-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آبان ۹, یکشنبه

نشر یک مطلب جعلی دیگر به نام رزاق مأمون

 یک صفحه جعلی به نام « رزاق مأمون» خبر کذبی را نشر کرده بدین شرح:

«فضل احمد معنوی بعد از مدت ها بالاخره دوشب قبل افتخار حضور در بارگاه سراج الدین حقانی را برای نیم ساعت یافت.» 

من این مطلب را انتشار نداده ام و آن را رد می کنم. ضمناً به خواننده گان برگه خود اطلاع می دهم که فضل احمد معنوی درکابل حضور ندارد. وی در شهر دوشنبه تاجیکستان است. بنا برین، از مطلبی دروغ که از نام  من انتشار یافته، ابراز برائت می کنم. 



انتحار رسانه یی ذبیح الله مجاهد درکابل


هشدار ذبیح الله مجاهد سخنگوی طالبان به کشور های«جهان» تنها یک اشتباه سیاسی جدی نیست که امکان جبران آن به نحوی متصور باشد. تهدید وی به دنیا که هرگاه ما را به رسمیت نشناسید، برای تان«گران» تمام خواهد شد، درنوع خود، اعلام رسمی یک گروه ذاتاً دهشت افگن درعرصۀ رسانه است. اگر دور نرویم، انفجار حداقلی در سامانۀ ذهنی شش کشور آسیای میانه جمع ایران و روسیه است و تاوانی بس سهمگین خواهد داشت.

خبرها از عقب نشینی احتمالی طالبان از پنجشیر حکایه دارد

 گزارشنامه افغانستان به نقل از منابع محلی درپنجشیر اطلاع می دهد که ستردرستیز امارت طالبان تصمیم به خروج نیروهای نظامی از پنجشیر دارد. 

به حوالۀ منابع اطلاعاتی درکابل، سرجمع نیروهای مستقر طالبان داخلی و خارجی در پنجشیر به هشت هزار نفر کاهش یافته است. واحد های ویژۀ تکاوران پاکستان پس از ناکامی درتسخیر سنگرهای مقاومتی ها در 22 دره فرعی، از ارتفاعات پائین شده و از پنجشیر بیرون رفته اند. ملیشه های حکمتیار بعد از حملات شبانه بالای خانه های مردم و شکستن سنگ آرامگاه احمد شاه مسعود از منطقه بیرون رانده شده اند. فقط مفرزه های آی اس آی در چند نقطه باقی مانده است. 

 فیصلۀ احتمالی عقب نشینی قوا از پنجشیر، به افزایش تحرکات روز افزون جنگی و چریکی نیروهای مقاومت، زمستان سخت و طرح تشکیل یک قوای ملیشیایی از طالبان خود پنجشیربه قوماندانی ملک دره یی، رابطه دارد. جنگ اندراب هم باعث اضطراب شدید در میان قوت های طالبان شده و تلفات آنان در زدوخورد های پراکنده اما متواتر در حوزه پنجشیر و اندراب افزایش یافته است. نیروهای طالبان قدرت تهاجمی خود را بر مواضع مقاومت درسراسر پنجشیر از دست داده اند. 

همزمان با رسیدن زمستان پوسته های طالبان توان اقامت در کوتل خاواک و انجمن و دیگر نواحی سرد را از دست داده اند. دست کم سه تن از آنان اخیراً در خاواک یخ زده بودند. 

درمرکز ظاهراً به این نتیجه رسیده اند که حکومت محلی را به اجیران پنجشیری رها کنند. درین رابطه رایزنی های فرماندهان حقانی با جنرال جرأت و کرام الدین کرام درجریان است. تسلط بر پنجشیر علی رغم حفظ نیروهای نظامی، یا سپردن آن به قوای نو تشکیل ملیشه های پنجشیری برای طالبان قابل کنترول نیست. 


حضور ملا هیبت الله در قندهار ادعای کذب است


 یک گزارش غیرواقعی از سوی یکی ازافراد میان پایۀ طالب، ازطریق نشر تویتری به دهان رسانه ها داده شده که گویا ملا هیبت الله درمحضرشماری از مردم در قندهار سخنرانی کرده است. 

