-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۲۰, شنبه

نقش جنرال جرأت درسقوط پنجشیر کلیدی بود

 جنرال جرأت از پانزده سال پیش، با هزینه یی فراوان، درسراسر پنجشیر دراقدامی نادر و مشکوک، به ساختن مسجد شروع کرده بود.

از اول پنجشیر تا آخر دره، به مصرف حلقات خیریه عربی که از سوی آی اس آی به او معرفی شده بودند، ده ها مسجد ساخته شد و درین مدت، جنرال جرأت به یک سرمایه دار کلان تبدیل شد و تا دو ماه پیش، به طور علنی از مهمانان پنجابی در خانه اش در روستای درخیل پذیرایی می کرد. 

درین پانزده سال، توگویی در پنجشیر، نه والی مسوول، نه اداره امنیت مسوول، و نه پلیس مسوول وجود داشت تا فعالیت های وی را بررسی کند. نه تنها تحرکات مشکوک جنرال جرأت، بلکه فعالیت های دهشت افگنان غیرمسلح را نادیده می گرفتند. دلیلش این بود که انگیزه و حساسیت گذشته را از دست داده و تا فرق، درفساد و دزدی و معامله فرو رفته بودند. امرالله صالح که لاف می زد من استخبارات را می نوشم، درواقع معجون مایع مولد خیانت را نوشیده بود.

جنرأت از همین دره پنجشیر حدود 400 تن جوان و نوجوان را به هدف آموزش های افراطیت و مهارت های ترویستی به پاکستان اعزام کرد؛ اما هیچ کسی از وی سوالی نه کرد. همان افراد پنجشیری که درپاکستان سال ها آموزش دیدند، شب حمله بر پنجشیر همه درهمان مسجد هایی که سال ها پیش اعمار شده بودند، لانه گرفته و یک باره درنقش افراد خشن مسلح و انتحاری های مغز شسته به جان مردم خود افتاده بودند.

 سقوط جنگی پنجشیر تنها مرتبط به بمباران بسیار سنگین ارتش پاکستان نبود، ارتش مخفی جنرال جرأت در زمین، کار اساسی را انجام داده بود. جرأت شب حمله به پنجشیر با قوای زمینی طالب، برج ارتباطی قوای هوایی پاکستان درارتباط بود و ارتش مخفی خود را به طور هم زمان علیه مردم خودش به کار انداخته بود.