جنگجویان طالبان در شرق افغانستان است.

بدین ترتیب همچنان نمی توان به وعده طالبان مبنی بر عدم گسترش گروه های تروریستی در افغانستان اعتماد کرد. یکی از مقامات بلندپایه اطلاعاتی افغانستان که اخیرا برکنار شده، از بازگشت انور الحق مجاهد به جایگاه قدرت خانوادگی اش و "استقبال قهرمانانه از او در جلال آباد" انتقاد کرد. این مقام بلندپایه گفت: "همه کسانی که در سال 2001 با القاعده همکاری نزدیک داشتند، همراه او هستند. او اکنون مسئول طالبان و جنگجویان خارجی در شرق افغانستان است."

یک مقام ارشد سازمان ملل متحد و یک روزنامه نگار سوئیسی – ایتالیایی که در این استان بودند، روز جمعه بازگشت انور به جلال آباد و نقش وی به عنوان فرمانده نظامی را تأیید کردند.

انور به همراه امین الحق از اعضای سابق "گارد سیاه"، اکنون به احتمال زیاد در افغانستان بخشی از قدرت را به دست گرفته است. حضور آنها در جلال آباد، زادگاه قدیمی بن لادن، گواه تلاش های نافرجام آمریکا برای ریشه کن کردن تروریسم در افغانستان است. هر دو رهبر القاعده صدها نفر از جنگجویان را تحت فرماندهی خود دارند، اگرچه برخی از افغان ها از اینکه اجازه داده شده شکنجه گران سابق آنها از پاکستان بازگردند، عصبانی هستند.

ارتباط طالبان و القاعده پس از به قدرت رسیدن آنها در افغانستان آشکار شد، زمانی که القاعده با ارسال یک پیام ویدئویی به طالبان تبریک گفت. به گفته منابع افغان، آمریکایی ها و سازمان ملل متحد، طالبان تا زمانی که از غرب کمک دریافت کرده است، همچنان ارتباط با القاعده را انکار می کند. حالا تمامی کسانی که طالبان منکر ارتباط با آنها بود، بعد از این که کابل را تصرف کرد ظاهر شده اند و قدرتنمایی می کنند. گویی بازگشت به قدرت به معنای بازگشت دوباره القاعده هم هست. 



توهین صریح عزیز رفیعی به جبهۀ مقاومت ملی

عزیز رفیعی فعال مدنی درگفت وگو با مجری افغانستان انترنشنال درارتباط به کشتار غیرنظامیان درپنجشیراز سوی طالبان گفت که «انتقاد جبهه مقاومت ملی» نسبت به کشتار و تجاوز برغیرنظامیان پنجشیر «مهم نیست؛ مهم این است که مردم پنجشیرشکایت کرده اند!»
ترجمۀ مفهومی که درپس این واکنش سطحی و ( احتمالاً مملو از انگیزه های آنچنانی هزاررنگ قیاسی) عزیزرفیعی وجود دارد این است که جبهه مقاومت ملی ربطی به « مردم پنجشیر» ندارد. خدمت تبلیغاتی این چنین به طالبان، آن هم ازیک چالۀ نا امیدی، درتصورنمی گنجد.

 عزیز رفیعی فعال مدنی درگفت وگو با مجری افغانستان انترنشنال درارتباط به کشتار غیرنظامیان درپنجشیراز سوی طالبان گفت که «انتقاد جبهه مقاومت ملی» نسبت به کشتار و تجاوز برغیرنظامیان پنجشیر «مهم نیست؛ مهم این است که مردم پنجشیرشکایت کرده اند!»

یعنی جبهه مقاومت بر علیه طالبان برای دفاع از نوامیس پنجشیر و افغانستان یک جریان انتزاعی است.
ترجمۀ مفهومی که درپس این واکنش سطحی و ( احتمالاً مملو از انگیزه های آنچنانی هزاررنگ قیاسی) عزیزرفیعی وجود دارد این است که جبهه مقاومت ملی ربطی به « مردم پنجشیر» ندارد. خدمت تبلیغاتی این چنین به طالبان، آن هم ازیک چالۀ نا امیدی، درتصورنمی گنجد.

 روزگارعجیبی ست درافغانستان. مقاومت ملی برضد ترور و اشغال، همچو یگانه شعلۀ مبارزه درگردنه های هندوکش درمتن تیره گی، با تکریم و احسنت ایرانیان، تاجیکستان و حتی کُرد های مبارز درعراق مواجه است؛ اما فردی درس خوانده، ظاهراً ضد طالب و روشنفکر، چشم خود را می بندد و می گوید: واکنش جبهه مقاومت مهم نیست!

یک تکسی ران این طور حرف نمی زند؛ چه رسد به یک صاحب نظر دارای پیشینه و آموزه های سیاسی که ظهور و سقوط رژیم های مختلف را شاهد بوده است.
اما پرسش: این همه تلاش بی معاش برای خلوت سازی عرصه به طالبان از بهر چیست؟

 طالب چرا غیرنظامیان پنجشیررا می کشند؟ نیازی به کشف یک فرمول ناممکن نیست. آن ها را به خاطرروحیۀ ضد طالبی، ضد اشغال و توان ایستاده روانی و حمایت شان از رزمنده گان مقاومت ملی می کشند. این خدمات رسانی تبلغاتی به لشکرنیابتی پاکستان درحالی صورت می گیرد که مردم هزاره به کوچ اجباری وادار شده و فاجعۀ بشری پیوسته اوج می گیرد.

 رزمنده گان جبهه مقاومت ملی درتمامی ارتفاعات استراتیژیک و کلیدی پنجشیر با تمام قدرت حضور دارند و همه روزه، ازنظر نظامی وانسجام سیاسی توان بیشتر می گیرند. جنگ همیشه درجریان است. سوالی که از عزیزرفیعی مطرح می شود این است: چرا واکنش جبهه مقاومت ملی که اکثریت آن جنگجویان پنجشیری اند؛ نسبت به کشتارغیرنظامیان از سوی قطعات پاکستانی و طالبان چند ملیتی «مهم نیست»؟ 

وی درفهم مفهوم «مردم» و جنگ علیه اشغال، سخت دستخوش اغتشاش ذهنی است. وی نیازاشد به مطالعۀ تاریخ تجربی دارد.
یک تکسی ران این طور حرف نمی زند؛ چه رسد به یک صاحب نظر دارای پیشینه و آموزه های سیاسی که ظهور و سقوط رژیم های مختلف را شاهد بوده است.
اما پرسش: این همه تلاش بی معاش برای خلوت سازی عرصه به طالبان از بهر چیست؟

 طالب چرا غیرنظامیان پنجشیررا می کشند؟ نیازی به کشف یک فرمول ناممکن نیست. آن ها را به خاطرروحیۀ ضد طالبی، ضد اشغال و توان ایستاده روانی و حمایت شان از رزمنده گان مقاومت ملی می کشند. این خدمات رسانی تبلغاتی به لشکرنیابتی پاکستان درحالی صورت می گیرد که مردم هزاره به کوچ اجباری وادار شده و فاجعۀ بشری پیوسته اوج می گیرد.

 رزمنده گان جبهه مقاومت ملی درتمامی ارتفاعات استراتیژیک و کلیدی پنجشیر با تمام قدرت حضور دارند و همه روزه، ازنظر نظامی وانسجام سیاسی توان بیشتر می گیرند. جنگ همیشه درجریان است. سوالی که از عزیزرفیعی مطرح می شود این است: چرا واکنش جبهه مقاومت ملی که اکثریت آن جنگجویان پنجشیری اند؛ نسبت به کشتارغیرنظامیان از سوی قطعات پاکستانی و طالبان چند ملیتی «مهم نیست»؟ 

وی درفهم مفهوم «مردم» و جنگ علیه اشغال، سخت دستخوش اغتشاش ذهنی است. وی نیازاشد به مطالعۀ تاریخ تجربی دارد.

منبع مقاومت ملی: پاکستان محموله های پول جعلی را به کابل منتقل کرده است.

 

کانال اطلاعاتی مقاومت ملی به گزارشنامه افغانستان خبر داده است که پاکستان به طالبان پول جعلی چاپ کرده و درحال انتقال به افغانستان است.

رضا باقر، رییس بانک مرکزی پاکستان گفته است که برای عمل‌کرد روان سیستم بانکی در «حکومت طالبان»، پاکستان می‌تواند در چاپ پول افغانستان کمک کند. این پول قبلاً چاپ شده و حالا خبرآن به رسانه ها داده شده است.

به گزارش روزنامه «اکسپرس تریبون» چاپ پاکستان، درصورت آزادنشدن ذخایر ارزی بیش از ۹ میلیارد دالری بانک مرکزی افغانستان، پاکستان حاضر به حمایت اقتصادی است. اما پاکستان به بحران اقتصادی مداوم مواجه است و تأمین مالی مخارج طالبان عمدتاً به دوش امارات و قطراست که تا کنون منتظرتصمیم بین المللی اند.


درگیری شدید بین دو گروه طالب در پنجشیر


قرارگزارش، دوشب قبل در مارکیت گلستان ولسوالی رخه پنجشیر بین دو گروه از طالبان درگیری شدیدی روی داده است. منازعه بین دو گروپ زمانی به درگیری مسلحانه منجر شد که یک گروه به گروه دیگر دستور می داد که به گزمه شبانه بروند. اما گروه دیگراصرار داشته که گشت شبانه نوبت شماست.

راپورواصله به گزارشنامه افغانستان بیان می دارد که همه ای نیروی های طالبان درتمامی حصص پنجشیر از ظرف شب خواب ندارند و تا صبح بیدار می مانند. پروگرام خواب نوبتی برای آن ها بعد از سپیده دم تنظیم شده است. از به دام افتادن درهنگام شب وحشت دارند. نیروهای مقاومت هر شب دست به عملیات می زنند و آهسته آهسته زخم می زنند. یک ناظر بازگشته از پنجشیر به گزارشنامه افغانستان گفت که درصورت گسترش عملیات مقاومچی ها، تعداد زیادی از طالبان کشته و اسیر خواهند شد. رهبری نظامی طالبان درپنجشیر هماره در داخل تانک های ضد گلوۀ هاموی می خوابند.

