-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۲۱, یکشنبه

آیا رهبری مقاومت ملی دچار خطای محاسبه شد؟

 

ادریس رحمانی

مردم بیدارشوید!

داریم هم دیگر را میکشیم بخاطر خدمت به قدرت های بزرگ. 

اکثریت رهبران کندهاری طالبان با عملیات نظامی در پنجشیر موافق نبودند ولی زیر فشار شاخه حقانی و خصوصا خواست جدی پاکستان این عملیات را انجام دادند و هنوز هم سیل خون جریان دارد. 

اما چرا گرفتن پنجشیر برایشان در مقابل وحدت ملی - سیاست عفو - و حتی صلح و ثبات بخاطر حکومت داری مهمتر شد؟

هدف اصلی چه است؟

پاکستانی ها زیر فشار چینی ها باید در اولین فرصت زمینه را مساعد بسازند تا عساکر و متخصصان نظامی چین در میدان نظامی بگرام مستقر شوند.  این کار برای چینی ها بعد از خروج مذبوحانه حکومت بایدن قدم بعدی دیگر است تا برای متحدین امریکا نشان بدهند که:

۱. چین برای اولین بار محاصره نظامی توسط بیس های نظامی امریکا را میشکند.

۲. بهتر است به عوض امریکا متحد چین شوید چون امریکا برای حمایت از منافع تان تصمیم ایستاده گی درمقابل چین را ندارد.

چینی ها این کار را تاوقتی که بگرام در چند قدمی مقاومت پنجشیر قرار داشته باشد نمیتوانند بکنند چون  میدانند که به محض رسیدن به این پایگاه سیلی از کمک های نظامی امریکا به مقاومت گران پنجشیر خواهد رسید.  بنا خواست شان این است که قبل از انکه خیلی ناوقت شود این مقاومت باید در هم کوبیده شود تا انها بتوانند بصورت سمبولیک یک قدم دیگر در امر عقب زدن نظامی امریکا بگذارند.  

دیروز ردیس جمهور امریکا به ریس جمهور چین تیلفون کرده و تقریبا ۹۰ دقیقه صحبت کرده اند.  من از تمام محتوای این صحبت دقیق خبر ندارم. اینقدر میدانم که یک بخش ان مربوط با منافع مشترک از قبیل ایجاد ثبات بخاطر قیمت نفت در دنیا بوده است ولی مطمین هستم که دربخش دیگر ان بایدن به ریس جمهور چین گفته است اگر چنین یک حرکتی بکنند مشروعیت سیاسی او در بین نظامیان و جمهوری خواهان امریکا به شدت ضربه میخورد و احتمالا انتخابات ۲۰۲۲ را خواهند باخت.  بنا باید تهدید کرده باشد که اگر شما این حرکت را بکنید من هم باید کاری بکنم.

جالب تر از ان اینکه ریس استخبارات پاکستان گرفتن پنجشیر را برای رهبری طالبان به هیج وجه به این گونه مطرح نکرده است که ما زیر فشار چینی ها هستیم و شما باید انرا بگیرید.  برعکس انها با طالبان این خواست فوری شانرا در مقابل یک تعهد خیلی بزرگ تر فروخته است.  انها به طالبان گفته است که شما را کمک میکنیم تا پنجشیر را فتح کنید اما در عوض شما تعهد میکنید که کشمیر را فتح میکنید. 

آن ها این معامله را خصوصا در وقتی مطرح میکنند که طالبان برسر ریاست دولت انتقالی شان به بن بست سیاسی میرسند و تا جایی سخن از جنگ درونی میان طالبان  مطرح میگردد.  جناح حقانی با رهبری ملا برادر کاملا مخالفت میکند و تهدید میکنند که جدا میشوند و در اوج این تشنج پاکستان پادرمیانی کرده شبکه حقانی را وادار به قبول حکومت ملاحسن میکند ولی در عوض از انها تعهد برای فتح کشمیر را میگیرد.

به نظر من این تحول به وضاحت نشان میدهد که پاکستانی ها چقدر در تبدیل کردن فشار های بین المللی به فرصت ها برای خودشان مهارت دارند. آنها خودشان زیر فشار بودند تا برای چینی ها نشان بدهند که حاکم بر اوضاع هستند اما این ناچاری خود را با منافع بزرگ خود یکجا کرده در منافع قدرت طالبان ادِغام میکنند. حتی رهبری طالبان هم در زیر فشار پاکستان و اختلافات درونی شان باز هم خیلی موفقانه عمل کردند و تمام این حوادث را با مهارت زیاد از انظار عامه پنهان نگهداشته و درپشت درهای بسته مدیریت کردند.

و اما درمقابل اشتباه محاسبه و حرکات مقاومت گران پنجشیر چقدر حیران کننده است؟  در تمام واکنش های نظامی و سیاسی یک ماه گذشته یک ذره هم محاسبه استرانیژیک دیده نمیشود.

چرا؟

۱.  مگر لازم بود مقاومت در داخل پنجشیر صورت بگیرد در حالی که تمام معلومات ابتدایی نشان میداد که احتمالا در زیر فشار محاصره و جنگ دوامدار شکست موقتی حتمی است حتی اگر شکست دایمی نباشد؟

۲. مگر منطقی تر نبود تا مقاومت در یکی از ولایات سرحدی کشور آغاز میشد و پایگاه مقاوت در یک جغرافیا غیر قابل محاصره ایجاد میگردید؟ از یک طرف تهدید محاصره تدارکاتی از بین میرفت و از طرف دیگر مردم عادی پنحشیر با کوچ اجباری و کشتار بیرحمانه روبرو نمیگردید.

۳. مگرمحاسبه جنگ شش هزار جنگنده در مقابل ۱۰۰ هزار جنگنده با حمایت کشوری مانند پاکستان باید بصورت جنگ رویارویی دیزاین میشد؟ در کدام دکترین و دستورالعمل نظامی چنین یک ابتکاری توصیه شده است؟

۴.  مگر حرص حک شدن نام پنجشیر در لوح شهرت مبارزه های ازادی خواهانه و مقاومت  ارزش این همه خون و شکست را داشت؟

۵. مگر هیج نمیداستند که رها کردن افغانستان توسط امریکایی ها امدن چینی ها را درپی خواهد داشت؟ 

وصد سوال دیگر از این قبیل که خیلی چالش بر انگیز است.

امیدوارم نسل جدید افغانستان در هردو طرف خط جنگ متوجه شوند که چقدرما افغانها در این جنگ بیخر و ناشیانه بخاطر منافع قدرت های بزرگ جان میدهیم. و به جز حس رضایت از کشتن هم دیگر هیچ توجه دیگری برای جنگ خود نداریم.