-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۴, یکشنبه

باندیت های بدخشان - پنجشیر در آن دو ولایت


 

نویسنده: انجنیرطارق ولی

جنگ مافیای معادن؛ زمینه ساز سقوط ولسوالی کران و منجان به دست طالبان! 

این مقاله قبل از سقوط کابل و پنجشیر نوشته شده، ولی خط واضحی از رویداد ها خصوصاً کودتا های درونی دربدخشان و پنجشیر به نفع طالبان در آن قابل رؤیت است. 

عکس از انجنیرعلی رئیس سابق امنیت پنجشیر است. 




کران و منجان ولسوالی استراتیژیک با جمعیت بیشتر از هشت هزار نفر در جنوب غرب ولایت بدخشان؛ ولسوالی که از غرب با ولایت استراتیژیک پنجشیر، از شرق با پاکستان و از غرب با ولایت بغلان هم سرحد بوده و قدیمی ترین معادن سنگ لاجورد جهان که حتی قدامت اش تا ساخت یکی از عجایب هفتگانه جهان یعنی اهرام ثلاثه در مصر باستان هم می رسد، نیز در اعماق جغرافیایی این ولسوالی وجود دارد.

تا اوایل دورۀ دوم حکومت آٌقای حامد کرزی به جز فقر و بیکاری از جنگ و خشونت در ولایت بدخشان خبری نبود. اما رفته رفته با ادامه ترور های زنجیریی و حذف فزیکی شماری از چهره های ضد طالبانی درحوزه شمال، طالبان مسلح داخلی و خارجی یکجا با خانواده های شان در منطقۀ با اهمیت سوق الجیشی به نام درۀ خستک ساکن شده و این دره را به عنوان مرکز اداره و سازماندهی جنگ شان در ولایت بدخشان انتخاب کرده و با دریافت کمک های مالی و تسلیحاتی از سوی پاکستان فعالیت های شان را به هدف نا امن سازی شمال و شمال شرق کشور با سقوط مناطقی از ولسوالی های وردوج و یمگان ولایت بدخشان بین سال های 2012 تا 2104آغاز کردند.

 افزون بر طالبان، حاکمیت قوماندان های محلی سبب ایجاد هرج و مرج و از بین رفتن حاکمیت حکومت مرکزی در مناطق عمدتا جنوب این ولایت شد. طالبان در گام بعدی ولسوالی وردوج و یمگان را به گونه یی کامل به تصرف خود در آوردند. به این ترتیب مقدمه نا امن سازی شمال به صورت موفقانه به درخواست پاکستان به هدف جلوگیری از تطبیق پروژه های زیر بنایی مانند شاهراه اقتصادی ابریشم در داخل خاک افغانستان و بند های آبگردان که، از بدخشان آغاز شد.

 حضور طالبان داخلی و خارجی در جغرافیایی بدخشان که طبق گمانه زنی ها حدود 80 فیصد مردم این ولایت زیر خط فقر زنده گی میکنند؛ با گذشت هر روز پررنگ تر میشد و در مقابل صد ها تن از باشنده گان این ولایت همراه با خانواده های شان به اثر ظلم و زیاده خواهی طالبان تحت نام عشر و زکات و مکلف ساختن مردم به اکمال افراد این گروه خانه های شان را ترک کرده و به ولایت همجوار بدخشان مانند پنجشیر، تخار و بغلان مهاجر شدند.

همزمان با آخرین روز های دور دوم ریاست جهوری حامد کرزی در سال 2014 که روند خروج نیروهای ناتو به رهبری آمریکا هم از افغانستان آغا شده بود نه تنها که اراده یی در حکومت حامدی کرزی برای بیرون راندن طالبان از ولسوالی های تازه سقوط کرده بدخشان وجود نداشت، بلکه کشانیدن دامنه جنگ و خشونت به بدخشان و ناامن سازی شمال از سوی حلقه هایی از پشتون ها در داخل حکومت کرزی به سفارش پاکستانی ها انجام شد. 