درگزارش دیگرآمده است که قرارگاه طالب متصل جاده عمومی، حدود یک صد رأس گاو وگوسفند مردم را دریک نقطه گرد آورده و همه روزه از همان مواشی ذبح می کنند و می خورند. تقریباً تمامی خانه ها غارت شده اند. 


«داستان دو قانون اساسی»


(گفته‌ها و ناگفته‌های درباره طرح قانون اساسی جمهوری دموکراتیک افغانستان)

محترم سلیم مجاز قبل از تدویر کنگره موسس حزب دموکراتیک خلق افغانستان (1343) در یکی از حلقات مبارزین روشنفکر وطنخواه تنظیم و عضو فعال آن بود و همین حلقه نیز نماینده منتخب خویش را برای تدویر کنگره معرفی نموده بود.


۱۴۰۰ مهر ۷, چهارشنبه

تمام ادارات درپایتخت از سوی جنرالان پاکستان رهبری می شود

 اشاره: این متن از یک کانالی به گزارشنامه ارسال شد. سبک نوشتار متن زیر به شگرد نوشتاری هارون سمرقندی شباهت دارد.

طالبان کدام گروه یا تشکیلات مانند تنظیم های جهادی نیستند که در بین شان افراد قدرتمند وجود داشته باشد و هرگاه تغییر موضع بدهند یک استان را سقوط بدهند یا بعد از برکناری کدام کاری از دست شان بیاید.

همین گونه رهبری طالبان نیز کدام کاره یی نیستند که فرمان بدهند؛ بلکه فرمان به نام آن ها نوشته می شود و در زمان ملا عمر نیز چنین بود؛ فقط فرمان به نام او صادر میشد بعد خود او از طریق رسانه ها آگاه می شد و حالا هم چنین است. هرگاه یک فرد به اصطلاح مهم طالب کدام بیانیه یی داشته باشد، پاکستانی متن بیانیه را برایش میدهد تا آ نرا بخوانند. در مجموع طالبان یک تشکیلات نظامی پاکستانی است که هر بخش آن از سوی یک ژنرالان پاکستانی رهبری می شود و برای هر استان چندین ژنرال و افسران پائین رتبه ارتش و استخبارات ارتش یعنی آی اس آی موظف به رهبری میباشند.

در کابل هر وزارت به گونۀ شکلی  سرپرست وزیر دارد ولی وزیر اصلی یک پاکستانی است که در مکان های دیگر دفاتر دارند و هر صبح پیش از رفتن به وظیفه به گونۀ فزیکی از آن جا رفته دستور می گیرند وصورت ژنرالان هم اصلاح شده است و از ریش خبری نیست. حتا تغییر قیافه هم ندارند، و روزانه سرپرست وزیر به دفتر پاکستانی میرود و دستور می گیرد واز طریق تلفن تا حد ممکن استفاده نمی کنند و خود پاکستانی ها در سراسر کشور دارای خطوط امن مخابراتی اند.

این که فکر کنیم طالبان کدام کاره است، اشتباه محض است؛ جز سرگروه های شان یا همان فرماندهان کوچک که شماری افراد با خود دارند میتوانند تصمیم بگیرند یا تغییر موضع بدهند؛ متباقی کاره ای نیستند، ودر واقع همه و همه تشکیلات منظم  پاکستانی است و یک قوم مشخص را در اختیار دارند که به حیث افزار پیشروی خود سپر ساخته اند و آن ها هم پاکستانی تر از پنجابی ها استند.


اعلامیه مقاومت ملی: کار دولت تسلیم شده، تمام است


چون در یک بند اعلامیه از «مقاومت ملی افغانستان» هم تذکر رفته، جبهه مقاومت ملی فرمایشان فرقه ضاله را رد کرده است؛ بدین شرح:

یک: از آنجایی که دولت فروپاشیدهٔ پیشین با بی‌ تفاوتی و بی توجهی تمام، همهٔ اختیارات و امکانات را بدون هیچ گونه مقاومت ایستادگی به گونهٔ کاملا برنامه ریزی شده برای طالبان تسلیم نموده و زمینه فروپاشی ارتش و تمامی زیرساخت های دولت را به دست اجرا گذاشت، جبههٔ مقاومت ملی افغانستان کار دولت پیشین را پایان یافته میداند و هیچ گونه مشروعیتی را که بتواند برای احیای آن کمک کند سبب ساز نمی داند. 

دو: جبههٔ مقاومت ملی افغانستان از اشغال کشور به دست طالبان که با قاطبهٔ ارزشها و اختیارات مردم و سازکارهای جهان مدرن و اصل‌ جهان وطنی بیگانه اند، ابراز تاسف نموده و یک بار دیگر آن را محکوم مینماید. تسلط بیشتر از یک ماه طالبان بر افغانستان و برخورد و رویه شان با مردم همچون دستور بر کوچ اجباری، انتقام جویی و سرکوب اعتراضات مدنی زنان نمونه های بارز بی گانگی و ناسازگاری آنان با مردم قلمداد شده میتواند. شکی وجود ندارد که طالبان نمی توانند مشروعیت و اعتبار لازم را جهت بدست آوردن اعتماد دنیا برای به رسمیت شناخته شدن از خود ارائه دهند. از سوی دیگر نیز مردم افغانستان از اوضاع پیش آمده نگران اند و از چگونگی سرنوشت شان که دستخوش تحولات و آینده نامعلوم شده است به پیمانه زیاد به تنگ آمده اند. جبههٔ مقاومت ملی افغانستان وعده می سپارد که در کنار مردم خویش و دست به دست برای احقاق حقوق شان و دفاع و حراست از آزادی و سربلندی شان دست از دفاع و مقاومت بر نمی دارد و به دفاع و مقاومت مقدس ادامه میدهد.

سه: جبههٔ مقاومت ملی افغانستان دین و مسوولیت شرعی و اخلاقی خویش برای کشیده نشدن میدان افغانستان به یک جنگ دیگر ادا نموده است. ما بارها به مذاکرات سیاسی اولویت داده ایم. اگر طالبان صلاح و ثبات افغانستان را محترم و مقدم بر دیکته بیگانگان میدانند هنوز فرصت آنکه بر سر و سرنوشت کشور به گونه همه پذیر و به دور از خشونت تصمیم گیری و فیصله صورت بگیرد، وجود دارد. جبههٔ مقاومت ملی افغانستان خطوط و اصل های خویش را برای مذاکره بارها مطرح نموده است و بار دیگر نیز به آن تأکید می ورزد. اما، اگر طالبان بدین باور باشند که با سلطه و یکه تازی میتوانند به دوام و بقای خویش بیافزایند، چنین امری نه تنها که ناممکن است بلکه اوضاع را به گونه وخیم‌ تر و غیر قابل پیش بینی به سمت بحران کشید وانگهی مقصر اصلی بحران باقی خواهند ماند.

چهار: جبههٔ مقاومت ملی افغانستان، که سنگر اصیل و اصلی دفاع مردم کشور است، راه حل را در تعریف ساختار سیاسی برتابنده کثرت و تنوع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی میداند که مردم افغانستان بتوانند از طریق انتخابات آزاد، عادلانه و شفاف در مورد امور و مسایل اساسی خویش تصمیم گیری نمایند. اصل در جهان امروزی همین است. مردم افغانستان باید بتوانند برای یک کشور باثبات و مستقل، حق تصمیم گیری بر سرنوشت وطن خویش را داشته باشند. آنچه جبههٔ مقاومت ملی افغانستان به شدت از آن دفاع و حراست مینماید.

پنج: جبههٔ مقاومت ملی افغانستان با هیچ جناحی به حیث زیر مجموعه نخواهد پیوست. مقاومت برای تحقق آرمان‌ ها و خواست های اسلامی و انسانی مردم افغانستان، به سنگرهای خویش پابرجا میماند و به شیوه های مختلف روش های مبارزاتی خویش در تمامی سطوح و سنگرها تشدید می بخشد. رهبری جبههٔ مقاومت ملی افغانستان تمامی تصامیم خویش را در راستای مستحکم سازی سنگرهای مبارزه برای عدالت با مردم افغانستان خواهد ماند و همچنان یگانه آدرس مشروع و ملی مردم برای حراست و صیانت از حقوق شان باقی خواهد ماند.

شش: جبههٔ مقاومت ملی افغانستان یکبار دیگر اعلام میدارد که اعلامیهٔ منسوب دولت ج‌‌.ا.ا(دولت فروپاشید پیشین) هیچگونه تصمیم و فیصله جبههٔ مقاومت ملی افغانستان را برنمی تابد و آنچه در اعلامیههٔ متذکره در پیوند به جبههٔ گفته شده است، هیچگونه پیوندی با تصمیم جبهه ندارد. جبههٔ مقاومت نشانی های رسانه‌ای خود را دارد. هرگونه موضع‌ گیری جبههٔ به گونه چاپی از نشانی ها رسمی جبههٔ و از نشانی سخنگویان جبههٔ مقاومت ملی افغانستان بیان و به دست نشر سپرده می‌ شود. 

ومن الله توفیق

جبههٔ مقاومت ملی افغانستان

اسحق گیلانی طالب است؛ اما طالب را نمی شناسد

او با اشاره به رویکرد تبلیغاتی طالبان پیرامون استفاده موقت از قانون اساسی دوره ظاهر مشروط به ملاحظات «شرعی» گفته است:   «قانون اساسی شاهی؛ در صورتی که سر بعضی مواد مندرجه در فصلِ شاه آن فکر شود و تعدیل گردد، یکی از دیموکراتیک‌ترین قوانین اساسی است و ما را به خیر می‌رساند».

اسحق گیلانی بیش از حد لازم، خوشبینانه به قضیه می بیند. ایشان باییست به ملاحظات وسیاست پاکستان درین رابطه اهتمام نشان دهد؛ که اصل مرجع است؛ حرف طالب فرع است.

