-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۲۲, دوشنبه

جبهۀ پنجشیر به طرف شمال شرق گسترش می یابد

جنرال فرید احمدی

آغاز اغتشاش و اختلاف شدید میان رهبری مرکزی طالبان(TB) :

قبلا به طور مکرر گفته شده بود که طالبان افغانستان را هضم کرده نمی توانند؛ و انسجام طالبان پس از پیروزی‌ نظامی از هم می‌پاشد؛ به کرات گفته شده بود که طالبان جز جنگ؛ ویرانی، کشتار و اطاعت از دستور بیگانه ها هیچ نوع ظرفیت برای حکومت داری‌و خدمات ندارند؛ تاکید شده بود که طالبان هیچ نوع علاقه ای به قطع روابط با گروپ های تروریستی منطقه و ‌جهان ندارند؛ طی ده روز گذشته همه موارد برملا شده است؛ در این نوشته به فروپاشی انسجام طالبان با تحلیل مفاهیم معطوف به قومیت و رهبری بطور گذارا اشاره می‌شود؛ حافظه تاریخی دست اندرکاران امور اطلاعاتی-استخباراتی اشاره می‌کنند که از چندین سال بدینسو رهبری طالبان در ولایات بدخشان؛ تخار؛ فاریاب؛ جوزجان، بغلان مشمول شبیراحمد عثمانی؛ شمس الدین پهلوان؛ مولوی قاسم خلیلی و قاری صلاح الدین ایوبی در صدد انشعاب بودند؛ آنها بار بار خواهان رهایی از یوغ طالبان کندهاری شده بودند؛ اما با پا درمیانی سراج الدین حقانی و پیشنهاد برخی از عناصر مشوق منطقه؛ آنان از این کار برای مدتی خودداری کردند؛ حالا که طالبان با توسل به رویکرد نظامی به پیروزی دست یافته اند؛ منابع می گویند که رهبری طالبان کندهاری خواهان تعیین حدود و خطوط مشخص و بتدریج انتقام گیری از طالبان سمت شمال شده اند؛ اخیرا اطلاعاتی دست بدست شد که نشان می داد؛ طالبان مستقر در کابل؛ طالبان بدخشی را خلع سلاح کردند و نگذاشتند تا وارد کابل شوند. منابع از درون طالبان به ترتیب ذیل اختلافات جدید را برجسته ساخته اند :

1. هسته مرکزی تصمیم گیری رهبری طالبان( TB) جنگجویان و طالبان سمت شمال( تاجک، ازبک و غیره گروپها) را از جلسات تصمیم گیری کابل خارج ساختند. بعد از تصرف کابل اهمیت و ارزش انها  بسیار پایین امده است و حتی برای ملاقات با رهبری روزها منتظر می مانند که عقده مندی طالبان غیر پشتون و تروریست های خارجی رو به افزایش است.

 مبارزه قدرت (سیاسی، نظامی و اقتصادی) میان هلمندی ها و لوی کندهار با شبکه حقانی (HQ) هر روز اوج میگیرد مانند زمان مجاهدين. در حالیکه استخباراات( ISI) و سیاستمداران  پاکستان در تلاش میانجی گری است ولی طرفداری از شاخه حقانی مینمایند.

2. جبهه پنجشیر بعد از چند مدت، بازهم به طرف شمال- شرق، شمال و نقاط دیگر کشور به سرعت گسترش میی یابد وحتی طالبان ناراضی شمال که از تمامیت خواهی و تعصب رهبری مرکزی طالبان به انزوا رفته اند به جبهه مخالف خواهند پیوست.

تجربه نشان داده که پیروز میدان جنگ نه تعداد پرسونل و نه تجهیزات است بلکه اراده و عزم تعداد محدود میتواند قوی ترین قوا طالبان( TB) را بشکند.

3. رهبری طالبان اقرار کردند که ظرفیت، توانمندی، تجربه و کادر های مسلکی در علوم سیاست، حقوق،  اقتصاد و نظامی ندارند به جز چند عالم دینی با نگرش مذهبی افراطی که قادر به دولت سازی نمی باشند. اعلان دولت فراگیر ممکن هفته ها و ماه ها را در بر گیرد. ممکن به حزب اسلامی و حزب التحریر حق نمایشی بدهند ولی به هیچ صورت قدرت سیاسی را با هیچکس تقسیم نخواهند کرد.

 مردم کشور و جهان به صداقت و مستقل بودن طالبان(TB) شک جدی دارند، چرا که فعلا پالیسی و سیاست خارجی افغانستان توسط پاکستان کنترول میشود. بر علاوه ان موجودیت گروه های تروریستی خارجی بشمول القاعده ( AQ)، پیچیدگی پالیسی خارجی را میان رهبری طالبان مغلق تر ساخته است. 

4. بخش از عامل جدایی ناپذیر تحریک طالبان(TB)، اسلام گرایی سیاسی توام با منافقت است. یعنی طالبان در همه امور چیزی که میگویند و عمل میکنند کاملا در تضاد است.

طالبان( TB) از لحاظ فکری و ایدیالوژی هیچ تفاوت باداعش(ISIS) ندارند هردو تمامیت خواه، انحصارگر و سلفی مشرب اند. فقط اختلاف و رقابت شان بر سر قدرت سیاسی, ساحه نفوذ و منافع اقتصادی است.

5. اعلامیه عفو عمومی طالبان( TB) فقط نمایشنامه تبلیغاتی و روانی است بخاطر غافلگیری دشمنان شان و جامعه جهانی .

تلاش طالبان و حامیان شان اینست که به مردم کشور و جهان خود را میانه رو و معتدل تر نمایش دهند تا که رهبران شان از لست سیاه پاک شوند. 

در حالیکه پژوهش ها و تحقیقات علمی بیانگر این است که هیچ نوع تغیر در فاکتور ها و ساختار فکری طالبان دیده نمی شود.

ولی یگانه تغیر در مهارت های سیاسی و ابزار تبلیغاتی انها است که نسبت به دوره اول طالبان هوشیارتر عمل میکنند.

تصمیم طالبان(TB) بخاطر تصفیه حساب با مخالفان و اقوام دیگر فقط منتظر برسمیت شناختن امارات اسلامی مشارکتی از طرف جهان است.

در نهایت روز های آینده با وقوع جنگ سختی؛  امارت طالبان به چالش کشیده می شود؛ طالبان ولایات شمال و شمال شرق با اعلام انشعاب دو گزینه در پیش رو دارند یا به جبهه مقاومت به رهبری احمد مسعود می‌ پیوندند و یا بیرق های سفید را به پایین کشیده و بیرق های سیاه را بلند خواهند کرد؛ در آن صورت دو جبهه علیه طالبان فعالیت خواهد کرد و در آن زمان طالبان نه توان مقابله علیه دو جبهه  را خواهند داشت و نه مشروعیت لازم برای حکومت داری و توان ارایه خدمات به مردم کشور و نه اقناع جامعه بین المللی؛ در این میان تشدید اختلافات میان غلجایی ‌و درانی ها نیز برجسته خواهد شد.

جنرال فرید احمدی