-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۱۸, پنجشنبه

چه‌ کسانی عزتِ‌ ما را به‌پای خوکان ریختند؟

قلعهٔ حیواناتِ طالبانی:

 وضعیتِ سیاهِ سیاسی افغانستان در ۴۳ سالِ گذشته دو روایتِ تلخی است که جورج اورول در دو اثرِ ماندگارش «۱۹۸۴» و «قلعهٔ حیوانات» به‌تصویر کشیده است.

در چنین جوامعی که استبداد و فساد و خفقان و سرکوبگری اصلِ حکومت‌داری است، اولین نیاز انسانی که آزادی باشد، از او سلب می‌شود. 

گیریم که در بهترین حالت نظام‌ِ تک‌حزبی‌ای مثلِ دولتِ جمهوری دموکراتیک خلق چین به تمام شهروندان چینی، به‌شمولِ  اقلیتِ مسلمانان ایغور زمینهٔ یک رندگی مرفه را در حوزه‌های رهایشی و بهداشت و اقتصادی تأمین کند - که کم‌وبیش می‌کند - ولی در عوض، با محدودیتِ آزادی‌ِ بیان، آزادی برگزاری آیین‌های سنتی و فرهنگی و دینی را برای اقلیت‌های نژادی و دینی منع کند، لااقل در جامعهٔ چین، این وضعیتِ پلیسی برای شهروندانِ دربندِ مسلمان اویغور چه در بیرون و چه در اردوگاه‌های شکنجه، میان مرگ و زندگی در فقدان آزادی، تفاوتی وجود ندارد.

پس نباید تردید کرد که دولت چین برای منافع استراتژیک و اقتصادی‌اش دستِ نوازش به‌سر و روی عروسکِ جدیدشان طالبان بکشد. به این نکتهٔ بسیار دقیق هم باید مطمئن و متیقن شد که طالبان به‌مثابهٔ لایهٔ جدیدِ طبقهٔ حاکمِ پشتون به‌عنوانِ مزدورانِ دولتمردان پاکستانی به‌شیوهٔ لایه‌های قبلی این طبقهٔ خائن فقطِ نقشِ اجیر را ایفاء کرده، نه برای مسلمانان اویغور و نه برای مسلمانانِ حنفی تاجیک و شیعیانِ هزارهٔ افغانستان تره‌ای را خرد نمی‌کنند.     

به این نکته نیز باید تأکید کرد که هرچند فرهنگِ کاپیتالیستی جامعهٔ مصرفی، بازارِ مصرف را به‌شیوهٔ بسیار لگام‌گسیخته‌‌تری هم در چین و هم در کشورهای عربی حوزهٔ خلیج‌ِفارس و عربستانِ آل سعود به‌ کامش فروبرده است، ولی عدم رعایتِ بدیهی‌ترین حقوقِ انسانی، از قبیلِ آزادی بیان و اندیشه در چین به‌ علاوهٔ نقضِ آشکار حقوق زنان در کشورهای عربی حوزه خلیج‌ فارس هرگز ممثل فضای بازِ سیاسی و نظام‌های دموکراتیک از نوع غربی کاپیتالیستی آن، نیست.  

در افغانستانِ طالبانِ که در تقابل با مدرنیسم و با روحیهٔ دانش‌ستیزی، نسخهٔ قبیلوی و دینی افراطی و عقب‌گرای دیکتاتوری کوریایی شمالی است، فقر در کنارِ غیبتِ آزادی‌های فردی و اجتماعی و فرهنگی و دینی و زن‌ستیزی در کنه‌اش حکمِ اعدامِ تدریجی است که این نظامِ دست‌نشاندهٔ عقب‌گرا و دشمنِ مدنیت، بالای هر افغانستانی جاری می‌کند.

همان‌طوری که جورج اورول در رمانش نقشِ رهبرانِ خودکامه را در یک نظام استبدادی به خوکان وامی‌گذارد، در جنگلِ سیاسی جهان و در قلعهٔ حیواناتِ خوکانِ پاکستانی، طالبان فقط نقشِ خادمانِ خوکان را بازی می‌کنند.