-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۲۷, شنبه

سیاست ایران در قبال طالبان

 نویسنده: سید حامد حسینی؛ دانشجوی دکتری روابط بین‌الملل

دیپلماسی ایرانی: در نگاه اول بین حکومت شیعه در ایران و تشکیلات سنی مذهب و بنیادگرای طالبان که کنترل افغانستان را در دست گرفته‌اند تفاوت‌های مذهبی و ایدئولوژیکی قابل توجهی وجود دارد. با این وجود، به نظر می‌رسد که تهران تغییر اساسی حکومت در همسایه شرقی خود را یک تحول منفی هم شاید قلمداد نکند.



 آیا جمهوری اسلامی رویکرد خود را نسبت به طالبان تغییر داده است؟ با خروج کامل آمریکا چه نوع روابطی بین این دو کشور همسایه به وجود می‌آید؟

خروج آمریکا از افغانستان وضعیت جدیدی را برای ایران به همراه دارد. از یک سو، خروج به عنوان یک اتفاق و پیشرفت مثبت تلقی می‌شود، زیرا ایران دیگر حضور نیروهای ایالات متحده را در مرزهای شرقی خود احساس می‌کند و چه‌بسا تهران امیدوار است که ایالات متحده متعاقباً نیروهای خود را از عراق نیز خارج کند. از سوی دیگر، ایران و افغانستان دارای 900 کیلومتر مرز مشترک هستند و نبود حکومت‌داری در افغانستان پیامدهای فوری برای اقتصاد و امنیت ایران خواهد داشت. بنابراین ارزیابی‌ها حاکی از این امر است که ایران با وجود اختلافات اساسی ایدئولوژیکی و مذهبی در قبال طالبان برای حفظ منافع خود، سیاست عمل‌گرایانه‌ای را با طالبان اتخاذ می‌کند.

در عین حال، ایران در حال حاضر با وضعیت پیچیده‌ای روبه‌رو است که وادارش می‌کند تا سیاست خود را در مورد افغانستان به طور کلی و روابط خود با طالبان را به‌طور خاص مورد ارزیابی مجدد قرار دهد. در اولین دوره حکومت طالبان در افغانستان، ایران به همراه دیگر کشورها از جمله روسیه و ایالات متحده از مخالفان اتحاد شمالی در برابر طالبان حمایت کردند. تنش بین ایران و طالبان در سال 1998 به اوج خود رسید، زمانی که طالبان 11 دیپلمات و خبرنگار ایرانی را در مزارشریف به قتل رساند، اقدامی که تقریباً به درگیری نظامی بین دو طرف منجر شد. یکی از پیامدهای روابط ضعیف بین ایران و طالبان، همسویی دیدگاه‌ها بین ایران و ایالات متحده در حمله آمریکا به افغانستان بود. اما این همکاری پس از سخنرانی جورج دبلیو بوش، رئیس‌جمهوری وقت آمریکا در سال 2002، که از ایران، عراق و کره شمالی به عنوان محور شرارت یاد کرد، پایان یافت.

اما روابط ایران با طالبان در سال‌های اخیر تا حدودی تغییر کرده است. در سال 2018 ایران برای اولین بار اعلام کرد که میزبان یک هیئت طالبان برای مذاکرات در تهران بوده، اما تاکید کرد که این سفر با اطلاع دولت افغانستان انجام شده است. در اوت 2021، ایران تلاش کرد میان دولت افغانستان و طالبان میانجیگری کند و میزبان هیئت‌های مربوطه آنها در تهران بود اما دستاورد شایان توجهی حاصل نشد. با خروج آمریکایی‌ها و تصرف طالبان در افغانستان، ایران می‌خواهد این کشور را تحت کنترل یک دولت باثبات ببیند و امیدوار است با آن همکاری کند. افغانستان برای امنیت ملی و سیاست منطقه‌ای ایران بسیار مهم است و بنابراین نگرش عمل‌گرایانه تهران نسبت به طالبان تغییر نخواهد کرد و حتی در جهت حفظ منافع ایران در افغانستان، به ویژه در زمینه‌های امنیتی و اقتصادی، در این مسیر پیش خواهد رفت.