عارف استرغچی: تنها از ساخت بلند منزل سرای شهزاده، 2 میلیون دالر حق امرالله صالح رسید

 

چند شب پیش در خانۀ الماس زاهد متحد زبدۀ شبکه حقانی درکابل، دررابطه به نقدینه هایی که امرالله صالح از کابل به پنجشیر با خود برده بود؛ گپ و گفتی درجریان بود.

خواجه را جنرال جرأت می خواست از بین ببرد


 فرمانده خواجه نبی که طی یک دسیسه در پنجشیر به طالبان تحویل داده شده بود، به کوشش فرمانده مالک عبدالله خیلی از بند رها شده است.

 گزارشنامه افغانستان اطلاع می دهد که جنرال جرأت مخالف رهایی خواجه نبی بود و قصد داشت او را از زنده گی ساقط کند. اما به این هدف خود نه رسید. 

حکایت عجیبی از کارمند سابق ریاست پاسپورت و هدایت مستقیم ریاست جمهوری غنی:

 

روایت تازه‌‌ی زنده‌گی من- بخش ۱۷۸

نوشته‌ی محمد عثمان نجیب

نام اصلی کارمند برای حفظ امنیت شان محفوظ است.


خطر احیای امارت اسلامی طالبان به ایران

اهداف ایران در برقراری مناسبات با گروه طالبان چه بود؟ 

محمد حادث


طالبان قصد دارند باقر کاظمی را بازداشت کنند


 گزارشی دردست است که برخی حلقات طالبان تصمیم دارند سید باقر کاظمی را بازداشت کنند. کاظمی از سخنگویان رژیم مضمحل شدۀ غنی بود. به نظر می رسد که سخنان اخیر وی پیرامون فقه جعفری، افغانستان به حیث زنجیره یی از قومیت ها و زبان ها و سخنان نسبتاً انتقاد آمیز و نصیحت آمیز وی به طالبان، به دماغ این گروه خون آشام خوش نیامده است. 

اندرباب بیان‌نامه‌ی چند خاین !


لطیف پدرام

پنج- شش نفر اعلامیه‌ای نوشته‌اند که در صفحات مجازی منتشر شد، افشای نام‌های شان بماند برای بعد.

محتوا و جان این اعلامیه دفاع از رژیم منفور و سرنگون‌شده‌ی غنی بود؛دفاع از رژیم خاینی که دودسته افغانستان/خراسان و دست‌آوردهای نیم‌بند بیست سال پسین را به حرکت تالبان تسلیم داد؛رژیمی که به نام عقب‌نشینی تاکتیکی و نوشیدن اطلاعات و رمز خط‌باریک!! بیش از ۲۰۵ ولسوالی را در کمتر از یک هفته،با تمام امکانات و تسلیحات آن در اختیار تالبان قرار داد آن‌ها را تا دندان مسلح کرد.

این اعلامیه مربوط به چند عنصر فاسد و خاین رژیم فاشیستی غنی بود، که بیشرمانه هنوز هم ادعای مشروعیت دارند و هیچ گناهی و جنایتی عرق شرم و ننگ بر پیشانی تسلیمی شان جاری نمی‌کند. این گروه کثیف هنوز در فکر آن اند که رژیم شکست خورده‌ی غنی و تیم گناه‌کار او را و بازمانده‌گان گندیده‌اش را در عالم خیال هم که شده است،در ذهن مردم حقنه کنند.

آشکارا می‌گویم نبرد علیه تالبان،مخالفت با تالبان هرگز به معنای حمایت از بقایای رژیم سرنگون‌شده‌ی غنی نیست؛نویسنده‌گان این شرمنامه که بوی گند و کثافت و خیانت و "افسوس"قدرت از دست رفته از آن بر می‌خیزد باید بدانند که فقط و فقط در دادگاه‌های مردم،در دادگاه‌های عدالت نام‌های کثیف شان برای تعیین کیفر و جزا گرفته خواهد شد ولاغیر.

در این اعلامیه متاسفانه یک‌جایی نام جبهه‌ی مقاومت مطرح شده بود،البته تحت رهبری همان بقایای رژیم جمهوری غنی؛یعنی اگر مقاومتی هم است باید تحت رهبری بقایای شرف‌باخته‌ی همین جمهوری سرنگون شده‌ی غنی باشد.این اعلامیه به طور شیطنت‌آمیزی اعتبار و آبروی جبهه مقاومت را هدف قرار داده است. اما ما می‌دانیم مقاومت در کنار عوامل اشرف‌غنی احمدزی و تحت رهبری نوکران و شرکای آن خاین فراری چیزی جز زانو زدن در برابر آن رژیم تبه‌کار و سران بی‌لیاقت آن نیست.اگر هوشی در مقاومت وجود داشته باشد قندی آمیخته با زهری پوشانده شده در این اعلامیه را می‌شناسد و تشخیص می‌دهد.فاش می‌گویم که آن جمهوری با محتوای یک سلطان علیل خودکامه و چندتا دزد روانی چراغ به دست پشیزی برای مردم افغانستان ارزش ندارد. باز تاکید می‌کنم نفرت از تالبان هرگز به معنای همبستگی با فراری‌های جمهوری قلابی غنی نیست. خاطر خائنین جمع باشد‌.

به هر رنگی که خواهی جامه میپوش

من از طرز خرامت می‌شناسم.

لطیف‌پدرام

شعیب نظری: افراد طالبان به مصرف تابلیت K روی آورده اند


شعیب نظری یکی از هواداران طالبان برای نخستین بار به گزارشنامه افغانستان مواردی را نوشته است که درخور تأمل است. به نظرمی رسد که شماری از افراد با تقوا درصف طالبان از حاکمیت این گروه درشهرها روز به روز نارضایتی نشان می دهند.

ایشان نوشته است که بازار خریدوفروش تابلیت های نشئه آور درکابل دوباره رونق یافته است.

بنا به ادعای او «مجاهدین» طالب در ظرف یک‌ماه به مصرف تابلیت نشئه آور K رو آورده اند. تابلیت  فروشان به مشتریان عادی هر تابلیت را مبلغ 700 افغانی؛ اما برای نفرات امارت اسلامی ( با دادن تخفیف) مبلغ 500 افغانی به فروش می رسانند.

وی به نکات جالب دیگری نیزاشاره کرده و گفته است که مجاهدین امارت اسلامی در دست شویی های وزارت خانه ها به گونۀ نا منظم و بی رویه، موهای بدن خود ( سنت های خویش را) می تراشند و به هر طرف پخش می کنند. وضعیت وزارت خانه ها به اتاق های حمام، شباهت یافته است.

وی همچنان مدعی است که برای هر وزارت خانه ماه وار شصت لک افغانی برای مصرف نان،  تیل و چراغ  پرسونل امنیتی شان اختصاص داده است. همچنین نفرات طالبان دریشی های دامن دار نظامی را که قبلاً برای افراد پلیس زن در قطعۀ سرحدی دوخته می شد، می پوشند و در شهر کابل گشت و گذار می کنند!






۱۴۰۰ مهر ۶, سه‌شنبه

چرا انصراف از سخنرانى در ملل متحد؟

پرهیز از سخنرانی اعتراض آمیز نمایندۀ افغانستان در ملل متحد بنا به مشورۀ امریکا و پاکستان صورت گرفته است. 


محمود صیقل سابق نمایندۀ دایمی افغانستان در سازمان ملل متحد

وطن به اسارت پاكستان درآمده است؛ جهل آن را می بلعد؛ نظام از غدر و خیانت زیاد فروپاشیده است؛ آخرين اميد مردم رساندن پیام شان با صراحت لهجه به جهانیان است، ولى ديروز نماینده "حکومت غنی" از ایراد خطابه در بزرگترين و مهمترین ارگان سیاست گذاری جهان (مجمع عمومی ملل متحد) انصراف داد.

قرار اطلاع، دلیل گفته شده است که این تصمیم در "مشوره با کشور های مطرح و دوستان افغانستان به شمول امریکا و ارزیابی خطرات و چالش های تخنیکی و سیاسی که بیشتر متوجه کرسی افغانستان بوده" اتخاذ گردیده است. قرار معلوم، نگرانی ها از ناحیه "طرح اعتراض و مخالفت قبل از ایراد بیانیه و درخواست رای گیری" توسط پاکستان نیز وجود داشته است که فکر شده به نفع افغانستان تمام نخواهد شد. در نهایت، این تصمیم در مشوره با وزیر خارجه "حکومت غنی" گرفته شده است. 

ولی موارد فوق هرکدام قابل بحث است. آیا مشوره ها با امریکا طی چند سال اخیر، ما را به سیه چال موجوده نکشانده است که یک بار دیگر مشوره امریکا برای موضعگیری ما در ملل متحد مهم شود؟ 

از طرفی، به اساس قواعد داخلی مجمع عمومی هیچ گونه ممانعتی (به شمول طرح هرگونه اعتراض و مخالفت) الی تصمیم کمیته اعتباردهی ملل متحد، جلو بیانیه افغانستان را گرفته نمیتوانست. کمیته اعتباردهی شاید در چند هفته و حتی دو ماه دیگر هم جلسه نداشته باشد. قواعد داخلی به هیچ عضو اجازه نمیدهد که قبل از تصمیم کمیته اعتباردهی، ایراد بیانیه یک کشور را به رای گیری ببرد. 

وزیر خارجه قبلی کشور بار ها اعتراف کرده بود که سفر های رسمی طالبان به کشور های منطقه در مشوره با ایشان صورت گرفته بود. اتفاقاً، ایشان خود در مطرح ساختن سیاسی طا لبان نقش داشتند. پس شکی وجود ندارد که در اینمورد نیز مشوره شان انصراف دادن از بیانیه باشد.

