-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۲۷, شنبه

افغانستان برای بقای خود باید دلیل پیدا کند

نوشتۀ احمد فرید مزدک 

افغانستان را تنها کشور افغان - پشتون ها دانستن سبب بقا نمی شود؛ سبب نابودی می شود.

آن چه امروز می بینیم نتیجۀ بیست سال کارو کشتار است. بیست سالِ تمام زیر بیرق ناتو خشونت قومی ــ مذهبی، کِشت و صدور مواد مخدر، به افتضاح کشاندن انتخابات، آزادی بیان و سرکوب برامد های دادخواهانه عملی شد. بیست سال گذشته، سال های غفلت و کژروی آنهایی بود که به جای آن که برای تحقق آرمان های دادخواهانه در گسترۀ تمام کشور یا حوزۀ پارسی زبانان اندیشه کنند وبرنامه بریزند؛ به دینداری سیاسی بیشتر پرداختند؛ "محله چی گری" کردند و با برنامۀ "مکتب های خیالی" و مدرسه های واقعی کاری نکردند.

به این گونه، جغرافیای بی بنیاد افغانستان حالا توسط پاکستان مدیریت می شود. الحاق آرام، سال ها است که ادامه دارد؛ الحاق جغرافیای افغانستان به پاکستان پروژۀ امروز نیست. تجزیۀ منطقه بر بنیاد قوم، پروژۀ امروز نیست. از آغاز سال های 90 برخی از کشور های بزرگ جهان برای تجزیۀ منطقه ای که افغانستان در آن موقعیت دارد، می اندیشند و سخن می گویند.

افغانستان یگانه کشوری در این منطقه است که برای موجودیت و بقای خویش دلیل و سبب و دوکتورین ندارد. « تا زنده یک افغان است زنده افغانستان است»، نه دلیل است و نه دوکتورین. افغانستان برای بقا باید دلیل پیدا کند. افغانستان راتنها کشور افغان ــ پشتون ها دانستن سبب بقا نمی شود، سبب نابودی  می شود. برای جلو گیری از نابودی به برابری، به واقع بینی و دوری از زیاده خواهی و دوری از برنامۀ هژمونی یک قوم بر دیگران باید فکر کرد. رهبران پاکستان گفتند که باید برای آشتی پشتون و تاجیک در افغانستان کار شود؟! آشتی تاجیک و پشتون، آشتی این آدم تاجیک با آن آدم پشتون نه، بل اجماع بر ساختارنظام سیاسی است. جغرافیایی به نام افغانستان به اصول و بنیاد های ساختاری نیاز دارد که هیچ تباری در آن جایی برای یکه تازی و هژمونی نداشته باشد.