-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۲۹, دوشنبه

اگر موافق هستید این نکات را به اشتراک بگذارید

 اشرف غنی، پشتون ها را از نظر سیاسی و فرهنگی، درگرداب یک بحران مضاعف فرو انداخت؛ اما من ملاحظه می کنم که شماری از دنیا بی خبرانِ نکتایی دار، بی نکتایی، ریش دار و ریش تراشیده، هنوز نسبت به کارکرد های آن سیه روی دنیا و آخرت، حساب گشوده اند. البته که جنبه احساسات شخصی دارد که برای شان حیثیتی شده است.

غم انگیز تر این که، مدافعان فیس بوکی غنی اکنون به اندرزگویان و همراهان امارت جنرال فیض حمید تبدیل شده اند. این رُخ قضیه در گذشته چندان برجسته نبود؛ اکنون آشکار شده است و این برای آیندۀ همزیستی درافغانستان یا جغرافیایی احتمالاً قابل تغییر، یک دشمن ثابت آفریده است. من به آن عده پشتون های مدرنیزه شده، دارای وسعت فکر و وفاداران ایده آل های انسانی می اندیشم که چقدر ممکن است زیرسایۀ ابرهای انحطاط عصر نو تحت فشار قرار گرفته اند.

پشتون تحت مدیریت بازیگران بازی بزرگ رفت؛ نوبت به تاجیک رسیده است. خطرتبدیل سامان مند تاجیک به داعش وجود دارد. پول بازیگران، از انجام هر نا ممکنی بر می آید. پنجشیر دراثر تحرکات حزب تحریر سقوط کرد و پس از سقوط، یک ضلع اصلی جنگ آینده است.

گذشته ازین،  شما به گفتار و کردار مولوی فصیح الدین بدخشانی توجه کنید؛ اگر جنبش مقاومت ملی برای نجات مدنیت افغانستان ( برای همه) به اسرع وقت به حساب طالبان و آدم کشان تاجیک درپنجشیر و بدخشان و دیگر مناطق رسیده گی نتواند؛ جنازۀ همه ای طیف های ساکن در افغانستان به نفع آی اس آی خوانده خواهد شد.

 از نظر من، مقاومت ملی یک «شاخه درسیاهی جنگل به سوی نور فریاد می کشد»؛ این جبهه را باید حمایت کنیم تا بدین وسیله یک راهی پیدا شود تا افراطیت پشتونی و تاجیکی و ازبکی به نفع آینده نسل های کشور خفه، منهدم و معدوم گردند. 

پشتون باید از اشرف غنی درس عبرت بگیرد و تاجیک، از امرالله و عطا نور و ضیاء مسعود و هزاره از سرور دانش و ازبک از اسماعیل غضنفرو عالم ساعی و.... غداری و دغلی این چنین عاقبت دارد.