اجلاس سران مجمع عمومی که سال یک بار در نیمه دوم سپتمبر در نیویارک دایر میگردد، از مهمترین رویداد جهان است که طی آن روسای دولت و حکومت ها، وزرای امور خارجه و نمایندگان دایمی کشور ها مواضع کشور شانرا در مورد قضایای داخلی، منطقه یی و جهانی اظهار میدارند. فکر میکنم که یک فرصت طلایی برای افغانستان بود تا مسائل رسیدگی به اشغال نیابتی پاکستان، نشناختن حکومت طالبان، وضع ناگوار بشری، نقض حقوق بشر در ابعاد مختلف، کووید 19، خشکسالی و موضعگیری ها در قبال مسایل منطقه یی و جهانی را به سمع جهانیان میرساند. با این کار از چالش ها در قبال کرسی ما در ملل متحد کاسته میشد و به معقولیت حفظ آن اضافه میگردید.

نگران استم که از یک طرف در مهمترین اجلاس سران ملل متحد موضع گیری نکرده ایم و صحنه را برای پاکستان خالی مانده ایم و از طرفی هم شاید دفاع ما در جلسه کمیته اعتباردهی ملل متحد که عنقریب دایر خواهد شد، ضعیف تر از آن باشد.

معمولاً، کرسی ملل متحد را به نمایندگی از ملت ها، حکومت های شان مدیریت مینمایند. با فروپاشی حکومت ها، فرصت هائیکه پیش می آید باید به اساس شعور مردم مورد استفاده قرار گیرد، نه به اساس سلیقه بقایای حکومت های فاسد و شکست خورده!

ارکستر جف زنی جمهوری فساد و بی قلمرو فعال شد


درحالی که بی شرمی، دیده درایی و عمق خیانت پیشه گی بقایای بی نظامی فساد را ازین پرپهنا تر نمی توان تصور کرد؛ قرار است این سفیران به طالبان بیعت کنند:

آصف رحیمی سفیر درهالند

علی خیل در پاکستان

جاوید مجددی در سعودی

غفور لیوال در تهران 

فرید ماموند زی در دهلی

افزون برین، اعلامیۀ بیکاران و بی وطنان به شرح زیر، بدون امضاء و اسامی مخفی نشینان نا جمهوری قبلی نشر شده است؛ به این شرح:

اعلامیه دولت جمهوری اسلامی افغانستان تحت رهبری صالح!


به نام خداوند بخشنده مهربان هموطنان ارجمند ، کشورهای شریک و حامیان آزادی و آزادی! در پی اشغال کشور توسط عناصر خارجی ، دولت جمهوری اسلامی افغانستان بر اساس مسئولیت تاریخی خود و با مشورت با بزرگان ، رهبران سیاسی و شخصیت ها و اقشار مختلف جامعه ، از جمله مردان و زنان ، اقدامات زیر را انجام داده است.

 تصمیمات: 1. دولت جمهوری اسلامی افغانستان تنها اداره مشروع افغانستان است که بر اساس انتخابات و رأی مردم تشکیل شده است. هیچ دولت به اصطلاح دیگری نمی تواند جایگزین دولت قانونی افغانستان شود که بر خلاف قانون اساسی این کشور است. 

2. با خروج رئیس جمهور از کشور و جدا شدن وی از سیاست و اداره کشور ، معاون اول رئیس جمهور ، بر اساس مفاد قانون اساسی ، به عنوان سرپرست دولت عمل می کند و رهبری دولت را بر عهده دارد. امور کشور.

3.  در صورتی که نایب رئیس جمهور آمادگی انجام وظایف رئیس جمهور را نداشته باشد، معاون دوم رئیس جمهور، رئیس مجلس بزرگان ، رئیس مجلس نمایندگان و وزیر امور خارجه به ترتیب موفق می شوند و امور کشور را هدایت کند. 

4.   سه قوه دولت در حال عملیاتی شدن هستند، جلساتی تشکیل می دهند و تصمیماتی را در مورد موضوعات مربوط اتخاذ می کنند و برای از سرگیری فعالیت های خود در افغانستان آماده می شوند. -

5.  شورای عالی دولت به سرعت با مشارکت رهبران و شخصیت های سیاسی کشور برای هدایت امور کشور با هماهنگی اعضای دولت و پارلمان تشکیل می شود.

6. دولت جمهوری اسلامی افغانستان و شورای عالی دولت با رعایت قانون اساسی ، موافقت نامه ها ، معاهدات و کنوانسیون های بین المللی مربوطه که افغانستان در آنها عضویت دارد ، از منافع ملی و وحدت کشور تحت سه قانون دفاع خواهند کرد. پرچم ملی رنگی جمهوری اسلامی افغانستان.

7. دولت جمهوری اسلامی افغانستان از همه کشورهای دوست و شریک درخواست می کند که روابط و همکاری خود را با جمهوری اسلامی افغانستان حفظ کرده و از اعطای مشروعیت به طالبان که از طریق خشونت به طور غیرقانونی و غیرقانونی کشور را اشغال کرده اند ، خودداری کنند. ، استبداد ، و وسایل نیابتی. 

8.  ما از سازمان ملل متحد ، از جمله شورای امنیت ، کشورهای منطقه و فراتر از آن می خواهیم تا بر حامیان طالبان فشار بیاورند تا به اشغال غیرقانونی این گروه پایان داده و راه صلح و ثبات پایدار در کشور را از طریق صادقانه و نتیجه ای هموار سازند. مذاکرات با جمهوری اسلامی افغانستان .

9. دولت جمهوری اسلامی افغانستان ، به عنوان یک اولویت ملی ، به تلاش های خود برای دستیابی به یک راه حل سیاسی جامع برای پایان بخشیدن به چندین دهه درگیری و دستیابی به صلح پایدار ، عادلانه و با وقار ادامه خواهد داد. روند صلح ، که در نتیجه اقدامات طالبان ناتمام مانده است ، باید از سر گرفته شود تا به وضعیت نهایی صلح پایدار و حکومتی منتخب بر اساس خواست مردم برسد و در آن حقوق بشر ، حقوق شهروندی، و مشارکت ملی تأیید و تأمین می شود.


مولوی حبیب الله حسام سوالی پرسیده است:

 محیرالعقول است:

 یک نوع نظام اسلامی حاکم شده که از سلفی، حنفی،  دیوبندی، اخوانی، بدعتی، صوفی، سیفی، شیعی، افغان ملت، سیکیولار، کمونیست، جاسوس، مسیحی، یهودی ، چندتابعته، فاشیزم، رقاصه، فاحشه، قاتل، سارق ومختلس و... همه از تالبان در خارج وداخل حمایه دارند نمیدانم چه اسرار است؟!.

نامه‌ی هفتم سر گشاده‌ی من این بار برای میر رحمان


نوشته‌‌ی محمد عثمان نجیب

نامه های من روزی در داوری تاریخی یا علیه شما ها یا به نفع شما شاهد خواهند بود.

سلام میر رحمان!

من ترا در موقف میر رحمان سال های ۱۳۵۹ تا ۱۳۹۰ قرار داده تا ابد راساً و مستقیم به نام صدا می‌کنم. البته در مکان های رسمی نه.


ده ها گروه تروریستی دوش به دوش طالبان با ما می جنگند


 

آزادی را به افغانستان بر می گردانیم. اجازه نمی دهیم کشور به پناه گاه تروریسم بین المللی تبدیل شود.

اندیپندنت فارسی


یافته های مهم

 مجموع خبرها و یافته ها نشان می دهد که طالبان و پاکستان درجنگ افغانستان با خفت وخواری های گیج کننده یی رو به رو خواهند شد. 


داستان فرار جنرال پشقل از وزارت دفاع تا میدان هوایی

   


این را برای ثبت در سینۀ تاریخ و آگاهی نسل امروز نوشتم.

به گزارش افسرحاضر دروزارت دفاع ملی، بعد از فرار ناگهانی اشرف غنی، طالبان درآستانۀ ورود به پایتخت بودند؛ مشاجرۀ سختی بین چهار جنرال و استرجنرال در ساختمان وزارت دفاع درجریان بود. این چهارنفر عبارت بودند از: 

استرجنرال بسم الله محمدی

دگرجنرال علی زی لوی درستیز

دگر جنرال سمیع سادات

دگر جنرال تاج محمد جاهد و شماری از میانه پایه های وزارت.

افسروزارت دفاع چنین روایت کرد: دگرجنرال سمیع سادات به این نظر بود که دربرابر دشمن از هرگونه ظرفیت عملیاتی و تجهیزاتی بهره مند هستیم و باید از پایتخت دفاع کنیم.

بسم الله محمدی وزیردفاع چنین جواب می داد: گپ از گپ تیر است؛ دفاع مشکلی را حل نمی کند... بهتراست صحنه را ترک کنیم!

دگرجنرال علی زی تابع نظرقاطعانۀ سمیع سادات بود و با اطمینان می گفت که ما نباید بگذاریم مردم کابل به چنگ دشمن بیفتند. ما می توانیم با سازماندهی و هم آهنگی، قطعات دشمن را نابود کنیم.

دگرجنرال تاج محمد جاهد بچه خواندۀ رولا غنی پرت وپلا هایی می گفت که سرجمع گپ هایش، تکرارخزعبلات جنرال پشقل ( بسم الله) بود. او با صورت سفید شده پا به پا می کرد که زود تر از آن جا خارج شوند.

سرانجام مباحثه به مناقشه تبدیل می شود. سمیع سادات به جنرال پشقل با خشم وعتاب می گوید که تو چطور مردم را رها کرده جانت را می کشی درحالی که تجهیزات کلیدی دراختیار ماست و ما دشمن را بارها تارومار کرده ایم. رنگ از صورت بسم الله پریده بود و طرف پسرش عنایت پیوسته نگاه می کرد. 

وقتی درمخابره صدا شد که طالبان داخل شدند، جنرال سمیع سادات با غضب به سوی جنرال پشقل حمله ورشد و با دستان خودش فرم و نشان عسکری را از روی شانه هایش کند و سیلی سختی به صورت جنرال پشقل کوبید. جنرال علی زی مداخله کرده و خلاصه آخرین مجلس نظامیان بدین شکل برهم خورده و جنرال پشقل، به سرعت لباس عوض می کند و حتی با چپلک به طرف میدان هوایی می دود و جاهد به دنبالش!

جنرال سمیع و علی زی درنهایت سرخورده گی راهی برای خروج می یابند و صحنه را ترک می گویند.

