-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۱۶, سه‌شنبه

مقاومت نام دیگر هر کدام از ماست!


 یادداشتی از دیانا ثاقب



جنگ امروز طالب جنگ با الیت افغانستان است. شاید بزرگ ترین تفاوت مقاومت امروز هم با سه دهه گذشته افغانستان همین باشد. رویارویی بدویت و تمدن. جنگ امر مطلقه و نسبیت. امروز درست زمانی که جهان افغانستان را در قعر سیاهی و تاریکی در چنگال شغالان رها کرده است، بهترین های ایران کنارمان ایستاده اند و بلندتر از ما فریاد می زنند. این جنگ، جنگ نسل مقاومت است با خفاشان کور دل و کور ذهن پرورش یافته در حفره های وزیرستان. نسل امروز، نسل مقاومت است. در تمام این بیست سال مگر کاری جز مقاومت کردیم؟ در سرک ها بی رحمانه کشتند ما را و ما مقاومت کردیم. در مکتب کشتندمان و ما مقاومت کردیم. به جرم درس خواندن کشتندمان و ما مقاومت کردیم. به جرم زن بودن باز مقاومت کردیم به جرم هزاره بودن و باز مقاومت کردیم. در شفاخانه در راه رفتن در کار کردن در رای دادن. این بیست سال تمامش دو دهه مقاومت بود. مقاومت نام دیگر هر کدام از ماست. مقاومت پیشوند نام هر افغانستان زاده با شرفی ست که خاک نمی فروشد و خیانت نمی کند. 

دو گزینه بیشتر پیش رو نداریم، یا با هر آن چه در دست داریم می جنگیم، یا آب در آسیاب دشمن می ریزیم. 

آن چه آن ها را قدرت می دهد تنها و تنها سلاحی  ست که در دست دارند. برنده این جنگ اما از حالا مشخص است. ما هستیم. برنده این میدان نسلی ست که پس از چهل سال خامی و بی خبری و بی شرفی و با شرفی و اشتباه و درست گذشته گان سرانجام به اندکی بلوغ سیاسی و فکری رسیده است.  زمان به هر روی کار خودش را کرده است و خواهد کرد. چهار دهه مبارزه و جنگ و تباهی در افغانستان نتیجه اش همین ما هستیم. نسلی که می توانیم هر آنچه بود و نبود و شد و نشد را سبک و سنگین کنیم و این بار در جبهه درست بایستیم و بجنگیم. با قلم و قدم و تفنگ و صدا و ساز و سرود و فریاد مان. هر کسی با هر آن چه در توان دارد. این ما هستیم که می توانیم معادله را به نفع خود تغییر دهیم. میدان را از چنگ انحصارگران و تکه داران قومی و متحجران مذهبی در بیاوریم. گفتمان واقعی مبانی انسانی را وارد گفتگوهای این سرزمین بسازیم. همین نسل جوانی که از تبعیض و بی عدالتی و تحجر و خشونت به ستوه رسیده است. 

ایمان دارم که این جنگ را می بریم، اما برایم مهم نیست این برد حتما تا من هستم اتفاق بیفتد. من می جنگم حتا اگر خودم شاهد این آزادی نباشم. اگر باشم که چه بهتر اما اگر نبودم برای دختران و پسران و زنان و مردان پس از خودم می جنگم. 

هر کاری در این جهان کنم، هر کجای این جهان که ایستاده باشم تا روزی که سایه سیاهی و تباهی از روی زمین و سرزمین مان زدوده نشود جهان برای من صحنه مبارزه و جدال خواهد بود.  

آنها که بهترین های ما را از ما و از این سرزمین می گیرند باید بدانند که با هر زخمی بر پیکرمان، ما را جری تر و محکم تر از پیش خواهند ساخت. شما زخم بزنید اما بدانید مار زخمی خطرناک تر است. ما فراموش نمی کنیم. هنوز اجمل نقش بندی در خاطرمان هست. سردار و خانواده اش هستند. کارکنان رسانه ها را به یاد داریم. زنان و مردان این سرزمین که هر کدام قربانی جهالت و ترور شما تروریستان شدند را با نام و نشان و چهره به خاطر داریم و خواهیم داشت. و نام و یاد مرد آزاده فهیم دشتی تا زنده هستیم در خاطر و خاطرات مان خواهد بود.

و بله این جنگ دیگر فقط جنگ با تروریستان نیست، این جنگ، جنگ با هر کسی خواهد بود که از در سازش و همیاری و موافقت و مصلحت با تروریستان درآید. هر کسی که به هر بهانه یی دست تروریست را بفشارد برای ما تروریست تر خواهد بود. 

آب و آتش نسبتی دارند دیرینه

آتشی که آب می‌پاشند بر آن، می کند فریاد

ما مقدس آتشی بودیم، بر ما آب پاشیدند

آب‌های شومی و تاریکی و بیداد

خاست فریادی، و درد آلود فریادی

من همان فریادم، آن فریاد غم بنیاد

هر چه بودو هر چه هست و هر چه خواهد بود

من نخواهم برد، این از یاد

کآتشی بودیم بر ما آب پاشیدند


زنده یاد اخوان ثالث