-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۸, پنجشنبه

روایت دیگری از خائنان پنجشیر

 

صادق امید

کسی گفت: دو روز قبل از شکست مرکز پنجشیر،  فرمانده بهرام مسٶل هم آهنگی اردو، فرزند رجب خان بروت به تانکرهای تیل پشت سریچه آمد تا اکمالات کند.

 با آن که چشمش در خط جنگ زخم برداشته بود و تکلیف داشت، با که آن همگان می دانستند که در دربند نقش خیلی بارزی دارد و یکی از مقامات نظامی پنجشیر هم است؛ ولی بازهم هیچ یک بهش توجه نکرد و با بشکه اش در دست، در صف نوبت قرار گرفت؛ دیرها انتظار کشید که بعداً برایش گفته شد امروز توزیع تیل تمام است.

 او دوباره برگشت کرده به سنگر رفت. این درحالی بود که بسیار موترهای شخصی که قرابت با مسوولین روغنیات داشتند حتی هفته ها روزانه از جبهه اکمال می شدند و در سرک ها با اسلحه دست داشته خود به ناحق رژه می رفتند. اکنون هیچ خبری از آن نازدانه ها نیست ولی فرمانده بهرام مردانه وار هنوز هم با پرسونل خود در سنگر مربوطه اش کشیک می دهد.

 در ضمن از روزی که پنجشیر شکست کرده است تمامی اکمالات روغنیاتی قوای ط.الب از پشت سریچه یعنی از همان مخزن جبهه می باشد؛ حتی چندین موتر تیل را به کابل انتقال داده اند. (این را می توانید از راننده های لین بپرسید) واقعاً با بودن این قدر تیل در جبهه آدم حیرت می کند. در کُل خویش داری و روابط با مقامات جبهه برای یک عده خیلی کارا بود به اصطلاح خَس دزدی ها و استفاده جویی های زیادی کردند.