افسرراوی درپایان چنین می گوید: بسم الله و جاهد به سرعت داخل هواپیمای امارات شدند، اما تا پسرش عنایت با سه بکس پر از اسکناس های افغانی خودش را به میدان هوایی برساند، با ممانعت دسته جات تازه رسیدۀ طالبان مواجه شده و او را ایستاده می کنند. وقتی بکس های پول را می بینند به او می گویند که این ها را کجا می بری؟

با مشت ولگد به جانش می افتند؛ اما نمی فهمند که او پسروزیردفاع مملکت بوده که در واپسین دقایق فرار، به اشارۀ پدرش باقی ماندۀ پول های اپراتیفی وزارت دفاع را صاحب شده و با خودش حمل می کرد که به پدرش خود را برساند. طالبان بکس های پول را می گیرند و او را با مشت و لگد از خود می رانند. 

دو ساعت بعد، بسم الله و جاهد به فرودگاه دوبی از طیاره پیاده می شوند!


فعال مدنی کوهدامن دستگیر شد

خبر می رسد که انجنیر نورآغا ابراهیمی  فعال مدنی و فعال در شبکه های اجتماعی  شام دیروز  توسط گروه طالبان دستگیر و به جای نامعلوم انتقال داده شد.

ابراهیمی که  از جوانان فعال  فرهنگی در شورای کوهدامن است و پس از اشغال کابل توسط طالبان  به عنوان یک معترض مدنی  فعالیت می‌کرد؛ خلاف وعده های داده شده از جانب گروه طالبان در مورد فعالان رسانه یی و مدنی   گرفتار و زندانی شده است. تا نشر این خبر از سرنوشت وی خبری نیست.

چرا سفیر افغانستان در نیویارک خیانت کرد؟


نمایندۀ افغانستان غیرقانونی عمل کرد. او زمانی باید منصرف می شد که جانشین وی معرفی و پذیرفته می شد.

 هر دیپلومات نماینده ملت خودش است و بلند نکردن صدای ملت شان در چنین مجالس مهم  خیانت ملی محسوب می‌گردد.

در دو روز قبل چندین س
فیر افغانستان  طی تماس های متعدد  از غلام اسحق زی خواسته بودند که در نشست سازمان ملل از اشغال افغانستان توسط پاکستان و مسلط شدن  چندین گروه تروریستی بر کشورما  یاد کند.

اما حمدالله محب که معرف اسحق زی به غنی بوده در تفاهم با حنیف اتمر  مانع سخنرانی  اسحق زی شدند، بهانه واهی شان نیز این است که نمایندۀ پاکستان و چند کشور دیگر شاید مخالفت می کردند و چوکی افغانستان را به رأی می‌گذاشتند.

اما گپ  چیز دیگر است.

غنی در دوسال اخیر خیلی شمرده شده  مهره هایش را در سفارت خانه ها جابع جا کرد و به همین دلیل سفرای افغانستان در ایران، عربستان سعودی، پاکستان، هندوستان و ترکیه  در هم آهنگی غیر رسمی  با امیرخان متقی  کار میکنند، حتی گفته می‌شود که مصارف و معاشات کارمندان شان را نیز از سفارت های پاکستان در کشورهای محل ماموریت شان دریافت نموده اند.

هنگام مقرری این سفیرها از یک قوم خاص هیچ صدایی از عبدالله و امرالله بلند نشد و در وزارت خارجه نیز یک بی کفایت کم سواد  از قوم تاجیک نماینده گی می‌کرد که فقط به نام  معین سیاسی بود.

حالا زمان آن رسیده که هر دیپلومات  وطن دوست در هر سفارت افغانستان  خودش را نماینده تام الاختیار مردم شان اعلام کرده و علیه اشغال افغانستان توسط پاکستان و تروریست ها صدا بلند کنند، منتظر هیچ گونه نزاکت های کاری در داخل سفارت های شان نباشند، به ویژه در سفارت هایی که ذکرشان رفت که سفیران  پول های پنهانی از سفرای پاکستان دریافت کرده اند.

دیپلومات های وطن دوست باید بدانند که سال ها تنخواه  خوب گرفتند تا در این روزهای سخت  از موضع مردم  دفاع کنند، حالا نه وقت سکوت است نه وقت فرار  مثل یک سرباز سنگر سیاسی کشور تان را محکم بندی کنید و علیه اشغالگران  مبارزه کنید.

مصاحبه دختر یک بزرگ شبکه حقانی


 به حوالۀ اطلاع ارجاع شده به گزارشنامه افغانستان، شخصی به اسم مولوی بخت الرحمن شرافت از ولایت هلمند، عضو فعال شبکه حقانی که سال ها در بخش انفجار و ترورمردم نقش داشته است. موصوف نمایندۀ شبکه حقانی در ترکیب هیأت مذاکره طالبان در قطر بود و فعلا  معین وزارت  فواید عامه مقررشده است.

  وزیر فواید عامه عضو شورای کویته، برادر ملا عمر با تخلص عمری است. شبکۀ حقانی بخت الرحمن شرافت را به معاونت وزارت انتصاب کرده تا برادر ملا عمر را زیر نظر داشته باشد.

   چند روز پیش، بخت الرحمان به سالنگ رفته بود تا  ۳۰‌ کیلو‌متر سرک تخریب شده سالنگ ها را  برای  جغل اندازی افتتاح نماید.  دو پسر و یک دختر 14 ساله اش را هم با خود داشت.  نکته خیلی مهم در افتتاح  سرک، مصاحبه  دختر مولوی بخت رحمن شرافت است که با تلویزیون  ژوندون، شمشاد، ملی و  آریانا نیوز انجام داد.

 دخترش به زبان انگلیسی از کشور های خارجی خواست  که برای طالبان کمک نمایند  تا جاده ها را  آباد کنند.  مولوی بخت رحمن درمحضر خبرنگاران گفت که مصاحبه دخترش را  نشر کنند اما بگویند دختری از اهالی پروان است تا کسی نفهمد دختر معین است و در  کالج آمریکایی ها در قطرتحصیلات کرده است.

 این ها برای دختران و پسران خویش در کالج های آمریکایی ها و انگلیس زمینه سازی کرده اند؛ ولی برای دختران فقیر این  وطن حاضر نیستند از صنف شش  بالا بروند.  چه گونه مردم افغانستان و جهان آزاد به قول وگفتار این دجالان تاریخ باور کنند؟ فحشا را بهانه می آورند؛ مگر در کالج آمریکایی ها در قطر فحشا نیست و همه از آسمان نزول کرده اند؟


والی بیکاره با چادری به کابل گریخت


برای ثبت درتاریخ و نسل نو که تاریخ را می سازد.

گزارش می رسد که والی بیکاره پنجشیر به دلیل خویشاوندی به بسم الله، قانونی  ورفاقت با عطاء الرحمان سلیم درمقام ولایت پنجشیر مستقر شده بود. شکایت های متواتر مردم از بی کفایتی والی به دکترعبدالله راجع می شد. اما عبدالله درفکر پنجشیر نبود و درطی شش سال، یک بارهم حاضر نه شد نماینده گان پنجشیر را از همه ای ولسوالی ها ملاقات کند.

 والی، درتنها موردی که جدیت و کفایت داشت، جمع آوری پول بود و با آمدن طالبان به کابل، از طریق جنرال طاقت با طالبان رابطه گرفته بود. طالبان وعدۀ امن جان و مال داده و از وی دعوت کرده بودند به کابل بیاید. اما والی نا رسیده به کابل که خود طالبان به اثر همکاری جنرال جرأت و گل حیدر به پنجشیر رسیدند.

والی همراه با پول های زیاد درپنجشیر گیرماند و ناچار شد از طریق جان گل برادر امرالله برود به دره نزد مالک خان که زمانی وی را از چنگ انجنیرعلی نجات داده بود. همراه با پول ها می رود به دره و شب درخانۀ ملک خان می گذراند. صبح وقت ملک خان چادری را برسرش نهاده به سوی کابل راه می افتد. 


کنایۀ باور بامیک به بی غم باش های نکتایی دار

 یکی مداخله می‌کند؛ دیگری دخول. مداخله را جدی می‌گیرند، دخول را نه.

آماده گی برای جنگ های سرنوشت ساز زمستانی

 آماده گی ها برای نبرد های زمستانی در حوزۀ پنجشیر و اندراب ها.

طالبان نا شکیبا ترشده و امکان دارد دست به یک رشته اقداماتی بزنند که وضع را زود تراز موعد انتظار تغییردهد؛ هرچند تغییرات، به ضررخود شان تمام خواهد شد. یک اشتباه جبران نه شدنی طالب، تهدید تاجیکستان به تصرف است!

 منابع می گویند که طالبان فیصله شان این است که تا رسیدن زمستان و افتادن برف، پنجشیر را از پایگاه های مقاومت پاک کنند. اما این خیال خام نشانه یی از سردرگمی و لجاجت افسران پاکستانی است. رزمنده گان پنجشیر و اندارب به این اعتقاد اند که با افتادن برف، تحرکات تعرضی طالبان بطی شده و حملات آنان برای محو طالبان سرعت بیشتری خواهد گرفت.

جنگ های زنجیره یی درپنجشیر و اندراب

  

یک تویترانگلیسی خبرداده است که یک کاروان جدید نظامیان شامل نفرات پیاده و تجهیزات سنگین از کابل به سوی پنجشیر درحال حرکت دیده شده است.

خبر می رسد که دسته جات کشف و ترصد طالبان که به حواشی جبهه پنجشیر و اندراب ها اعزام شده بودند، دو باره به محل قرارگاه شان عودت نه کرده اند. منبع می گوید که احتمالاً گروه های رد یاب، دستگیر یا کشته شده باشند.

درهمین حال ضمن آن که از درگیری ها درکاپیسا گزارش رسیده، از استقامت اندراب ها راپورواصل شده است که قطعات مقاومت ملی، ضربات سنگینی به برکاروان های نظامی طالبان وارد آورده اند.