گزارشنامه افغانستان درتماس با چندین منبع غیر رسمی درکابل و قندهار خبرمی دهد که حضور ملاهیبت الله در قندهار از بنیاد بی اساس است و هیچ کسی درمحضر قندهاری ها سخنرانی نه کرده و کسی به نام هیبت الله نیز وارد قندهار نشده است. هیچ عکس، شاهد صحنه، مدرک شنوایی و ... درین باره وجود ندارد. 

دیشب یک مجلسی از ملاها دایر بوده که هیچ نشانه یی از هیبت الله به چشم نخورده است.

ملاهیبت الله یک شبح ناپایداری است که سابق درکویته ظاهر می شد؛ اما دست کم از دو سال به این سو، هیچ رد ونشانی از وی دیده نه شده است. قبلاً گزارش های چندی درذکر مرگ یا ترور وی در رسانه های اجتماعی رؤیت شده است. 

ذبیح الله مجاهد هم راست می گوید؛ هم اشتباه می گوید


 ذبیح الله مجاهد می گوید که جهان ضرورت دارد که طالبان را به رسمیت بشناسد!

او از یک نظر دروغ نمی گوید. ازین گروه تروریستی، «ضرورتاً»، قدرت های بزرگ و میانه به منظور پیش رانش اهداف خود سال ها استفاده کرده اند. ضرورت راهبردی و سیاسی وجود داشته که یک گروه نیابتی را با پرداخت مستمری به صاحبش - پاکستان - به حیث قوۀ فشار بر رقیبان خویش استفاده کرده اند. واقعاً «ضرورت» بوده.

با این حال، درمرحلۀ دوم به صحنه آوردن طالبان، همان قدرت ها، ضرورت ندارند که بازی مخفی را تبدیل به دپلوماسی معمول خویش بکنند؛ اگرمانند دوره اول طالبان که سه کشور پاکستان، عربستان وامارات، این کار را کردند؛ مقتضای همان زمان بود. اکنون وضع تغییر کرده است. امریکا هنوز به عربستان، پاکستان وامارات مجوز نداده است.

 این ضرورت از آن ضرورت خیلی تفاوت دارد. شاید برای بعضی ازین کشور ها، باردیگر «ضرورت» مقطعی استفاده از انتحاری های طالبی مطرح شود. مانند امارات، عربستان، پاکستان، ایران و روسیه. اما همین کشورها درسیاست ملی و بین المللی خویش، واضحاً طالبان را شریک پالیسی خویش حساب نمی کنند. یعنی طالب به حیث یک سازمان یا نهاد آبرومند سیاسی را «سیال» نمی گیرند.

کسی پیشقدم نمی شود که طالب را به حیث یک نیروی مشروع به رسمیت بشناسد. چون می دانند که عاقبت ناگوار دارد؛ وقتی به رسمیت بشناسند، از نظرمالی و دفاعی باید درکنارش ایستاده شوند. می بینیم که هیچ کشوری جرأت چنین کاری را ندارد. طالب، یک کمپنی خدمات جنگی است. درضمن پاکستان و امریکا، کمپنی دیگری را جایگزین وی تشکیل داده اند. شاید درآینده، کمپنی حزب تحریر به فعالیت شروع کند. 

بنا برین، ذبیح الله مجاهد ضرورت زمان اول طالب را معادل ضرورت فاز دومی قیاس کرده است. 

پاکستان در مخمصۀ مرگبار افغانستان

 یک عامل ملموسی که بخت وطالع طالبان را برای رسیدن به قدرت بلامنازع، سخت کم رنگ کرده، تغییرات عمیقی است که از بیست سال تا به حال، زنده گی مردم را رنگ به رنگ کرده و به آن شکل و ماهیتِ تازه یی داده است که با شکل و ماهیت تفکر طالبی، بسیار متفاوت است و با جدیت آنان را به چالش می کشد.

ابعاد تغییرات نوین، چشم و قلب یک نسل را نسبت به زنده گی و مظاهر پیشرفته چنان بازکرده است که هیچ نیرویی قادر به کشانیدن آنان به نیمۀ دوم دهۀ هفتاد خورشیدی نیست. بنا برین، مقابله با طالب، دفاع از زنده گی است. هرموجودی چه کم توان چه پرتوان، با هر وسیله یی حاضر است از زنده گی وموهبت های خودش دفاع کند.

