-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۴, یکشنبه

کرام الدین، خائن کروی، از هر زاویه به آن بنگری، همان است


 کارنامه های دیگری از نجیم خان، کرام الدین و قوماندان گل حیدر- برای ثبت درتاریخ

انوشه اندیشه، احمد شاه مسعود، می گفت که شکست درجنگ، اول از «شکست معنویت» آغاز می شود. شکست اول، درمیزان 1375 – نخستین سقوط کابل به وسیله طالبان- آمد. شکست پنجشیر نیز برآیندِ شکست معنویت درحلقۀ «نخبه گان» خود خوانده بود که ما شرح سریالی اما کوتاه آن را از چندی به این سو ارائه داشته ایم.

تبانی گران دقیقاً بالا دستان و « سوداگران آرمانی» رده اول بودند؛ همان هایی که نسل دیروز و امروز، حساب اعتماد درحق شان باز کرده بودند؛ اما بی خبراز آن که فساد همیشه از بالا می آید. 

مثلاً یک سرمایه دار دورۀ جهاد به نام نجیم خان با اشاره به کلاه پکول خود فاخرانه می گفت: کلاهی که من به سر می گذارم، « یک لک افغانی ساخته میشه». اما روز تسلیمی به شبکه حقانی، همان کلاه را به دریا انداخته و خودش را با کلاهک سفید به کابل رسانیده بود!

این ها همه برای تاریخ نوشته می شوند؛ برای نسل حال و آینده.

یک میلیونر آشنا برای همه - سارنوال کرام الدین کرام - همین جمعه گذشته، به نماینده گی از شبکه حقانی، لنگی سیاه برسرنهاده و رفته بود به مسجد قریۀ کرامان تا به مردم دستوردهد که از تفنگ برداشتن حذر کنید با مقاومتی ها نزدیک نه شوید!

رفاقت دیرینه کرام و قوماندان گل حیدر، سبب شد که جبهۀ جنگ علیه طالبان را از درون بشکنند. یک ناظرصحنه چنین می نویسد: گل حیدر پس از این که ماموریتش از دروازه پنجشیر تمام میشه، ( یعنی خط ورودی پنجشیر را به روی طالبان رها می کند) میرود به قریه کرواشی که در قسمت های بالایی قریه، یک قریه کوچک دیگربه نام"سرتنبه" است. آنجا در زمان روس‌ها قرارگاه مجاهدین بوده. همان جا ظاهراً قرارگاه میگیرد. جوانان کرواشی و دیگرمقاومت‌گران نظر به همان دستور قبلی رهبری جبهه، زیر قوماندۀ آمر گل حیدر قرار میگیرند. گل حیدرخان با استفاده از همان هنر شیطنت باری که دارد، در چندین مورد مانع عملیات مقاومت‌گران میشود، هرچند نمیگذارد کسی بالای طالبان حمله کند، یک عده جوانان سرکشی میکنند و دست به عملیات هایی میزنند.

گل حیدر موی سفیدان را جمع میکند و میگوید کسی حمله به طالب نکند، وقتی مردم اعتراض میکنند... میگوید که قریه شما پر از مهاجرین است، پر از زن و کودک است و...با این دلایل و حرف های عام فریبانه دیگر که امکانات نداریم و ...مردم را مانع میشود. مقاومت گران هم متلاشی میشوند، یک عده طرف بازارک میروند، یک عده طرف چمال ورده و تعدادی هم فرار میکنند.... 

بعد ازین که مقاومت گران میروند، طالبان قسمت هایی از قریه را میگیرند، مردم از قریه کوچ میکند، قریه تقریبن خالی میشود، مولوی آغامیرفروبلی ( رییس امنیت پنجشیر) کسی را به نام ملانذیر که اوهم از قریه شصت است، با یک تیلفون"سریا"نزد گل حیدر میفرستد. ملانذیر ارتباط گل حیدر را با مولوی آغا میر بر قرار میکند. بعد از صحبت‌های طولانی، گل حیدر به مولوی آغامیر میگوید که من هیچ مشکلی ندارم، به هر توافقی که با سارنوال صاحب کرام رسیدید، من هم موافقم. پس از این گفتگو، دوشب بعد گل حیدرخان به کابل میاید...