-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۱۴, یکشنبه

بحران پشتون عود کرده است

رهبران سیاسی پشتون درافغانستان، با خروج نیروهای شوروی از افغانستان به دام بحران تاریخی فرو شده و توانایی تعامل با دگرگونی های اجتماعی و سیاسی را از دست دادند.

 این محافظه کاری موجب شد که راه تعامل و سنت سیاسی مطابق نسخ قرن نوزده را همچنان ادامه بدهند. به جای تعامل، خود را درسنگرتقابل دایمی در درون خانه با دیگر طیف های قومی وسیاسی قایم کردند. نمونۀ بحرانی اش، مستی های جنون بار غنی خائن بود.  خواب آشفتۀ غنی خائن در رویکردش نسبت به آیندۀ نظام درافغانستان و درهم شکنی نظام اداری و نظامی کشور، درعموم، رگه های مصحلت اندیش تر جامعۀ پشتون را دروضعیتی بسیار نا امید کننده قرار داده است؛ درمقیاسی که خواب ها و شعارهای سنتی آنان رانیز به کابوس تبدیل کرده است. 

عشیرۀ غلزایی در دو نوبت، ( دوره دکترنجیب الله و غنی احمد زی) به قمار از پیش باخته دست زد و نتیجۀ هردو،  کلید زدن زوال سیاسی پشتون در نبرد قدرت و پاسداشت از ساختارهای قدیمی بود. آن چه غنی احمد زی انجام داد، یک «چک سفید» به پاکستان بود و باطل کردن این چک سفید، دیگر درتوان جامعۀ ملی گرایی پشتون مستقر دراین سوی خط دیورند نیست.

 اکنون سوال های سرنوشت ساز دیگری به میان آمده است که علی العجاله باید به آن پاسخ داده شود. به نظر می رسد که پاسخ دهی به وضعیت حال، دیگر درتوان ملی گرایان دراقلیت افتادۀ پشتون درخاک افغانستان نیست و وضعیت روشنفکران و تحصیل یافته های پشتون قابل درک است. آن همی دانند که ابتکار تا میزان زیادی از دست رفته ولازم است با متغییرهای پیش رو، رفتار خود را تنظیم کنند.

گروه بدرقه چی غنی خائن، به شکل بدی بازی کرد. درهفت سال تمام، با کارت فساد، حیله و نفاق بازی را ادامه دادند که نتیجه اش، سقوط دردناک افغانستان درعمق سیاست استراتیژیک پاکستان بود.