-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۲۱, یکشنبه

هجوم به پنجشیر و تفاوت دیروز با امروز!


بخش دوم

نوشته‌ی محمد عثمان نجیب

خبرنگار قنچخ می خواهد چیزی به دست بیاورد که با دستان پُر بر گردد و فردا ادعای مؤفقیت کند. اهل خِرَد و آگاه می دانند که گاهی همه خبرنگاران و‌ ژورنالیستان در تمام انواع ارگان های رسانه‌یی خبرنگار واقعی نیستند، یعنی برخی ها از سازمان های استخباراتی و جاسوسی در نقاب خبرنگار حضور پیدا می‌کنند و این گروه در حالات بسیار نادر خود شان را به مقامات نزدیک می‌سازند و یا نزدیک ساخته هم می‌شوند. نفوذ چنان افراد برای کسب اطلاعات از رده های پائینی نظام های سیاسی و عام مردم بسیار ساده است. به هر حال هر کاری که انجام بدهند باالاخره در ظاهر امر یک بخشی از تاریخ را از خود به جا می گذارند.

خبرنگار از شادروان ببرک کارمل می پرسند که خطر جنگ های جنگی چریکی را چقدر جدی گرفته بودند …و یا دولت از کنترل شهر ها بیرون نه شده…و ولایات در دشت شورشیان بوده است…

رهبر خردمند ما در آن زمان پاسخی می‌دهند که از انتظار خبرنگار دور بود:

« … واقعیت تاریخی چنان است که این جا به خاطر ساحات کوهستانی و‌ دره های تنگ و نا هموار ملاکان فیودال زمام امور مناطق ‌و‌ مردم - بدون تأمین رابطه با مقامات حاکمیت مرکزی- در اختیار داشته اند. در گوشه های دور افتاده حتا امروز هم وضع بر همان منوال است ولی ما کنترل مؤثر اوضاع را تاسطح ولسوالی ها در دست داشته و به جرگه های محلی قدرت زیاد داده ایم، البته باند های درنده‌یی از سوی مرتجعینِ لمیده در پاکستان تحریک می‌شوند، مداخلات نفوذی شان را پیش می‌برند و ما عکس العمل نشان می دهیم.

ببینید آن‌‌گاه و‌ در آن جا که جهان دو قطبی وجود داشت ‌و‌ اتحادجماهیرشوروی سوسیالیستی و بلاک مقتدر شرق در حمایت از نظام آماده بودند و به قول کارمل صاحب با آتش توپ‌خانه‌یی می‌توانستند کوه ها ذوب کنند، اما نه کردند. رئیس مقتدر دولت سرقوماندان اعلای قوای مسلح نیرومند صریح و راست و‌ متواضعانه فرموده بودند که پیچاپیچی دره ها، دوری فاصله ها مانع رسیدن دولت به آن جا ها اند…‌‌‌و‌ جرگه های محلی حق تصمیم گیری در مورد هر نوع برنامه‌ی زنده‌گی مردم مطابق نیاز مردم را داشتند.

تفاوت امروز چیست؟

گروه متحجری باز هم پرورده‌ی دامان پاکستان پس از حمله‌ی پهبادی مستقیم و مرگبار پاکستان بر ولایت پنجشیر فقط مسیر جاده های عمومی را به دست دارند… آن هم به قیمت ویرانی شهرستان ها و ده‌کده های پنجشیر و‌ گذشتن از جسد های همه مرد و زن ‌و طفل و جوان و کهن سال.

اما مثل یهود.‌ کفار اهل مکه، مثل خوارج بر علیه ملت ما در آن گوشه‌ی کشور تعزیرات وضع و تحریم های غیر انسانی را بر ایشان وضع کرده است. و بخشی از ملت ما را گروگان گرفته به کوچ اجباری وا می‌دارند. جهان غرب و شرق شمال و‌ جنوب همه مُرده و‌ کسی خیالی هم نه دارد. همین جهان بدبخت همان زمان هم نیش هایی داشتند زننده و زهرآگین‌تر از زهر عقرب ‌فقط در پی دسیسه برای کسب اهداف شان و‌ دستیابی بی پروا به خواست های شان است. به آن ها مهم نیست که مسلمانان و انسان ها چی گونه زجر می کشند و یا زجر می دهند شان… زجری که امروز مردم پنجشیر می‌کشند، جان‌کاه تر از آن است مسلمانان در صدر اسلام می کشیدند… آن‌گاه کفار مکه مسلمانان را تحریم کرده بودند، اما با آن هم وابسته‌گان شان و سایر مسلمانان به هر طریقی می بود کمک های شان را به مسلمانان می رسانیدند. اما در پنجشیر مسلمان خود ما هموطن پنجشیری و اموک و اموک بچه های خود ما دست با پاکستان و طالبان دست ساخت پاکستان و جهان یکی کرده، خودی ها را خنجر می زنند… روایاتی که از جنایات جنرال جرأت و یا دیگران در پنجشیر مخابره می شود، مو را دریدن ها ایستاده می‌کنند…از طالب پاکستانی و از طالب کرزی غنی چی گله است…؟ ما به کجا روانیم و چرا قدرت طلبی از هریک ما یک هیولای وحشی ساخته است…؟

ادامه دارد…