منافع اصلی امنیتی ایران در این زمینه جلوگیری از نفوذ تروریست‌ها از افغانستان و همچنین ورود موج پناهندگان به خاک ایران است. در حال حاضر، ایران تشکیلات داعش را مهمترین تهدید تروریستی می‌داند که تعدادی نیرو نیز در این منطقه دارد. بر اساس گزارش‌های آمریکایی، شاخه افغانستان داعش قبلاً حملات تروریستی زیادی را علیه اهداف غیرنظامیان شیعه در افغانستان انجام داده است. به همین اعتبار، خروج آمریکایی‌ها می‌تواند داعش را در افغانستان تقویت کرده و فعالیت آن را علیه جامعه شیعه یا اهداف ایرانی تقویت کند. علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، پیشتر به تهدید داعش افغانستان و شدت آن برای ایران اشاره کرده بود. طالبان نیز مانند ایران در حال اقدام علیه داعش هستند و این می‌تواند فرصتی برای همکاری بین آنها در این زمینه ایجاد کند.

موج بزرگی از پناهندگان می‌تواند وضعیت اقتصادی و امنیتی داخلی ایران را دچار چالش کند. جامعه بزرگ پناه‌جویان در کشور، شامل حدود سه میلیون افغان است که حدود دو میلیون از آنها ثبت نام نشده‌اند. ایران پیش‌تر تأکید کرده بود که پناهندگان ثبت نشده باری بر اقتصاد این کشور وارد می‌کنند و بنابراین تلاش می‌کند تا از ورود پناهندگان اضافی به خاک خود جلوگیری کند. در هفته‌های اخیر، موج جدیدی از مهاجران افغان تلاش برای ورود به این کشور را آغاز کردند و ایران سه اردوگاه پناهندگان برای آنها در منطقه مرزی ایجاد کرد. وزیر کشور ایران اظهار داشت که انتظار دارد پناهندگان در صورت بهبود اوضاع به خانه بازگردند.

ایران همچنین می‌خواهد از منافع اقتصادی خود در افغانستان محافظت کند. در واکنش به تحریم‌های غرب، ایران منابع تجاری خود را متنوع کرده و بر بازارهای منطقه‌ای تأکید فراوان کرده و در همین راستا بر روابط تجاری با افغانستان که در سال‌های اخیر بسیار بهبود یافته تأکید زیادی داشته است. ایران بزرگترین صادرکننده به افغانستان است، کشوری که دسترسی دریایی ندارد و یکی از بزرگترین بازارهای صادرات غیر نفتی ایران است. صادرات ایران به افغانستان شامل برق، مصالح ساختمانی، دارو و گندم است و سالانه 2 میلیارد دلار برآورد می‌شود. تهران به‌منظور بهبود تجارت خود با افغانستان، اولین قسمت از پروژه راه‌آهن متصل کننده دو کشور، که عمدتا توسط ایران تأمین می‌شود را در اواخر سال 2020 به پایان رساند. ایران معتقد است که این پروژه پتانسیل گسترش روابط تجاری خود با سایر کشورها در مرکز و جنوب آسیا از جمله هند را فراهم می‌کند.

یکی دیگر از منافع مهم ایران، جریان آزاد آب از افغانستان به ایران است که مورد اختلاف بین دو کشور است. رود هیرمند (هلمند) که از افغانستان به منطقه سیستان در ایران سرازیر می‌شود، آب حدود یک میلیون نفر را تأمین می‌کند. افغانستان سدها و کانال‌های آبی که توسط پیمانکاران خارجی ساخته شده است را کنترل می‌کند. در برخی موارد، افغان‌ها جریان آب به ایران را متوقف کرده‌اند. در اوایل سال 2021، ایران و افغانستان توافقنامه آب مربوط به رودخانه را امضا کردند، اما بی‌ثباتی در افغانستان می‌تواند مانع اجرای آن شود.

