-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۲۷, شنبه

هند، میدان را به چین و پاکستان باخته است؟

 نویسنده: علی سینا محمود، دانشجوی دکتری علوم سیاسی فردوسی

دهلی و کابل، متحد یا دشمن؟


روند تحولات پرشتاب افغانستان معادله را کاملا به ضرر متحد استراتژیک این کشور یعنی هندی ها رقم زد. به قدرت رسیدن طالبان به عنوان هم پیمان پاکستان و چین – رقبای دیرینه هند، منافع این کشور را به خطر مواجه می کند و می تواند دردسرهایی تازه ای برای هند ایجاد بکند. اینکه هند در قبال این اتفاقات چی استراتژی را اتخاذ می کند – روزها و ماه های آتی روشن خواهد کرد. سناریوی محتمل این است که به طور قطع آنها برای حفظ موقعیت و منافع خودشان در منطقه به چالش کشیدن دولت طالبان را روی دست بگیرند – و از طرق مختلفی چون جنگ روانی، تقویت و حمایت جنبش ها و گروه های ضد طالبانی همچون "مقاومت مردمی" و دامن زدن به اختلافات درون گروهی و حتی حمایت از گروه هایی تندرو دیگری ضد آنها در این راستا استفاده بکنند. لذا به نوعی می توان گفت که این متحد قبلی دشمن فعلی حاکمان افغانستان محسوب می شود.

اما امروز افغانستان در محراق یک فرصت و تهدید کلان تاریخی است. منطق Regionalism و Globalism حکم می کند برای اینکه چالش های موجود افغانستان افزایش نیابد و امنیت کل منطقه و جهان  را شکننده و لرزان نکند – همگرایی  و اجماع منطقه ای  و بین المللی برای ایجاد ثبات و امنیت درمورد این کشور شکل بگیرد. و از طرف دیگر تاریخ افغانستان نشان می دهد که این کشور با توجه به موقعیت ژئوپلتیکی و وضعیت شکننده سیاسی داخلی و بحران دولت – ملت سازی که همواره با آن مواجه بوده، بدون یک استراتژی چندجانبه در سیاست خارجی نمی تواند ثبات و اقتدار خود را حفظ بکند – و نیز در تاریخ افغانستان ثابت شده که یکجانبه گرایی و عدم رعایت توازن در سیاست خارجی موجب بی ثباتی، ناامنی و بلکه شکست و سقوط دولت ها شده است.

 یکی از عمده ترین دلایل ناکامی دولت های گذشته، نابسامانی و بی ثباتی افغانستان عدم داشتن روابط خارجی متوازن و پایدار یاد می شود. بنابراین برای ثبات، بقا و رفاه افغانستان نیاز است، در پهلوی هم پذیری و مشارکت عادلانه همه گروه ها و جریان های داخلی در ساختار قدرت، استراتژی انعطاف پذیری همراه با حکمت و درایت در ارتباطات  آن با سایر دولت ها رعایت و لحاظ شود. و همزمان منافع، دغدغه ها و توانایی های هر کدام از کشورهای همسایه و منطقه و جهان در سیاست خارجی این کشور مدنظر قرار بگیرد. زیرا تحولات افغانستان ارتباط نزدیک با سیاست ها و استراتژی های بلندمدت بازیگران عمده در ساختار بین الملل دارد؛ و رویکرد بازیگران عمده منطقه ای و بین المللی بستگی به نوع رفتار و تصمیم گیری های دولتمردان افغانستان دارد. در غیر آن صورت توسل به زور، خشونت، انحصار و اتکای صرف به یکی از قدرت های بزرگ و خارجی موجب تکرر فاجعات راهبردی چون گذشته خواهد شد. که تبعات ناگوار ناشی از آن دامن منطقه و جهان را خواهد گرفت.