-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۷, چهارشنبه

خطر احیای امارت اسلامی طالبان به ایران

اهداف ایران در برقراری مناسبات با گروه طالبان چه بود؟ 

محمد حادث



در سه دهه اخیر مناسبات ایران و طالبان با خم و پیچ های جالبی همراه بوده است. از روابط تنش آلود تا آستانه درگیری نظامی طالبان و ایران در سال‌های ۱۳۷۶-۱۳۸۰ همه آگاهی دارند، اما پس از سقوط طالبان درخزان ۱۳۸۰ که ایران در پشت پرده با امریکایی ها در ماموریت سقوط به عنوان دشمن مشترک علیه طالبان کمک کرده‌ بود، لیکن به تدریج در دو دهه گذشته طالبان از دشمن ایدئولوژیک  به دوستان استراتیژیک ایران مبدل شدند.

 ایران نه تنها که با طالبان باب دوستی باز کرد، ازان هم فراتر رفته به خانواده اسامه بن لادن وهابی نیز پناه داد تا در ایران تحت حمایت نهاد های استخباراتی ان کشور با مصونیت کامل زنده گی کنند.

 ایران در سال ۱۳۹۲ یک تعداد از اعضای رهبری طالبان را که باشندگان غرب کشور  و به قوم بلوچ بودند تحریک و حمایت به ایجاد شورای بنام شورای مشهد طالبان که۱۲ تن عضویت انرا داشت، با ایجاد دفتری در زهدان سیستان بلوچستان نمود. این شورا تا یکماه قبل مدیریت فراهم سازی مراکز آموزشی برای جنگجویان طالب، اسکان فامیلهای رهبری طالبان در قلمرو ایران، سربازگیری برای تشدید جنگ و جمع اوری کمک های مالی وتسلیحاتی ایران به طالبان را به‌عهده داشته است، همچنان این شورا تسهیل گر انتخاب ایران منحیث بدیل پاکستان در صورتی که اسلام اباد بالای رهبری طالبان فشار بی از اندازه بخاطر قبولی خواسته هایش نماید، عمل کرده است. امااز ۴۰ روز بدینسو از سرنوشت شورای متذکره خبری در دست نیست.

این در حالیست که ایران با تمامی گروه های طالبان بصورت یکسان روابط برقرار نکرده بود، ایران با اختر محمد منصور منحیث جانشین ملاعمر رهبر قبلی طالبان روابط بسیار نزدیک داشت، اختر محمد منصور بخاطر کاهش وابسته گی با پاکستان در این زمینه پیش قدم شده بود، اختر محمد منصور با ایرانی ها تفاهم نانوشته ای داشت که براساس ان کانتینر های مملو از مواد مخدر توسط عوامل طالبان در مرز به مامورین ایرانی تحویل می گردید و ایرانی ها مشروط به اینکه مواد متذکره در داخل ایران به مصرف نرسد الی مرزهای ترکیه واروپا کانتینر ها را بدرقه امنیتی می کردند، نتیجه روابط اختر محمد منصور به قیمت کشته شدنش در مسیر بازگشت از ایران توسط امریکایی ها در بلوچستان پاکستان تمام شد که در موفقیت ان حادثه، تشریک اطلاعاتی پاکستان نقش عمده داشت.

 ازان پس ایران روابط خویش رابا بازمانده های منصور مانند: گلا اغا اسحاقزی رییس کمیسیون مالی وزیر مالیه فعلی طالبان، عبدالحکیم حقانی قاضی القضات طالبان، صدر ابراهیم معین امنیتی فعلی وزارت داخله طالبان، گل محمد مشهور به نعیم بریح مسوول روابط شورای کویته با ایران، ملاداوود مزمل معاون کمیسیون نظامی به رهبری  ملایعقوب به عبارت دیگر رهبری طالبان مربوط به قوم اسحاق زی مناسبات خود را حفظ کرده است. 

همه به‌ خاطر داریم که مقامات نظامی و امنیتی دولت پیشین و قوماندانان نیروی های ناتو بار بار از کشف اسلحه و تجهیزات ایرانی در جنگ افغانستان‌، حضور مشاورین ایرانی در جنگ های فراه، هلمند و بادغیس ابراز نظر کردند واما بنابر مصلحت اینکه دولت افغانستان توانایی رویارویی همزمان با دوکشور همسایه( پاکستان و ایران) را ندارد از تنش، با تهران خود داری می شد. 

اهداف ایران در برقراری مناسبات با گروه طالبان چه بود؟ 

چندین منبع شامل اطلاعات استخباراتی، اطلاعات منابع علنی و در لابلای ملاقات میان هیات سرویس استخباراتی دو

کشور  مشعر است که تهران بخاطر نیازمندی ها و اهداف ذیل با طالبان روابط داشته است: 

۱- مقابله با تهدیدات و حضور نیروی ناتو و امریکایی، بخصوص میدان هوایی شیندند،

۲- تهدیدات داعش که در اوایل ظهور این گروه شیعه ستیزی را در صدر برنامه های خویش قرار داد. 

۳- رفع نیازمندی های اطلاعاتی،  که طالبان انرا در اختیار ایران قرار می دادند ( یعنی جاسوسی می کردند)،

۴- سهم گیری فعال در جنگ های نیابتی و اعتراف اینکه طالبان بخشی از واقعیت افغانستان‌ هستند و لازم است که کشوری مانند ایران با انها در تماس باشد، 

۵- تلاش برای جلوگیری از احداث پروژه های بزرگ در غرب افعانستان مانند بند های بخش اباد در فراه، بند کمال خان در نيمروز، بندهای پاشدان و سلما در هرات و همچنان پروژه تاپی که همه خطر بزرگی برای منافع اقتصادی و امنیتی ایران دارند، طالبان صدها حمله را بالای پروژه های متذکره انجام دادند.