احمد مسعود: گام اول ما، استرداد آزادی است

 


هیچ کشوری حاضر به رسمیت شناسی طالبان نیست.

احمد مسعود، فرمانده جبهه مقاومت افغانستان، در مصاحبه با شبکه خبری بلومبرگ عربی گفت: هرگز حکومتی را که به زور اسلحه سر کار آمده باشد به رسمیت نمی شناسیم.‌

حکومت فعلی طالبان به جای مبارزه با تروریسم، از همه گروه‌های تروریستی که وارد افغانستان شوند حمایت خواهد کرد. طرحی که ما در حال حاضر در دست داریم برای جلوگیری از تهاجم تاسف انگیزی است که منجر به از بین رفتن همه برنامه‌ها و راهکارهای صلح شده و باعث سقوط دولت افغانستان شد. ما هرگز دولتی که خارج از فرایند قانون و با زور سلاح قدرت را در دست گرفته باشد به رسمیت نمی‌شناسیم و از تمام کشورهایی که برای به رسمیت شناختن دولت طالبان هیچ آمادگی ندارند، قدردانی می‌کنم. 

البته حکومتی که چنین ویژگی را داشته باشد، باید مورد پذیرش همه اقشار و گروه‌های مختلف ملت افغانستان باشد، حکومت همه‌شمول باشد و به تمام قوانین و ارزش‌های اسلامی، داخلی و بین‌المللی احترام قائل باشد. اما حکومت کنونی هیچ یک از شروط یاد شده را ندارد. ملت از این حکومت راضی نسیت، زنان و اقلیت‌های مذهبی و قومی از آن راضی نیستند و حتی جامعه جهانی نیز نسبت به حکومت فعلی ابراز رضایت نمی‌کند، زیرا این حکومت کنونی یک حکومت تروریستی است و شماری از اعضای این حکومت در لیست سیاه تروریسم قرار دارند. علاوه براین‌که اعضای این حکومت از یک مولفه مشخص هستند، بنابراین، همه شمول نبوده و مورد پذیرش مردم افغانستان نیست. 

در گام اول ما خواستار بازگردان آزادی مردم افغانستان هستیم. شاید رسیدن به این هدف طولانی باشد اما سرانجام ملت افغانستان به آرمان خود می‌رسند. البته ادامه روند مقاومت به حمایت مردم و همسویی بین‌الملی بستگی دارد و ما تا به حال تسلیم نشدیم و به مقاومت خود ادامه می‌دهیم. خوش‌بختانه به دنبال آگاهی مردم عزیز ما از این‌که طالبان هیچ تغییری نکرده و نخواهند کرد، مردم به فراخوان ما لبیک گفته و روز به روز جبهه مقاومت گسترده تر می‌شود. ملت افغانستان عملا مشاهده کردند که تمام دستاوردهای ۲۰ سال گذشته در عرصه‌های مختلفی آموزشی، آزادی، حقوق بشر، آزادی‌های زنان پایمال شده است، بنابراین ملت آماده مقاومت هستند و ما برای به دست آوردن آزادی، عدالت و برابری به مقاومت ادامه خواهیم داد.

پیام من به جامعه جهانی، طالبان و همه طرف‌ها این است که اگر در برابر طالبان سکوت اختیار شود، افغانستان بار دیگر به کانون تروریسم بین‌المللی تبدیل می‌شود. در حال حاضر، گروه‌های تروریستی بسیاری از کشورهای همسایه وارد افغانستان شده و در صدد راه اندازی فعالیت‌های تروریستی هستند.

۱۴۰۰ مهر ۵, دوشنبه

درغل بابا دو باره در فیس بوک ظاهر خواهد شد

 

اشاره: با آن که امروز بیش از نیم میلیون دشنام را به دنبال خود کشید، بازهم از مانیفیست خویش انصراف نمی دهد.

عبدالله پیمان

اشرف غنی با نوشتن آن متن در صفحه فیسبوک اش و سپس حذف آن، می خواست افکار عمومی را محک بزند و از حیث روحی مردم را آماده اعلام نهایی در باب انتقال قدرت به طالبان و ضرورت شناسایی این گروه از سوی جامعه بین المللی سازد. لذا وی برخواهد گشت و اعلامیه ای در این زمینه منتشر خواهد کرد و روی کسانی را که در سیاست بی سواد و پرت بودند و حرف شنوی نکردند و نیز آنهایی را که در کنار او بودند و از وی دفاع کردند، برای همیشه سیاه خواهد کرد. 

منتظر اعلامیه دوم این شارلاتان بمانید.

مرز های تجزیه در کجا اند؟


اشاره گزارشنامه افغانستان: پس از تحویل دهی قدرت به طالبان و تباه سازی اداره و ارتش به وسیلۀ اشرف غنی، گفتمان «بازیابی هویت» در سرزمینی پسا تجزیۀ افغانستان پر رنگ تر شده است. 

فیاض بهرمان نجیمی

بعضی دوستان می پرسند جغرافیای تجزیه و مرز های آن چگونه  و از کجا میگذرد؟

دید اینها نوع تجسم مادی تجزیه است. تقسیم ولایت به ولایت و شهرستان به شهرستان. 


قدمت پنج‌صد ساله آموزش گلستان سعدی در چین

ذبیح الله ساعی

نگاره: روی جلد (پشتی) برگردان کتاب گلستان که توسط جانگ هونگ نین از پارسی به چینی برگردان و به نشر رسیده است.

خواندن گلستان سعدی در مساجد و مدارس و نگاه به آن به عنوان متنی با بنیه‌های دینی و با توجه به این مهم، قایل شدن جایگاه مقدس و یا شبه‌مقدس به آن در کشور ما و سایر کشورهای منطقه از ایران تا فرارودان و آسیای مرکزی (ترکمنستان، ازبیکستان، و تاجیکستان کنونی) و از آنجا تا شبه قاره هند (پاکستان و هندوستان کنونی) از گذشته‌های دور به اینسو رایج بوده است. در این میان یکی دیگر از سرزمین‌های که گلستان در آن از دیرباز بدینسو در مساجد تدریس شده و به آن به عنوان متن دینی نگریسته می‌شود، کشور چین است.

آن گونه که یو گویلی بنیان‌گذار گروه زبان وادبیات پارسی دانشکده آسیا و آفریقای دانشگاه مطالعات زبان‌های خارجی پکن از آن خبر داده است، گلستان سعدی از گذشته‌های دور در مساجد چین تدریس می‌شود که قدمت تدریس آن در این کشور به پنج‌صد سال پیش از امروز می‌رسد. به گفته یو گویلی، گلستان سعدی جدا از آن که به عنوان یکی از معروف‌ترین کتاب‌های ادبیات پارسی در سطح جهان شناخته می‌شود، در چین (میان مسلمانان چین) به عنوان یک کتاب درسی آموزش دین اسلام به حساب آمده و هر مسلمان چینی که بخواهد در زمینه دین آموزش ببیند، ناگذیر به آموزش این کتاب است.

با این همه، نخستین برگردان گلستان سعدی به زبان چینی البته از روی برگردان انگلیسی، در سال ۱۹۵۸ میلادی توسط شخصی به نام شوی جيان فو (Shui jian fu) صورت گرفته و از سوی اداره نشريات ادبيات خلق چين به نشر رسید. در سال ۲۰۰۰ میلادی، جانگ هونگ نین استاد دانشکده زبان‌های شرقی دانشگاه پکن و عضو انجمن تحقیقات و پژوهش ادبیات زبان‌های خارجی چین که تالیفات و ترجمه‌های زیادی در زمینه ادبیات پارسی-چینایی دارد، گلستان سعدی را به گونه مستقیم از پارسی به زبان چینی برگردان کرد که این برگردان با استقبال زیادی در محافل ادبی-فرهنگی مواجه شده است. 


چند اشاره‌‌ در پیآمد برگشت طالب

 غرزی لایق


اشاره: با بازگشت دو بارۀ طالبان به قدرت، گفتمان قومیت جان دو باره یافته و داغ تر از هرزمان دیگر، محافل سیاسی و روشنفکری را فراگرفته است.

نویسندۀ این مقاله می گوید: آواز ناهنجار «مقاومت» در پنجشیر که اندیشه‌ پردازان آن با دست‌پاچه‌گی به «اندیشیدن برای جغرافیای غیر افغانی» و «جدایی و‌تجزیه» فراخواندند، بازنگری استنادهای باورهای اولیه در پرسمان قومی را ناگزیر ساخته است.

دهان اندازی یک هوچی سرای لبریز از تهی

 یک هوچی سرای تب آلود، طویل نگارِ لبریز از تهی، به نام هارون امیر زاده، به ارتباط آخرین گزارش بشیر قاسانی در مورد بروز تهدیدات به امنیت ملی تاجکستان، نوشته است:

« داستان سرایی دروغین برای گمراه ساختن اذهان مردم نکنید! این نوشته شاید نوشتۀ رزاق مأمون است. قاصانی هم دیگر به هیچ منابع خبری مؤثق دسترسی ندارد؛ از بیکاری مردم دروغ بافی می کند.»

اولاً عبارت آخری نوشته اش سروتۀ ناقص دارد که خودش باید ترجمه کند. ثانیاً اعتبارکاری قاصانی دراطلاع رسانی، به حد بسنده، از اعتبار لازم بهره ور بود/ است و خواهد بود. 

ثالثاً فهمیده نه شد که داستان سرایی دروغین من کدام است که برای این شخص .... سوز تمام شده است؟ درین دوران توفانی، چه نیازی به داستان سرایی دروغین است؟ بین خبر، تحلیل ونقل قول وجه مشترک وجود دارد؛ این ها را به داستان پیوند زدن معنایش این است که طرف، درفهم داستان و اطلاع رسانی درگیرتوهم است.

ایشان نه گفته است که خودش چی کاره است و چی شهکاری هایی درعرصۀ اطلاع رسانی کرده است که ما ازآن بی خبرمانده ایم؟ من ظرف 35 سالی که درمطبوعات و پژوهش تاریخ و فرهنگ حضور دارم، یک مقاله ای قابل خوانش ازین شخص نه  خوانده ام.