به این ترتیب طالبان که تهدیدی از جانب دولت احساس نمی کردند، دامنۀ فعالیت های شان را گسترش دادند. تا اواخر سال 2015 م  با وجود تهدیدات طالبان در ولسوالی کران و منجان امنیت کامل حاکم بوده و معادن سنگ لاجورد در کنترول دگر جنرال فضل عظیم زلمی مجددی مشهور به زلمی مجددی یکی از قوماندان های اسبق مجاهدین زادۀ شهرستان جرم بدخشان که در دوره های پانزدهم، شانزدهم و هفدهم شورای ملی به عنوان نماینده مردم بدخشان به پارلمان راه یافته بود، قرار داشت. 

استفاده جویی زلمی مجددی از این معادن با ارزش تا اوایل سال 2016 م ادامه یافت تا اینکه درست چهار سال قبل از امروز یکی از قوماندان های محلی به اسم قوماندان ملک که باشندۀ اصلی ولسوالی کران و منجان و دشمن دیرینه زلمی مجددی است با قوماندان ها و ده ها تن از افراد مسلح تحت امر خود به معادن سنگ لاجورد حمله کرده و کنترول این معادن را از دست زلمی مجددی بیرون کرد.  به این ترتیب جنگ بین مافیای معادن بر سر کنترول معادن لاجورد در ولسوالی کران و منجان آغاز شد. قوماندان ملک به دلیل نداشتن موقفی در حکومت مرکزی کابل و حکومت محلی بدخشان، مورد کم مهری و بی توجهی هم حزبی ها و هم قطاران مجاهد خود قرار گرفته بود. طالبان را دشمن دیرینه و تهدید جدید و دولت مرکزی را حامی سرمایه داران و ناتوان در عرضه خدمات اساسی برای شهروندان در روستا ها دانسته و با اعلان عدم طرفداری و حمایت از دولت و طالبان معادن حیاتی سنگ لاجورد را حق مردم دانسته با دادن این وعده که سود این معادن در جهت رفع نیازمندی های مردم استفاده خواهد شد، حاکمیت خود را به عنوان طرف سوم در قضایای بدخشان در کنار دولت و طالبان اعلام کرد.

وضعیت در بدخشان با گذشت هر روز نگران کننده تر میشود. طالبان خارجی با استفاده از مرز مشترک میان بدخشان و پاکستان وارد این ولایت شده و با پررنگ کردن نفوذ شان در کنار طالبان داخلی در جهت ایجاد رعب وحشت در بدخشان تلاش های موفقانه یی داشتند. قوماندان ملک که می دانست در ولسوالی های همجوار کران و منجان طالبان داخلی و خارجی نفوذ گسترده دارند و با مخالفت آشکار در مقابل طالبان و دولت نمی تواند دوام بیاورد، در برابر خواست های طالبان مبنی بر واگذاری بخشی از عواید معادن سنگ لاجورد به این گروه، سر تسلیم فرود آورده و به دادن باج به این گروه مجبور شد. ملک در میان باج دهی به طالبان و ناتوانی دولت با سوی استفاده از عواید هنگفت سنگ لاجورد تعداد زیاد از طرفداران و افراد تحت امر خود را جهت نگهداری از این معادن در مقابل تهدید های طالبان و اقدامی از سوی دولت مسلح ساخت.

یکی از قوماندان های تحت امر قوماندان ملک به نام قوماندان شریف که در زمان حمله به معادن سنگ لاجورد و بیرون کردن این معادن از کنترول زلمی مجددی ۵۰۰ افغانی از یکی از دوکانداران محله خود قرض گرفته و گفته بود که از فقر اقتصادی موجود به تنگ آمده و یا در حمله به معادن لاجورد کشته میشود و یا هم موفق خواهد شد، در پهلوی قوماندان ملک و قوماندان امام از طریق قاچاق و فروش غیر قانونی سنگ لاجورد حالا میلیون ها افغانی پول به دست آورده اند.

