-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۱۴, یکشنبه

نبرد رزم آوران پنجشیر، سرمستی آورده است


 من نمی‌توانم مانند یک سیاست‌مدار حرف بزنم

داوود سرخوش

پنجم سپتامبر ۲۰۲۱، ویانا

وقتی که روز ندارم، چرا باید همه‌ی دیروزها را خط نکشم که چون زَولانه به پاهایم پیچیده‌است و از حرکت بازم می‌دارد؛ تا آن‌جا که رفته رفته به تندیسی تبدیل شوم که حتی راه و رفتن از یادم برود. تا آن‌جا که شب و روز در چشمانم یک‌‌رنگ شود، زبانم لال و گوشم سنگ و گلویم سرمه‌پُر باشد. تا آن‌جا که نه با نعره‌ی دلاوران «پنجشیر» هو سر بدهم، نه با فریاد ظریف و پر غصه‌ی زن‌های وطنم آه بکشم. و آن‌گاه با خنجری میان شانه‌هایم راست مانده باشم، شیئی باشم آنتیک، جزء مفاخر ملی، نماد آشتی و خیر، ساکت و بی‌آزار در انظار.

من نمی‌توانم مانند یک سیاست‌مدار حرف بزنم. نمی‌توانم اسم ترس را مصلحت پوش کنم و نام معامله را خیر ملت بخوانم و آن وقت کفتارهای گرسنه را بر گرد پنجشیر نبینم. نمی‌توانم در زخم‌های باز دایکندی و بهسود درد را نبینم و کتک خوردن بانوان دادخواه را در کابل تئاتر فرض کنم.

من ترانه‌ام را ساده می‌خوانم و دلم را صاف پیش رفیقان باز می‌کنم. تبارم هزاره است. هزاره یعنی آسیب دیدگی عنصر آدمیت، یعنی بی‌زبانی و سکوتی بلندتر از قامت قرن. دمبوره می‌نوازم؛ همراهان ارکسترم آوخ و شرنگ زنجیر بردگان است. دل‌تنگم، دل‌تنگِ نعره‌ای بلند که تمام طول و پهنای سکوت صدساله را بپیماید و با جان «بابا» و «پامیر» درآمیزد. شرمنده‌ام، شرمنده‌ی غم‌های بزرگ و بسیار آدم‌های سرزمینم و صدا‌ی نارسا و زبان قاصر و توان اندک خود.

من در گوشه‌ی امن و در دور دنیا کوچ افکنده‌ام، همانند هموطن‌هایم «شمشیر داموکلس» بر فرقم آویخته ندارم و این را به خوبی درک می‌کنم. به شعور مردم باور دارم و به تصمیم‌شان صادقانه احترام می‌گذارم. من نمی‌توانم به بهانه‌ی واقعیت‌گرایی‌ای که سیاست‌مداران نشخوار می‌کنند، گپ تعامل با تروریستان قاتل را حتی در تصورم راه بدهم و به خطبه و حدیث‌شان باور کنم. پشتم هنوز تکیه به بابا دارد. صدای اعتراض بانوان گرامی کابل و هرات شنیدنی‌ترین ملودی این روزهای من است. نبردِ رزم‌آوران جبهه‌ی مقاومت پنجشیر برایم ستودنی و سرمست کننده است. دلم همراه شجاعان پنجشیر است و با خود زمزمه می‌کنم که «بیا بوریم به سنگران جمله‌ی خوبان هموجه ‌است.»