طالب، یک نیروی کهنه و تاریخ تیرشده است. به هر اندازه یی که وحشت خلق کند؛ آدم بکشد؛ بربریت را رنگ اسلامیت و قومیت بدهد؛ دنیا درعقبش باشد؛ دیزاین فکری و بدویتش، نه تغییر پذیر است، نه قابل ترمیم. یک ابزاری بود که در دو مرحله به شکل عملیاتی استفاده شد، اکنون استفاده اش به همان شیوه، به دیگر قدرت های مؤثر در گردونواح افغانستان صدمه می زند. 

یک راه تغییر گام به گام نفرات طالب وجود دارد. تفنگ را از دستش بگیرید؛ رهایش کنید دربسترجامعه تا خودیت گرفته شده اش را به تجربه بازیاب کند و آبرومندانه نان بخورد و زنده گی کند. قشریون و متحجران، درجامعه مدنی – شهری و به دور از خشونت، درشکم پرغوغای زنده گی امروزی، شتابان هضم و گُم می شوند. آری، این پدیده از همین طریق قابل ویراستاری است.

پاکستان حیران است که با این کاردستی مغزشویی شده اش لااقل چطور بتواند ظرفیت کاربردی طالب را درنظام سیاسی افغانستان به نفع خود عوض کند؛ کاری که قطعاً از امکان به دور است. طالب علی رغم دهشت جهانی شده اش، درجامعه امروزی افغانستان یک نیروی مرده است که دربرخورد با زنده گی جوشان و رو به جلو، خود به خود می میرد.


منشور کوروش؛ سند تاریخی حقوق بشر

 اشاره: بعضی افراد، رد «دانشگاه» را رها کرده به جان کوروش افتاده اند. سعی دارند مثل الواح تاریخی دربلخ، سجل تاریخی کوروش را به خیال خود شان تکه پاره کنند! 
حتی یکی از پروفیسورهای خیالی «افغان!» فتوا داده است که کوروش از صحنه تاریخ ناپدید است و افغانستان ربطی به کوروش ندارد. 
تاریخ دان خیالی در ذکرتاریخ هویتی خودش کمتر کار می کند و بیشتر نگران شناسنامه فرهنگی و تاریخی دیگران است.


دپلوماسی خام ترکمنستان

 من به دپلوماسی ترکمنستان با طالبان حیران هستم. وزیر خارجه ترکمنستان به کابل آمده تا پروژه تاپی را اجرایی کند. تف نه رسید، جوش آمد. 

طالب، از سوی هیچ کشوری رسمیت نیافته و شمال افغانستان شب و روز به باشگاه کندک های انتحاری طالبان، ظهور گروپ های مسلح مقاومت ملی و ( قرارشاهدی استخبارات روسیه) به تجمع گاه داعش تبدیل شده روان است. شمال میدان گاه اصلی بازی بزرگ جدید است اما ترکمنستان خیال می کند که پروژه تاپی را با یک گروه تروریستی وابسته به پاکستان از قوه به فعل می آورد!

دپلوماسی ترکمنستان امیدوار است که از درخت بید، گیلاس حاصل بگیرد.

گزارش خطرناک

 نیروهای نظامی آمریکا رسما وارد تایوان شده اند، آمریکا آگاهانه با آتش بازی می کند.

 نشریه چینی Guancha -观察者 در گزارشی نوشت، نیروهای نظامی آمریکا به همراه تجهیزات و تسلیحات سنگین هوایی وارد جزیره تایوان شده اند. به نظر می رسد برخی مقامات تایوانی تلاش میکنند تا با استفاده از حضور آمریکا در اقدامی عجولانه اعلام استقلال کنند. آمریکا باید بداند که پکن تایون را جزئی از خاک خود می داند، در غیر این صورت ماجراجویی های آمریکا بازی آگاهانه با آتش است. 