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم



به خیره سری وطن فروش شاخ دار- درغل بابا- فقط می توان همچو سوگوار ابدی، همزمان گریست و خندید. 
اما او گفته است که حساب تویترش هک شده است. چه هک شده چه نشده، از قباحت کرداروی چی کم می کند؟ کاملاً بازتاب دهندۀ تفکر غنی است.

برای نخستین بار در زنده گی می بینم که یک شیطان رانده شده، از ارتکاب نکبت تاریخی درحق ملتی در به در شده، لذت می برد و هیچ باکی و عاری از خود نشان نمی دهد؛ خاصه این که یک تُف کلان نیز به صورت «غلام بچه» های بیروکراسی خویش می اندازد که هم اکنون دراقصا نقاط جهان خفاش گونه خزیده اند.

 آن چشم دریده، این ویژه گی را داشت/ دارد که به فتوای دماغ مختل خویش عمل کند. باورنکردنی ست. چشم دریده ترین دوپا،
با این شناعتی که درحق سی میلیون انسان انجام داده، کشور را به خاک سیاه نشانده و بخشی از صوبه پنجم پاکستان ساخته، بربریت زنده را برسرنوشت مردم مسلط کرده، جرأت نمی کند مانند شیطان رجیم، با روح دوزخی و چهره یی مسخ ، سر از سوراخی در آورد و به قربانیان خویش پوزخند بزند!

از یک رهگذر، باید منصف باشیم. او هم درقدرت، هم درمسند، هم درسفر و هم درمحضر حکومت و مردم، بارها اثبات می کرد که ده افغانستان دیگر را به دهان آتشفشان قومیت پرتاب می کند. چنین کرد؛ با این تفاوت که به جای خدمت به قومیت، به سازمان جهنمی پاکستان نشان سرفرازی تاریخی داد. او از حکومت طالبان اعلام حمایت کرد؛ گفت که جهان باید طالبان را به رسمیت بشناسد. ملتی درهم شکسته، خشماگین و درگرداب رها شده، از آلام برخاسته از نحوست غنی برخود می پیچد؛ اما شیطان رجیم، از اسحق‌زی احساس شرم می‌کند!

حال یک سوال برای تمام قومیت ها: غنی به کدام قوم خدمت کرد؟ همه ای اقوام را به کام دیوهای مست داد.


پاکستان، امریکا به کمک امریکا شکست داد


افسانۀ امریکایی که پاکستان 50 برابر افغانستان برای شان اهمیت دارد؛ با ورود چین به بازی بزرگ، رنگ باخته است. شکست نظامی را نمی توان با پنجه اندازی های تبلیغاتی بی اثر کرد.

 دیلی میل: 

احتمال رویارویی آمریکا و پاکستان بر سر مساله افغانستان وجود دارد

روزنامه بریتانیایی دیلی میل از احتمال رویارویی آمریکا و پاکستان بر سر مساله افغانستان خبر داد.

این روزنامه در مطلبی نوشته است که مقام‌های آمریکایی در پی آن هستند تا چگونگی همکاری و بازی‌های پاکستان با آمریکا در افغانستان را در ۲۰ سال گذشته، مورد بازنگری قرار دهند.

این روزنامه به نقل از منابع دیپلماتیک و استخباراتی آمریکا گفته است که احتمال جدی وجود دارد که آمریکا و پاکستان بر سر مساله افغانستان در مقابل هم قرار گرفته و جنجال درست شود.

در همین حال، حسین حقانی، سفیر پیشین پاکستان در آمریکا گفته است که مقام‌های پیشین و کنونی آمریکا از پاکستان ناراضی هستند و احتمالا این کشور را با تهدید جدی مواجه کنند.

به گفته وی، احتمالا آمریکا برخی قیودات اقتصادی را بر پاکستان وضع کرده و دیگر در معاملات بین‌المللی روی این کشور حساب نخواهد کرد.

گفتنی است که جو بایدن، رئیس جمهور آمریکا در دیدار دیروز خود با نارندرا مودی، نخست وزیر هند گفته است که کشورش تمامی فعالیت‌های پاکستان را به صورت جدی تحت نظر قرار داده است.

خطر سه پارچه شدن افغانستان جدی است


دولت تک قطبی طالبان افغانستان را به یک یوگوسلاوی دیگر تبدیل می کند. 

 طالبان برای تشکیل دولت طالبانی پا را همچنان در یک کفش کرده اند. طلبه های مو دراز و مسلسل بدست که در شهر پراکنده شده اند چیز زیادی از دولت و قومیت ها و زبان های مختلف و این مسائل نمی دانند. فعلا دلشان به این خوش است که به کابل رسیده اند و به هر طرف چشم می چرخانند. رویاروئی آنها با زنان تظاهر کننده صحنه هائی دیدنی را بوجود آورد. آنها که سالها در کوه و یا مکاتب طالبان بوده اند و به چشم خویش زنی بیرون از برقع ندیده بودند، حالا ناگهان خیابانهای کابل را بهشت می دیدند و نمیدانستند با زنان چه کنند؟ گاهی با آنها دهان به دهان می شدند و گاه سر دسته شان با شلاق به طرف زنان هجوم می آورد تا پراکنده شوند و بیش از این حواس نعلین به پاها  و مسلسل بدست ها را پرت نکنند.

رئیس سازمان اطلاعات و امنیت ارتش پاکستان در همان روزهای اول رسیدن طالبان به کابل، وارد این شهر شد و با رهبران طالبان که سالها زیر بلیت همین سازمان درپاکستان زندگی می کردند و پول می گرفتند و خرج آدم کشی در افغانستان می کردند دیدار کرد. شاید رئیس اطلاعات پاکستان در آن دیدار زیاد روی ضرورت تشکیل دولت فراگیر اصرار نکرد، اما حالا پاکستان هم فهمیده که جهان دولت واحد طالبان را حاضر نیست بپذیرد و مسئله دولت فراگیر آنقدر جدی است که اگر طالبان به آن تن ندهند، خطر دو و یا حتی سه پارچه شدن افغانستان و قبول آن از سوی سازمان های بین المللی و برخی از کشورها وجود دارد.

 شبیه آنچه در یوگسلاوی سابق شد. نخست وزیر پاکستان در حاشیه اجلاس سازمان ملل گفت که شناسائی طالبان بعنوان یک دولت، باید بصورت دسته جمعی از سوی کشورها انجام شود. روی این سخن به طالبان بود و معنای آن این که تا دولت فراگیر تشکیل نشود جهان آنها را به رسمیت نخواهد شناخت و این شناسائی یک شناسائی جمعی است. شورای امنیت سازمان ملل نیز خواهان تشکیل دولت فراگیر در افغانستان شده است. ایران نیز جلوتر از قطر که حامی طالبان پس از پاکستان است همین نظر را اعلام کرده بود. البته قطر پا را فراتر از ایران گذاشته و اعلام کرده که طالبان باید حقوق زنان را به رسمیت بشناسد. 

ایران در حمایت از دولت فراگیر، در این بخش "لکنت زبان" گرفته و چیزی نگفته است. ازجمله دیدارهای مهم در حاشیه اجلاس سازمان ملل، دیدار وزرای خارجه پاکستان و امریکا بود که بی شک محور اصلی آن دولت آینده طالبان بود. در این میان، چینی ها بی سر و صدا یک نماینده به افغانستان فرستاده اند تا با طالبان مذاکره کند، اما کوچکترین اشاره ای به دلیل این سفر و موضوعات مورد مذاکره نکرده اند. طالبان از قوم پشتون افغانستان هستند و این قوم تنها 35 در صد جمعیت افغانستان را تشکیل میدهد.

مسکو، هیأت طالبان را ویزا نداد

 

 در ادامه تلاش های طالبان برای پذیرفته شدن بعنوان یک دولت، پس از رد حضور نماینده طالبان در اجلاس سازمان ملل و همچنین رد درخواست طالبان برای تحویل گرفتن کرسی افغانستان در این سازمان، خبرگزاری های روسیه گزارش دادند که پذیرش هیاتی از طالبان در روسیه همچنان منتفی است.

دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین گفت:

مسکو فعالیت‌های طالبان را زیر نظر دارد و منتظر نهایی شدن ساختار دولت افغانستان است.

(اشاره به ضرورت تشکیل دولت ائتلافی)

پسکوف اضافه کرد: روسیه نیز مانند قریب به اتفاق کشورهای جهان، منتظر است تا ببیند طالبان چگونه به وعده‌های خود عمل می کند.

طالبان، توپ را به میدان پاکستان انداخت


کاپی از رخنامۀ نسیم رحیمی

 امیر خان متقی همچو سرپرست وزارت خارجه، با امضای این مکتوب، ‌ تقرر یک‌ دپلومات برای سفارت افغانستان در اسلام‌اباد را اعلان کرده است.

متقی با این حرکت، در‌ واقع صداقت و جدیت پاکستان را برای مشروع بودن حکومت طالبان و ‌حمایت‌ استراتژیک‌ آن محک زده است.

حالا توپ در میدان پاکستان است؛ اگر حکومت پاکستان اجازه فعالیت به این دپلومات را بدهد؛ در‌ واقع طالبان را قسما به رسمیت می شناسند که در نتیجه با تمام دنیا باید روبرو خواهد شد؛  

و اگر این تقرری را رد کند؛ نقاب از چهره آقای قریشی که سال هاست لابی فعال برای طالبان بوده است؛ دور می شود ‌‌و در‌ نتیجه با خشم این گروه مواجه خواهد شد .

آیا تعاملات سیاسی و همکاری های استراتژیک  این دو شریک مکار  برهم ‌خواهد خورد؟

نکات تازه از سبوتاژ درونی جبهۀ پنجشیر/ مخاطب: جوانان مقاومت

 حکایت سگ وفادار ریگستانی درتاریخ این خطه بعد ازین سینه به سینه روایت خواهد شد. ریگستانی در شب ها و روز های حساس، ضربت سخت اخلاقی و حیثیتی به خود فروشان پنجشیری زد. 

