-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۲۱, یکشنبه

عقبۀ اکمالاتی پنجشیر به سوی آمو باز می شود

 

تنش وتعامل منطقه یی حول محور مقاومت پنجشیر بسیار شدید است. پای پاکستان به جنگ مستقیم کشیده شده/ روسیه و ایران سریع تراز آنچه تصورش می رفت، علیه طالبان موضع گرفتند.

واگذاری مجدد قدرت سیاسی به خونتای طالبان درافغانستان، بسیاری از تحلیل گران و ناظران داخلی و منطقه یی را از امکان شکستن تاراندن و دو بارۀ این گروه تا میزان زیادی نا امید کرده است.

من در یک هفته اخیر ، نکته نظرات شماری ازتحلیل گران افغانستانی و ناظران رسانه یی ایران و جهان را درین باره دیدم و خواندم. 

 احساس عمومی این است که سلطه طالب، کمابیش رنگ آخرالزمانی به خود می گیرد و جامعه بین المللی و دنیای غرب درحمایت از نبرد پنجشیر علیه بربریت نخواهد ایستاد؛ زیرا مقاومت به رهبری احمد مسعود از دل همان «ائتلاف شمال» برمی خیزد که دنیای غرب به ویژه نمایندۀ جورج بوش برای افغانستان – زلمی خلیلزاد- در بیست سال تمام سعی کردند این جنبش شمال را «مخدوش» کرده و از اعتلای سیاسی و نظامی آن جلوگیری کنند. 

حقیقتی که درین مساله کمتر به آن پرداخته می شود این است که یک فرقۀ ایله جار درقدرت نشانده شده که بیست سال تمام، برضد نسل نو ومدنیت ملی وتاریخی افغانستان، انتحار وانفجار کرده و با دستان و دهان خون آلود عقب میزهای ارگ و وزارت ها با کلاشینکوف نشسته اند.

خصلت تحولات سیاسی و نظامی دریک ماه اخیر، با معادلات عصربوش وبایدن، غنی - کرزی دریک معادله نمی گنجد. پاکستان وچین مستقیم به جنگ و مستعمره سازی افغانستان روی آورده اند تا برای خود کریدورامنیتی واقتصادی درست کنند. اما مظاهرشکست خونتای انتحار، درتمامی ابعاد، درهمین یک ماه ظاهر شده است. طالب، قبل ازشکست نظامی ( که بعداً متحمل شدنی است) درعرصه اجتماعی و اداره، با شکست کامل مواجه است. همین اکنون، کشوراز نظر حکومت داری، فلج است و ایدیولوژی عصرحجری به کوچک ترین مطالبات مردم جواب نمی دهد.

عقب کشی نیروهای مقاومت درپنجشیر، مؤقتی است؛ اما امیدوار ترین چهره ها دم نقد نتیجه گرفته اند که امریکا و دنیای آزاد، هرکاری اگربعد ازین درافغانستان انجام دهند، از کانال مقاومت پنجشیر عبور نخواهد کرد. این یک خطای قیاسی فاحش است. پس جغرافیای راهبردی و سرنوشت ساز افغانستان از رهگذر امنیتی و اقتصادی را یکی و تمام واگذارند به چین و پاکستان و ایران؟ هند، روسیه وتاجکستان، همین اکنون درپی ایجاد یک پاکستان شمال برضد تروریست های مختلط حاکم بر کابل اند وایران هرگز ریشه گیری حاکمیت طالبی درمرز های خود برنمی تابد و و آن را برهم خواهد زد. 

موضوع قابل دقت این است که درجنگ بعدی افغانستان، نقش دنیای آزاد دیگر تعیین کننده نیست؛ جانبی ومبتنی برچانه زنی با قدرت های منطقه یی خواهد بود. ارادۀ قاطع مقاومت ملی، درسطح داخل و رقابت راهبردی میان قدرت های منطقه یی، جنگ یا صلح دوره یی یا دایمی را اداره خواهد کرد.

 دنیای غرب به اثر فشار عملیاتی بیست سالۀ پاکستان، روسیه وچین همانند سگ کتک خورده از افغانستان تارانده شده؛ و حالا افغانستان برای هیولای بی کتاب چینی «لقمۀ چرب» شده که پاکستان می خواهد آن را با چین تقسیم کند؛ چه گونه می توان تصور کرد که امریکا از صحنه در رفته و به عقب نگاه نخواهد کرد. چی گونه می توان این حقیقت را نادیده انگاشت که محور روسیه، ایران وهند، اجازه بدهند ارتش پاکستان، زیربنای مقاومت ملی را درپنجشیر منهدم کرده و بگذارند پایگاه بگرام به مهمانسرای دایمی چین بدل شود؟

نتیجه یی که من به دریافت خودم از اوضاع نه چندان دور جنگ افغانستان می گیرم این است:

طالب به تنهایی توان مقابله با نیروهای مقاومت ملی را ندارد. موازی با آن، غیرقابل باور است که ارتش پاکستان موفق شود، برای واحد های ویژۀ خود درمناطق کلیدی پنجیشر و افغانستان وضع الجیش دایمی درست کند. دشوار است بتواند چین را قانع کند که درپایگاه بگرام مرکز بگیرد. پنجشیر مشرف به بگرام است وعنقریب، با آمدن زمستان قطعات پاکستان وطالبان چند ملیتی درپنجشیر زیرضربه می آیند.

بنا برین، درین مدت، گشایش عقبه تدارکاتی پنجشیر به سوی سواحل آمو امری قطعی اما تابع یک رشته زورآزمایی های جنگی درمحور های اصلی داخل وادی پنجشیر و  بلندی های نزدیک به پایگاه بگرام است. نیروهای مقاومت ملی دربسترهای اندراب، بغلان وتخار با تمام قدرت ریزرف اند. پاکستان درانستال کردن حکومت طالبی ناکام مانده وحتی احتمال پیوستن شاخه درانی طالب به مقاومت ملی دور از تصور نیست. جنگ بدون صفرشدن مقاومت ملی پنجشیرانکشاف می کند و من مطمئن هستم که کریدور شمال گشاده شده و مارشال دوستم و عطا نور به میدان حرب وارد می شوند.