عواید معادن سنگ لاجورد توجه ها را به این معادن جلب نموده و پای عده یی از مقامات حکومت محلی پنجشیر از جمله انجینر علی رئیس پیشین امنیت ملی، فرمانده پولیس ولسوالی حصه اول و تعدادی از افراد پر نفوذ با سابقه جهادی این ولایت را که با راه یافتن اشرف غنی و حضور او در ارگ از دیگ قدرت در کابل بی نصیب مانده بودند، به قضایای بدخشان کشانید. 

افراد متذکره قوماندان شریف را به دلیل اینکه در نقطه سرحدی بین پنجشیر و بدخشان حاکمیت داشت به عنوان شریک مناسب و ابزاری جهت بهره کشی اقتصادی از معادن سنگ لاجورد انتخاب کرده و مقادیر اسلحه و مهمات را در اختیار او قرار دادند. سرانجام شبکه قاچاق سنگ لاجورد را از مسیر پنجشیر – پروان به پاکستان با پیوستن شماری از مقامات حکومتی پروان و زورمندان محلی این ولایت به این شبکه؛ ایجاد کردند.

 قاچاق سنگ لاجورد از این مسیر جریان داشت. شریف با داشتن میلیون ها افغانی افزون بر حمایت سیاسی از سوی شرکای خود در داخل پنجشیر به حاکم مطلق منطقه انجمن مبدل شده و حتی شایعاتی هم وجود دارد که شریف تنها به ثروت اندوزی از طریق درآمد های سنگ لاجورد اکتفا نکرد، بلکه به قاچاق مواد مخدره(پودر) از کارخانه های ساخت مواد مخدر بدخشان به کابل از طریق جاده عمومی پنجشیر- پروان با همکاری شرکای خود در این دو ولایت پرداخت. شریف با زیاده خواهی و انجام جرم و جنایت پایه های حاکمیت ظالمانه خود را در انجمن مستحکم ساخته بود.

 ظلم و زیاده خواهی شریف تنها به ازار و اذیت مردم بدخشان محدود نمی ماند. بلکه آن عده از مالکان و دریوران موتر های باربری که از مسیر انجمن - پنجشیر مصروف رفت و آمد هستند، نیز از اذیت و آزار و زورگویی افراد شریف بی نصیب نمانده و افراد شریف با زور تفنگ، این دریوران را به انجام کار های شخصی شان وادار می ساختند. کار به جایی کشید که مالکان این موتر ها با مشاهده افراد شریف در داخل پنجشیر به حکومت محلی پنجشیر شکایت کردند، اما به دلیل این که شریف یکی از اعضای کلیدی در شبکه قاچاق سنگ لاجورد و شریک انجینر علی بود؛ هیچ اقدامی در جهت گرفتاری افراد شریف صورت نگرفت و حتی مقامات حکومتی پنجشیر که هر کدام شان منافعی در شبکه قاچاق سنگ لاجورد داشتند، مانع هرگونه اقدامی از سوی مردم در برابر این افراد زورگو و جنایت پیشه می شدند.

 شریف حضور قوماندان امام و قدرت گرفتن او را در همسایگی و کنار خود تحمل نکرده و رقابت شهرت طلبانه بین این دو قوماندان که عدم وفاداری شان را به ملک اعلان کرده و حالا موازی با او فعالیت میکردند، به تقابل مسلحانه منجر شد. و این دو قوماندان با بی رحمی تمام بر قریه جات یکدیگر یورش برده و به قتل و اختطاف هواداران یکدیگر پرداختند. حتی در خلال این سال ها ظلم و لجام گسیختگی این دو قوماندان به حدی رسیده بود که قوماندان شریف با جمعی از افراد مسلح تحت امر خود به یکی از قریه جات تحت کنترول قوماندان امام حمله کرده و با کشتن چند تن از افراد قوماندان امام اعضای خانواده او از جمله دختران جوان و زن او را مورد تجاوز جنسی و لت و کوب قرار داده و در نهایت امام را شکست دهد. 