 برخی رسانه های آمریکایی در اولین اکتبر گزارش هایی مبنی بر تصمیم نهایی چین برای تصرف تایوان منتشر کردند. آمریکا این فضا را برای توجیه حضور نظامی خود در تایوان ایجاد کرده است و باید بداند که هر اقدامی در جزیره متعلق به چین پیامدهای ناگواری به همراه دارد. این رسانه به نقل از یک مقام چینی اعلام کرده است، چین اجازه نمی دهد تا با جدا کردن قطعه ای از خاک چین، تایوان مستقل ایجاد شود. هیچ کس نباید قاطعیت چین را در دفاع از منافع حیاتی مورد آزمون قرار دهد.

این بار، باخت پاکستان جنبه راهبردی خواهد داشت

 همگرایی روسیه و ایران با طالبان و پاکستان به نظرمی رسد که درحال رنگ باختن است. 

پای امریکا را از منطقه کندند؛ وهرنوع امکان حضور فزیکی آن را از بین بردند؛ حالا با طالبان که یک نیروی اجیر و مختص دردست پاکستان است؛ آیندۀ خود را به قمار نمی گذارند. پاکستان با طالبانش تنها در میدان جنگ و جنجال ایستاده مانده است. آیا اصل پلان خروج دراماتیک، گیرانداختن پاکستان دریک چنین مخمصه یی نبود؟

ثمرۀ غرقه کردن پاکستان درجنجال دایمی وبدون برنده شدن در افغانستان، بدون شک که استمرارضعف و بی دولتی درافغانستان است؛ مگر رخ دیگر ماجرا آن است که پاکستان نیز درین کش وگیر، از رشد راهبردی و قدرت گیری نظامی باز می ماند. پاکستان انرژی پس می دهد بی آن که سودی حاصل کند. اشغال افغانستان درواقع باعث اشغال فرصت های توسعۀ اقتصادی و هژمونی نظامی درپاکستان می شود. پاکستان درافغانستان توان می بازد و از کلان شدنش جلوگیری می کنند. این شاید از اهداف پنهان، روسیه، امریکا و هند و ایران است.

افغانستان جئوپلتیک حساس است و آیندۀ جهان به آن رابطه دارد. جهان هیچ گاه تحمل نمی  کند که یک نیروی تروریستی هار که افسارش در دست پاکستان است، نظام سیاسی و جامعه افغانستان را درگروگان خود داشته باشد. ما درآستانۀ تغییرات عجیب جنگی خواهیم بود. 

طاهربدخشی، مردی که آنسوی تونل زمان را دیده بود

 یادداشتی  از یک دهه پیش.

محمد طاهر بدخشی و نیاز بازخوانی تفکر ملی 

نویسنده : مجیب مهرداد 

برگزاری مراسم یادبود از محمد طاهر بدخشی در وضع کنونی چه اهمیتی می تواند داشته باشد. 