۶- ایرانی ها بار ها گفتند که انها بخاطر تامین امنیت سرحدات ۹۳۶ کیلومتری میان افعانستان و ایران با گروه  طالبان که بیشتر سرحدات در کنترول طالبان قرار داشت تماس و تعامل داشته  اند،  

با وصف تصویر روابط گرم میان طالبان و ایران در شرایط کنونی خطر احیای امارت اسلامی چگونه به ایران رقم می خورد؟ در نتیجه ارزیابی ها و معلومات ذهنی راقم سطور، محور های ذیل به عنوان بازگشت به دوران تقابل و تنش میان ایران و امارت اسلامی در ماه های آینده برجسته می شود: 

۱- برای ایران تاسیس یک حکومت سنی تندرو و غیر متعدل اسلامی در کابل به مراتب خطرناک است، هرچند طالبان گفته اند که انها در تاسیس نظام جدید از مدل نظام سیاسی ایران الگوگیری می کنند و اما برایند عملکرد سیاسی طالبان هر چه باشد به نفع ایران نخواهد بود.

۲- برای جمهوری اسلامی ایران سهم هزاره ها و اهل تشیع و در کل فارسی زبانها در قدرت سیاسی افغانستان بسیار مهم است و اما در مقابل طالبان ظرفیت پذیرش و تحمل خواسته های ایران را ندارند، 

۳- هر چند ایران با برخی از جناحهای تشکیل دهنده حکومت طالبان روابط دارد و اما حضور و سایه سنگین پاکستان در نظام سیاسی طالبان به مزاق ایران برابر نیست، از این رو ایران از وضعیت موجود راضی نیست در صدد بازی بدیل می باشد،

۴- هرچند تعدادی فکر می کنند که روابط گرم ایران و چین، همزمان روابط عمیق طالبان و چین سبب خواهد شد تا ایران با وضع موجود راضی باشد/ شود.  و اما به باور این قلم،  مسایل متذکره  ایران را سرجایش نمی نشاند و ایران هیچ وقتی حاضر به چشم پوشی در نابودی یک بخشی از هلال شیعی و حوزه زبان فارسی نخواهد شد، در این میان ایران از جبهه مقاومت ملی حمایت خواهد کرد و همچنان با افزایش حملات  داعش و ناتوانی طالبان در مهار انها، ایران لشکر فاطمیون را بخاطر جنگ علیه داعش و دفاع از مناطق مرکزی افغانستان اعزام خواهد کرد/ کرده است. پیش‌بینی می شود که اشغال  زمین های هزاره ها توسط کوچی ها در بهار سال آینده افزایش خواهد داشت که طالبان به دلایل قومی قادر به حل مسله و  تامین عدالت نخواهند شد، این در حالیست که همین اکنون کوچ اجباری هزاره ها جریان دارد، 

۵- مانند سایر کشور های همسایه ایران در چهار دهه میزبان میلیون ها مهاجرین افغانستان بوده است. در حال حاضر با بازگشت طالبان که مردم افغانستان با فقر و بیکاری و خشونت طالبان مواجه هستند. از قرار معلوم روزانه هزاران جوان و با فامیل های شان به اشکال مختلف وارد جغرافیای ایران می شوند که این وضعیت به ایران سنگین تمام می شود. 

۶- ایران اگر در گذشته با طالبان در سطح یگ گروه تفاهم نانوشته ای مبنی بر انتقال مواد مخدر به دروازه  اروپا را داشت و ازاین پس که طالبان دولت تشکیل میدهند ونیاز به منابع مالی بیشتر در فقدان مشروعیت و کمک های بین المللی دارند، این امر سبب گسترش کشت، تولید و قاچاق  مواد مخدر خواهد شد که نسبت به همه مسیر ها،  انتقال از جغرافیای  ایران مساعد تر و زمینه های مصرف داخلی نیز گسترده خواهد شد، 

۷- هر چند طالبان افتخاری در آبادانی و بازسازی کشور ندارند و میزان تخریب کشور از جانب انها برجسته است و اما من در محافظت از پروژه های بزرگ ملی و بخصوص در غرب کشور توسط طالبان شک ندارم، طالبان پروژه تاپی را عملی خواهند کرد. طالبان اب اضافی برای ایران نخواهند داد و طالبان از نفوذ داعش به ایران جلوگیری نخواهند کرد، زیرا این موارد همه منحیث نقاط فشار بالای ایران حفظ خواهند شد. 

درنهایت ایران از حمایت طالبان که در گذشته کرده است، پشیمان خواهد شد. ایران مانند پاکستان در افغانستان بدنبال عمق استراتژیک نیست و نیازی هم ندارد. ایران به اندازه پاکستان در افغانستان نمی خواهد در قدرت سیاسی منحیث سایه عمل کند و اما طالبان به کمترین خواسته ایران هم تمکین نخواهند کرد، بنابرین جنگ نیابتی ایران علیه طالبان ابعاد مختلفی حتمی خواهد بود، 

در نوشته بعدی،  خطر باز گشت طالبان و یا امارت اسلامی به جمهوریت های آسیای میانه، خواهم نوشت که خیلی جالب خواهد بود.