-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ شهریور ۲۱, یکشنبه

پنجشیر، بیست سال درخلاء اطلاعاتی رها شده بود

 از بیست سال به این سو، پنجشیر و امورات آن در خلاء اطلاعاتی رها شده بود. کسی فکر نمی کرد که روز بد بار دیگر می آید. از والی تا قوماندان امنیه، از وکیل تا رهبران خود خوانده، از علماء محلی تا دزدان درجه اول و درجه دو، برای شان اهمیت نداشت که لایه لایه اتفاقات را از نظر اطلاعاتی تحت نظر داشته باشند. درهمین سال ها، حزب تحریر و شبکه های آی اس آی زیر پوست پنجشیر به ظاهر آرام، رخنه کردند. حتی من اطلاع داشتم که رئیس امنیت ولایت، مشغول دزدی، ولنگاری، عیاشی و تنبلی بود و هرچیزی برایش اولویت داشت؛ جز امنیت یا نا امنی پنهان در گوشه گوشه پنجشیر. دلیلش این بود که رئیس ها سر شان به جا های دیگری بند بود. به مراجع دیگری درکابل جوابده بودند. فقط منصوب شده بودند که به شخص کار کنند. اشخاصی کابل نشین که غیر از دزدی و بی مبالاتی هیچ وظیفه دیگری نداشتند. 

وقتی جنبش مقاومت دوم شکل می گرفت، عین همان خلاء حاکم بود. از هرچیزی نشانی بود؛ غیراز یک هسته قوی و حساس اطلاعاتی که کوچک ترین زوایای مسایل را رصد و تحلیل کند. خلاصه همه ... که دشمن هیچ گاه برنخواهد گشت. اشتباه کرده بودند؛ همه ای شان خبر داشتند که جنرال جرأت و مولوی های دره پریان و رخه مشغول چه کاری بودند. خود را باخته بودند که حالا ثمرۀ کارشان به بهای تباهی مردم عام بود.