ظلم و بدرفتاری طالبان با جامعه شیعه هزاره در افغانستان منبع اصلی تضاد بین ایران و طالبان در اولین سال‌های قدرت این سازمان بود. در عین حال، با توجه به نزدیک شدن مواضع بین این گروه‌های قومی و مذهبی ولو در ظاهر، طالبان وعده داده که به این جامعه آسیبی نخواهد رساند، اگرچه مواردی گزارش شده است که در جریان تصرفات اخیر، شیعیان این منطقه نیز تحت تعقیب و آسیب قرار گرفته‌اند. بدیهی است که جمهوری اسلامی خود را حامی شیعیان می‌داند و نسبت به حملات علیه شیعیان در افغانستان حساس است. با این حال، ارتباط فعلی بین ایران و طالبان اساساً عمل‌گرایانه است و بنابراین تهران می‌تواند حملات علیه جامعه شیعه را ناشی از برخی اقدامات نیروهای خودسر و رده پایین قلمداد کند نه تصمیمات هسته اصلی طالبان تا از این رهگذر از منافع حیاتی‌تر خود محافظت کند.

با توجه به اهمیت روابط ایران با طالبان، به ویژه پس از تصرفات اخیر این کشور بر گستره افغانستان، جمهوری اسلامی تلاش‌های خود را برای بهبود تصویر عموما منفی طالبان در ایران نیز افزایش داده است. این روند جدید تصویرسازی در طیفی از رسانه‌های دیداری، شنیداری و مکتوب حکومتی قابل توجه است. به موازات آن، رسانه‌های محافظه‌کار، که خط رسمی مواضع هسته سخت قدرت را منعکس می‌کنند، استدلال می‌کنند که طالبان آن چیزی نیست که در گذشته بود و اکنون تغییر کرده است. این تشکیلات اقدامات خشن خود را تخفیف داده است و دیگر به جامعه شیعه در افغانستان نیز ظلم نخواهد کرد. با این وجود، هیچ تضمینی وجود ندارد که این کارزار رسانه‌ای در تغییر نظرات افکار عمومی جامعه ایران موفق باشد. رسانه‌های وابسته به جریان اصلاح‌طلبان نیز که بیشتر به حقوق بشر حساس هستند، بارها نسبت به ارتباط با طالبان انتقاد می‌کنند.

در مجموع، سیاست ایران در قبال طالبان و بهبود روابط بین دو طرف که با خروج ایالات متحده از افغانستان شتاب گرفت، نشان‌دهنده میزان زیادی از سیاست موسوم به realpolitik است. ایران مایل است با طالبان، علیرغم اختلافات ایدئولوژیکی و مذهبی، برای حفظ منافع خود در افغانستان، به ویژه در زمینه‌های اقتصادی و امنیتی، همکاری کند. تا زمانی که این منافع حفظ شود، انتظار نمی‌رود که ایران سیاست خود را تغییر داده و از مخالفان طالبان حمایت کند یا در افغانستان فعالیت‌هایی از جنس حمایت از گروه‌های مقاومت انجام دهد. تغییرات داخلی در ایران، به ویژه انتخاب سید ابراهیم رئیسی به عنوان رئیس جمهوری و سیاستی که وی با حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه در حال پیگیری دارد، احتمالاً در توسعه روابط با طالبان به منظور گسترش و بهبود مناسبات با همسایگان منطقه‌ای و کاهش تنش‌ها قابل تفسیر خواهد بود. باید حتما توجه داشت که خروج آمریکا از منطقه عنصر مهمی در سیاست منطقه‌ای ایران است. بنابراین خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، نمادی از تضعیف نفوذ ایالات متحده در منطقه، در تهران به عنوان یک تحول مثبت تلقی می‌شود. تهران با امید به نتیجه مشابه در عراق، سعی می‌کند با کمک شبه‌نظامیان شیعی و حامی خود که در آنجا فعالیت می‌کنند، این سناریو را نیز در آنجا دنبال کند. البته باید توجه داشت که در عالم سیاست، لزوما تحولات یکسان به نتایج یکسانی منجر نخواهند شد.