امام الدین که در برابر شریف شکست خورده بود به طالبان در ولسوالی همجوار کران و منجان پناه برده و در تلاش انتقام گیری از شریف با طالبان همراه شد. شریف بعد از شکست امام به تهدید جدی علیه ملک تبدیل شده و چنان غرق در شهوت رانی بود که هر دختری را می خواست به زور به خود نکاح در می آورد. ملک که مصروف جمع آوری عواید معادن سنگ لاجورد بود در مقابل ظلم و جنایات این دو قوماندان با کمال بی تفاوتی که گویا آب از آب تکان نخورده عمل کرد و به درخواست امام الدین مبنی بر اینکه به او اجازه دهد با طالبان همراه اش از طریق سنگ لاجورد بالای منطقه انجمن پایگاه شریف حمله کرده و از او انتقام گیرد، موافقت کرده و چراغ سبز نشان داد. 

سرانجام امام الدین با جمعی از طالبان همراه اش به منطقه انجمن پایگاه شریف حمله کرده و با تصرف این منطقه شریف را شکستی سختی دادند. مردم انجمن که از ظلم ستم شریف به تنگ آمده بودند از امام الدین و طالبان همراه او استقبال کردند. و قوماندان شریف به داخل پنجشیر که از حمایت رئیس پیشین امنیت و بعضی از مقامات امنیتی این ولایت برخوردار بودند فرار کرده و بعد از گذراندن چند روز در شماری از قریه های ولسوالی پریان سرانجام از سوی دولت و در نتیجه تلاش های شخص رئیس پیشین امنیت ملی پنجشیر انجینر علی در منطقه تل ولسوالی پریان اسکان داده شدند و کسانیکه دست شان به خون مردم بی گناه بدخشان آلوده بود بنام مهاجر خطاب شده و کمک های فراوان از طرف حکومت محلی پنجشیر و سایر نهاد های مدد رسان دریافت کردند.

 با تاسف رسانه ها جنگ کران و منجان را جنگ طالبان با حکومت افغانستان خوانده و هرگز حقیقت این جنگ را بازتاب ندادند. قوماندان شریف با آن همه جنایاتی و اعمال غیر انسانی، حالا منحیث یک قهرمان که در مقابل طالبان جنگیده بود از سوی رسانه ها و بعضی از شرکای مافیای اش خوانده میشد در حالی گخ حقیقت چیزی دیگری بود. شریف به جای اینکه منحیث قاتل دها تن از باشنده گان این سرزمین در پشت میله های زندان انداخته میشد اما برعکس او گاهی در مهمان خانه ریاست امنیت ولایت پنجشیر میگذراند و گاهی هم با برخورداری از امکان دولتی در میان ناز و نعمت در داخل خیمه اش روزگار سپری میکرد. و حتی گفته میشود که یک دختر خورد سال و مقبول را به زور و خلاف میل اش در اوقاتی که شریف در مقام ولایت پنجشیر به سر میبرد به او نکاح کردند.

 در این زمان زلمی مجددی از نیرنگ کار گرفته و قاری قدیر قاصد خود را نزد ملک فرستاد و به او پیشنهاد صلح نمود، ملک هم پیشنهاد صلح زلمی مجددی را پذیرفته و همراه با قاری قدیر قاصد مجددی یکجا بر معادن لاجورد کنترول داشتند. یکی از روز ها قوماندان ملک به هدف تفریح و استراحت در خانه اش به سر میبرد، قاری قدیر با استفاده از فرصت و با زیر پا کردن پیمان صلح و آشتی تازه منعقد شده، بین ملک و زلمی مجددی به دستور شخص زلمی مجددی در همکاری نزدیک با گروه طالبان بعد از خلع سلاح به تعداد ۳۰ تن از افراد قوماندان ملک همراه با افراد این گروه به گونه مشترک کنترول این معادن را بدست میگیرند. ملک هم از ترس اینکه بدست قاری قدیر و طالبان همراه او دستگیر و کشته شود فورا به منطقه انجمن که حالا در تصرف قوماندان امام و طالبان همراه او بود پناه برده و به قوماندان زیر دست سابق خویش تسلیم میشود. به این ترتیب طالبان تمام ولسوالی کران و منجان را تا آخرین نقطه سرحدی بین پنجشیر و بدخشان در کنترول خود شان در آورده و حاکمیت ظالمانه شان تحت نام امارت اسلامی افغانستان بر این مناطق آغاز کردند.

