-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۱۷, چهارشنبه

آیا در نبرد جهان با افغانستان به خصوص پنجشیر پاکستان فاعل است یا عامل؟

نوشته‌ی محمد عثمان نجیب

اشاره گزارشنامه افغانستان: این نوشته به علت تراکم کاری من، ویراستاری نشده است.

دیرینه نگری بر ساختار فکری پاکستان با غروب آفتاب حکمروایی انگلیس در جهان و سرزمین بی غروب آفتاب او درست در ۱۹۱۹ میلادی رقم خورد که شاه امان الله اعلام استقلال سیاسی کرد و نیرو های انگلیس در هند برتانوی زمین‌گیر بودند و پسا شکست های زیا از سوی افغانستان، مثل وضعیت امروز آمریکا راه فرار جبونانه را در پیش گرفت. فرار انگلیس و آمریکا شرایط متفاوت داشت. انگلیس خسته از جنگ در افغانستان راه فرار منطقی و بهانه‌ی عقلانی جست و جو می‌کرد. اقدام امان الله خان هر چند بسیار هم نا هم آهنگ با انگلیس ها نه بود اما به هیچ صورت بی مزه هم نه بود. هند برتانوی مشکلات روزافزون خود را داشت و اعلام استقلال سیاسی افغانستان موازنه‌ی محاسبات و انتظارات ولو در طیف نه چندان بزرگ را بر ضد انگلیس رقم زد. آن عمل متهورانه هر چند توأم با اشتباهات امان الله خان مرکز حاکمیت مطلق مدار انگلیس را در لندن تکان داد و بدنه‌ی ستبر او درز برداشت.

انگلیس ها پنداشتند که نباید عملی کردن روش و افکار تفرقه بیانداز و حکومت کن خود به عنوان یک حربه را در منطقه از دست بدهند. با اعلام استقلال افغانستان و مقاومت های گاه ناگاه در شبه قاره‌ی هند که طبیعتاً استقلال خواهی داشت، برنامه های جدید ساختاری تفکری به ذهن نظریه پردازان انگلیس افتاد. 

انگلیس دانست که دیگر سرزمین بی غروب آفتاب ندارد و‌ آفتاب حکمروایی شان رو به زوال است، متخصصین کار کُشته‌ی انگلیس برای جلوگیری از قطع دست رسی به افغانستان و منطقه دست به کار شده نقشه‌ی جغرافیایی منطقه را تغییر داد و طرح ساختار پاکستان را پیش کشیدند. عملی کردن چنان کار در آن زمان چندان مشکل هم نه بود. سرانجام کشوری به نام پاکستان و بعد باز هم با مداخله‌ی کشور دیگری از بطن پاکستان به نام بنگله دیش ایجاد شد. برنامه ها طوری پی ریزی شدند که پاکستان در دراز مدت ژاندارم انگلیس در منطقه باشد. یکی از وظایف اساسی پاکستانی های که در رأس قدرت آمدند از جناح تا عمران نظارت سیطره‌یی و زنجیره‌یی از تدارکات و تعاملات هند و چین افغانستان بود.‌

برای آن که پاکستان هم هیچ گاه بی جنجال نه باشد، محور های مصروفیت جنگ های نیابتی کشمیر، خط فرضی دیورند‌،‌ چالش مدام بنگله دیش را به عنوان تحفه‌ی جنگ اراضی برای پاکستان گذاشت. اما هرگز از حمایت، تجهیز و تسلیح پاکستان در عرصه های سیاسی، اقتصادی و نظامی و دست باز داشتن هر کاره بودن در منطقه خود داری نکرد. 

پاکستان تازه به وجود آمده با رویا ها و افکار کلان طلبانه مجدانه و‌ مصرانه سعی بر استفاده‌ی بهینه از آن همه ساز و برگ ها کرد و انصافاً رهبران عاقل و وطن دوستی داشتند و دارند.

از سه محور اساسی درگیری مدام پاکستان، تمام رنج خود را از سوی افغانستان داشت. رهبر نما های افغانستان در امضای خط دیورند اشتباه سنگینی را مرتکب شدند که سال هاست اخلاف شان پسا آن ها مصروف جنگ و گریز د هر دو سوی خط دیورند اند اما سر مویی هم سودی نه جستن.

حاصل ساختار پاکستان با امتیازات فراوان مدنی و شهرنشینی ها به مردم شان بود که از یک طفل هرگاه در حال مرگ به پهلوان تناوری شده است.

بُرد پاکستان در موضوع افغانستان ناشی از پستی و رذالت عموم حاکمان سیاسی پشتون تبار افغانستان بود که هم به نسل های خود به جا گذاشتند و هم کشور را در دامان پاکستان ریختند و هم نسل های دیگر کشور از رنج آن در امان نیست.

من سال های پیش در مقاله‌یی نوشته بودم…که پشتون افغانستان خواب بی حاصل اتک را می بیند اما هم پنجابی و پشتون پاکستان رویای متک و آمو دریا را می بیند‌‌ ‌و حالا دیدیم که چنان شد.

از سفر رئیس استخبارات نظامی پاکستان و از تهاجم علنی هوایی‌ و‌ کوماندویی پاکستان به پنجشیر، همه کشور های غرب هم آگاه اند و هم موافق. 

خوبی های حمله‌ی هوایی و کوماندویی پاکستان به افغانستان :

شهادت ویرانی ‌و خون‌ریزی ملت ما توسط پاکستان در پنجشیر داغ ماندگار است. اما همه پل هایعقب گرد انکار از اقرار ها را شکسته شدند.

بمباران پهباد های، گیر افتادن بیش از دو هزار کشته و اسیر پاکستانی، پرواز بی دغدغه و بی 

هراس چرخ بال های پاکستان بر فرار پنجشیر، دیدار امروز « شش سپتامبر » رئیس ستاد ارتش پاکستان ازپنجشیر و ملاقات های پی هم مقامات پاکستان با رهبران طالبان، پوشانیده لباس عروسی ملابرادر وبستن کمر او توسط رئیس استخبارات نظامی پاکستان، ساختار یک دست پشتونیزه‌ی خاص قدرت به پشتون های لوگر، خوست، پکتیا و پکتیکا، راندان پشتون های درانی از نظام، شکستن ساختار هایمدنی و جلوگیری از فعالیت زنان همه و همه مواردی اند که طالبان در زیر امر پاکستان بر کشور ماتحمیل کرده اند. پای گاه مقاومت ملی و دفاع مقدس پنجشیر برای احیای ملی شدن آنان در سراسرافغانستان تنها امیدی برای رهایی ملت از یوغ استبداد آمریکا انگلیس است که توسط طالبان عملیشده می رود…آمریکا و انگلیس سگی دارند و سگ شان سگ هایی دارد.

مقاومت نه می میرد،پنجشیر نه می میرد.  خسته و شهید و زخمی ‌ویران می شود اما ماندگاری را 

ارمغان میکند انشاءالله. دیدیم که پاکستان در قضایای پنجشیر عامل است و طالب عامل دست پاکستان. اما فاعل همه

جهان است غیر از تاجیکستان.