مردم زیرپا شدۀ پنجشیر ضرب المثلی دارند: سگ که چاق شد جنگ نمیتانه! کنایه یی ست به دزدان و نا سپاسان فربه و مسخ که دربرهه یی از زمان، می رویند و هرز می شوند.

گزارشنامه افغانستان اطلاع یافته است که درشب تحویلدهی پنجشیر به لشکراجنبی، بین خوانین سیاسی خائن، از جمله جنرال جرأت و قوماندان گل حیدر و دیگر ارتباطی های شبکه حقانی و آی اس آی، نوعی مسابقه درجریان بوده است.

 رئیس داود قوماندان خاواک، خط را تحویل داد و حالا لادرک است. مردم سفید چهر ( قوم پهلوان احمد جان) بدون شلیک یک گلوله، بیرق سفید بالا کردند. درعمرض ( قریه مارشال فهیم) هفت جوان جنگیدند که هر هفت شان به هلاکت رسیدند. منطقه دره، از جنگ انصراف داد. یافته ها نشان می دهد که درتخریب سنگ تربت مسعود، افراد حکمتیار و قومی های احمد جان از سفید چهره مستقیم دست داشتند. طالبان خارجی اصلاً درین کار دخالت نداشتند.

 فضل احمد معنوی قوماندان قرارگاه چمال ورده، گزینه شده بود. وی که چند روز قبل از سقوط کابل فرار از میدان جنگ را حرام گفته بود، با 60 قبضه سلاح و پنجاه تانک هاموی به قول پیاوشت رفت. تفنگ ها را به جوانان شجاع وگردن فراز تحویل نداد؛ درعوض آن را دریک تانکر مخفی کرد. 

گل حیدر، آن پهلوان پنبۀ فساد کار، خط اول دهانۀ پنجشیر را تقدیم طالبان کرد. حمید خراسانی به حیث راه بلد طالبان، از کوه پیاوشت به سوی چمال ورده نزدیک شد. همه مدافعان چمال ورده؛ نا به سامان وگیج، از میدان در رفتند. انبارهای اسلحه بدون استفاده به دست طالب افتاد. طالبان دمادم هفت نفر را کشته و به رهنمایی خراسانی هر طرف می دویدند. 

درین گدودی، فضل احمد معنوی با یک زن به طرف خط جاده روان شد. سلاح ها را درعقب خود رها کرده و از راه کوهستانی آرزو رو به نشیب داشت که خودش را به کابل برساند. 

حفیظ منصور سوار بریک مرکب به سوی تاواخ پائین شد تا به خانه میربچه خان برود. مردم چمال ورده پسراو زیر مشت و لگد گرفته بودند که چرا پدرت ( حفیظ منصور) اعلام کرده بود که ما با طالبان تا پای جان می جنگیم! پسرمنصور با پای شکسته از معرکه نجات یافت.

 خلاصه جنگ حسابی درپنجشیر هرگز روی نداد. این حقایق را نوشتم تا برای مقاومتچی ها درس و پندی شود و ازین بعد، چشم بر خیانت خودی ها نه بندند و مصلحت بینی نه کنند.


گردان های مسلح شیعه به افغانستان مرکزی رسیده اند

 جنگ های شدید در حال وقوع است.

هزارها تن از جوانان  تعلیم دیده و ماهر شیعه که قبلا در سوریه و عراق رزمیده بودند  به مناطق مرکزی  افغانستان رسیدند.

سپاه پاسداران ایران  در یک تصمیم جدید رهبران قدیمی شیعه های افغانستان را جواب داده و گفته است که همه ای تان  تابع امریکا بودید و در این بیست سال یک بار هم  مواضع جمهوری اسلامی ایران را حمایت نکردید. حالا باید  نسل جوان  شیعه های افغانستان را  رهبری کند. با این حال، محمد محقق از ازاعزام جنگجویان فاطمیون به سوریه حمایت کرده بود.

گزارش مشعر است که جنگجویان تازه وارد شیعه  به زودی مناطق شان را از وجود طالبان تصفیه خواهند کرد؛ اما گزارش قید کرده است این گروه  به مانند طالبان و داعش  افراطی استند و احتمال جنگ های مذهبی در مناطق مرکزی  می‌رود.


جنگ طالب با تاجیکستان/ دیر یا زود


رهبران طالب رسماً به این موضوع اعتراف دارند و همزمان، پاکسازی بومیان هزارستان نیز عملاً شروع شده است.

 طالب، تاجیکستان را به فتح تهدید می کند. این اشتباه خشن طالبان به شمار می رود. تاجیکستان در «بازی بزرگ جدید» مانند پاکستان پس از تجاوز شوروی به افغانستان، موقعیت حساس راهبردی احراز کرده است. وقتی مولوی نعیم تهدید کرد که هرگاه جامعه بین المللی مداخله نکند، تاجیکستان را در24 ساعت تسخیر می کنیم، درمغزم این جمله صورت بست: طالبان قبرخود را کندند.

سرزمین شمال بسترجنگی برای طالب نیست. آن ها درآن اراضی، بیگانه اند. نقره داغ خواهند شد.

موازی با آن، طالبان، به جنگ کهنه درهزارستان دامن زده و قصد دارند هزاره ها را از مناطق مرکزی پاکسازی کنند. پس تشکیل جبهۀ مقاومت و جنگ تاریخی در هزارستان امری طبیعی است. این جبهه به زودی با محاذات جنگ پنجشیر وصل می شود.

به نظر می رسد که طالب ازکنترول صاحبان خویش درحال بیرون شدن است. درتقابل با تاجیکستان، خطوط جنگ درخیرخانه و گردنۀ شیبر و کوه های بابا خواهد بود؛ نه درکناره های آمو دریا. کتله های جنگی فاطمیون وارد صحنه اند. هیچ شکی نباید داشت.

اردوگاه های بزرگ جنگی در قلمرو تاجیکستان درحال برپا شدن اند. به شمول روسیه، شش کشور آسیای میانه و هند، حامی و تدارکچی چنین جنگی خواهد بود. ده ها هزار جوان خشمگین و دربه در به سربازان آزادی کشور مبدل می شوند.



ریش نماندن و دزد گفتن بهانه است

 ۲یادداشت مهم: عثمان نجیب

ریش نماندن و دزد گفتن بهانه است.

اعدام های صحرایی:


بزرگ ترین قراردادی پنتاگون/ همکار طالبان


پاکستان دردام گیرافتاده/ قریشی وزیرخارجه دو کشور/ سینه چاکان لروبر، مفقودالاثر!

میررحمان 7000 طالب را اعاشه می دهد.

مافیا، یاد دارد که چه گونه جایداد های خود را بیمه کند. بعد از شرکت الکوزی، اینک گزارش می شود که میر رحمان رحمانی رئیس پیشین پارلمان، روزانه برای هفت هزار  پرسونل طالبان سه وقته اعاشه می پردازد. رحمانی برادرجنرال بابه جان رابطۀ تنگاتنگ با پاکستان و امریکا دارد.

  تأمین هزینۀ روزانۀ تمام حوزه های شهری بدوش میر رحمان رحمانی است. دارایی های غیرمنقول رحمانی درپروان وکابل بی شمار است. اما حالت عجیبی پیش آمده است. درتاریخ  دیده نشده که مردم  نان خوردن نداشته باشند ولی دولت  خرچ عساکر خویش را از مردم بگیرد. مردم توقع معاش دارند اما بی خبر از آن که که هنوز خود ملا ها در خیرات مساجد بزرگ شده و حالا نیز از دسترخوان مردم نفس می‌کشند.

  این است  امارات ساخت پاکستان که هنوز وجوه مالی مستعمره گی شان را  نفرستاده است. دم نقد، وزارت خارجه پاکستان دیپلماسی برای دو کشور را پیش می‌برد؛ یک وزیر خارجه برای دو کشور  فعالیت دارد تا جهان  مستعمره اش را در چوکات کنفدراسیون به رسمیت بشناسند. بسیاری از مردم در حیرت فرو رفته اند که درین کش وگیر، آن همه سینه چاکان لر و بر کجا گم شده اند؟ تاریخ هم چی دهن کجی هایی دارد!


مصارف طالبان درکابل به دوش شرکت الکوزی است



نیم سهام شرکت بزرگ الکوزی از اشرف غنی است. 

 گزارشنامه افغانستان به نقل از منابع معتبر درکابل خبر می دهد که شرکت الکوزی مخارج یومیۀ ارگ کابل را به دوش گرفته است. 

همچنین مصارف سه وقت نان و دیگرمایحتاجات طالبان درشهر کابل را  شرکت الکوزی پرداخت می‌کنند.

علت آن که شرکت الکوزی رضاکارانه حاضر به دادن خدمات نقدی و تأمیناتی شده، این است که نیم دارایی شرکت الکوزی از  اشرف غنی است  که در افغانستان  و مارکیت های خارجی فعالیت دارد. طالبان این نکته را می دانند.

 دفتر مرکزی شرکت الکوزی در شهر دبی موقعیت دارد. ( نگاره، شرکت سیاحتی دوبی) علت دوم این است که اشرف غنی تمام زمین های شهرها را به قمیت سیر کچالو با این شرکت واگذار کرده است.

 حالا شرکت الکوزی از ترس این که دارایی ها و زمین هایی را که غضب کرده توسط طالبان بررسی و جز بیت المال اعلام نشود. 

گزارش می گوید که پرداخت مخارج طالبان درکابل تا زمان طی مراحل بودجه از وزارت مالیه پاکستان به طالبان ادامه خواهد یافت. اما به نظر می رسد که محاسبات قبلی حکومت پاکستان دردادن مشروعیت به رژیم مستعمره با واکنش و مقاومت جدی در داخل و درسطح جهانی مواجه شده، چینی ها از دادن چک مصرف تا انکشافات بعدی خود داری کرده  وفی النتیجه بار تأمین نیازهای عاجل مالی طالبان به دوش پاکستان افتاده است. 

اگر این پرداخت ادامه پیدا کند کمر  غنی و شرکت الکوزی  دونیم می شود.