 حضور طالبان و رسیدن افراد این گروه تا سرحد شمال شرقی پنجشیر نگرانی هایی را مبنی بر حمله طالبان بر ولایت پنجشیر در داخل این ولایت بر انگیخت و فشار های هر دو وکیل منتخب مردم پنجشیر در پارلمان به خصوص حاجی ظل محمد زلمی نوری بالای رهبری نیروهای امنیتی به خصوص وزارت دفاع ملی نتیجه بخش بود و اسدالله خالد وزیر دفاع ملی با حضور یافتن در ولسوالی پریان دستور عملیات بر ضد طالبان را صادر کرد. به دلیل اینکه پنجشیر به عنوان سکویی برای اجرای عملیات بالای ولسوالی کران و منجان انتخاب شده بود، نیروهای امنیتی پنجشیر نقش اساسی را در اجرای این عملیات داشتند. 

قوماندان شریف با جمعی از هواداران اش که چند ماهی را در داخل پنجشیر سپری میکردند با آغاز عملیات بر ضد طالبان در ولسوالی کران و منجان به هدف احیای دوباره شبکه قاچاق سنگ لاجورد از سوی رئیس پیشین امنیت ملی پنجشیر و سایر شرکای شان مسلح شده و به حیث پیش قراولان عملیات به کران و منجان اعزام شدند. سرانجام پس از چندین روز نبرد سنگین ولسوالی کران و منجان با کشته شدن ده ها تن از افراد گروه طالبان و شهادت چند تن از نیروهای شجاع امنیتی کشور، از وجود طالبان پاکسازی شد.

 در پایان به طور خلاصه باید گفت: جنگ کران و منجان جنگ مافیای معادن بر سر کنترول معادن لاجورد این ولسوالی بود و مافیای معادن جهت بهره برداری از معادن سنگ لاجورد از طالبان مدد جسته و زمینه را برای حضور طالبان در ولسوالی کران و منجان فراهم ساختند. متاسفانه با وجود اینکه پاکسازی این ولسوالی از وجود طالبان با شهادت چندین تن از نیروهای شجاع امنیتی کشور و مصرف میلیون ها افغانی تمام شد. اما همان حالت قبل از سقوط به دست طالبان بر این ولسوالی حاکم شده، شریف حاکمیت خود را در انجمن از سرگرفته، ملک دوباره کنترول معادن سنگ لاجورد را در اختیار دارد و آن طرف امام الدین پناه گاهی مناسبی جز طالبان به خود نمی بیند. و احتمال بازگشت طالبان وجود دارد. چرا که جنگ مافیای معادن در کران و منجان تمام نشده و این مافیای جهت پایداری حاکمیت ظالمانه شان دست به هر جرم و جنایتی میزنند. باز هم همان سناریوی وحشتناک و دردناک گذشته که قربانی فقط و فقط مردمان فقیر و بی گناه این سرزمین اند و بس ..

نکته: این مقاله بعد از مصاحبه با چندین تن از باشنده گان ولسوالی کران و منجان ولایت بدخشان که به اثر جنگ ها به ولایت پنجشیر پناه آورده و مهاجر شده اند، ترتیب شده است. به درخواست اشخاص مصاحبه کنند بخاطر مسئونیت جان شان از ذکر نام شان خودرای میشود.