بدون شک محمد طاهر بدخشی یکی از بحث برانگیز ترین شخصیت های سیاسی تاریخ معاصر افغانستان است. سیاست مداری که در اوج تضاد های انقطابی و ایدیولوژیک که به زعم بسیاری سیاست مداران آن زمان، وابستگی به یکی از این قطب ها تنها ضمانت بقای سیاسی و اقتصادی کشور ها بود و در اوج قدرت حاکمیتی که خودش را پیرو خط مسکو میدانست سیاست عدم دنباله روی را مطرح کرد. در گراماگرم شعار های جهان-وطنی و ایدیولوژیک با بار سوسیالیستی، آن هم از نوع روسی اش که چپی های افغانستان با علم کردن آن در صدد ابقای دیکتاتوری پلورتاریا در جغرافیایی بودند که به شدت در چنگ مناسبات سنتی و فیودالی گیر مانده بود مساله ملی را به عنوان اساسی ترین مساله افغانستان عنوان کرد. بدخشی در چنین شرایطی به صحنه سیاست افغانستان می آید و حل دموکراتیک مساله ملی را در اولویت آجندای سیاسی اش قرار میدهد. او همچنان به عنوان یک چهره انقلابی باورمند به نهادینه شدن انگیزه های انقلاب در میان توده های مردم بود، برای همین بود که کادر های حرفه ای اش را به روستاهای دور دست و به میان دهقانان می فرستاد تا مقدمات یک انقلاب عظیم مردمی را از طریق اشاعه آگاهی و نیاز به آن در تمام نقاط افغانستان فراهم کنند، برای همین بود که او کودتای هفت ثور سال 57 را فاجعه خواند و از پیامد های نامیمونش هشدار داد. او برای طرح همین مسایل از حزب دموکراتیک خلق که از پایه گذارانش بود با دوستانش جدا شد. به نظر او مساله اساسی افغانستان مساله انحصار قومی قدرت و اعمال سیاست های تبعیض آمیزی است که یکی از اقلیت های قومی بر سایر اقلیت های برادر روا می دارد. به نظر بدخشی اقلیت های تحت ستم چه دهقان و چه فیودال چه غریب و چه سرمایه دار از ستمی مساوی رنج می برند. او گونه های ستم ملی را در تاریخ معاصر افغانستان با نشر مقالاتش به نام های مستعار خاطر نشان می ساخت. سیاست مداری که عده ای اورا حافظ هویت شان میدانند که به واسطه حکومت های قوم گرا جعل شده بود و مخالفان اندیشه های سیاسی اش او را ناسیونالیست تنگ نظر و بنیان گذار تیوری تجزیه افغانستان و ستمی می نامند. 

ولی گذشت زمان نشان داد که محمد طاهر بدخشی ویژگی ها و مناسبات جامعه ای را که در آن می زیست پیشتر از همه شناخته بود. هشدار های او مبنی برپیش گیری از جنگ هایی که ممکن است این مساله بر انگیزد از جانب رهبران حزب دموکراتیک خلق در آن زمان نادیده گرفته میشد هشدار هایی که پسانتر در جنگ های دهه هفتاد به طور فاجعه باری محقق شدند و هنوز هم این نزاع ها به گونه های متفاوت ادامه دارند.

"مساله ملی در حال حاضر به صورت صدای ضعیف به نظر می رسد اما این صدای ضعیف فردا به غرش سهمگین بدل خواهد شد" از یاد داشت های بدخشی

مفهوم "ستم" در تفکر سیاسی بدخشی ابعاد گسترده ای داشت، اولن بدخشی برخلاف دگماتیزم مسلط بر تفکر سیاسی زمانش طرفدار دموکراسی بود و انقلاب را به عنوان آخرین گزینه برای رفع دیکتاتوری جابر و رسیدن به سامانه های دموکراتیک پیشنهاد می کرد اگر ساده تر گفته شود انقلاب برای بدخشی وسیله بود نه هدف او در تمام گفته هایش به انتخابات و مشارکت سیاسی آزادانه مردم اشاره دارد. ستم ملی ای که بدخشی مطرح می کرد شامل عدم امکان دسترسی عادلانه اقوام در پروسه ایجاد حاکمیت ملی، دادن امتیازات ویژه در نظام عسکری و مالیاتی بر اساسات قومی از جانب نظام های سیاسی زمان، توزیع زمین های مردم در شمال، مناطق مرکزی به مردمی که از جنوب و آن سوی مرز ها می آمدند، استحاله هویت اقلیت های افغانستان در هویت یک قوم، اعمال سیاست های تبعیض آمیز زبانی در زمان شاه و تحمیل نشانه های هویتی بر سایر اقوام افغانستان که شامل تغییر نام های محلات تاریخی افغانستان میشد و همچنان تقسیم ناعادلانه سایر نعمات مادی و معنوی این سرزمین بین اقوام برابر حقوق افغانستان بود. بدخشی بار ها یاد کرده است که هیچ تفاوتی میان زحمت کشان برادران پشتون و سایر ملیت ها نیست او مشکل را در نخبه هایی میدانست که خواسته های عظمت طلبانه شان را وجهه قومی می دادند و میان اقلیت های برادر نفاق و دشمنی ایجاد می کردند بر همین پایه است که با زعیمان ملی پشتون ها چون خان عبدالغفار خان پیوند های عمیق دوستی داشت.

بدخشی ایجاد جبهه متحد و دموکراتیک ملی برای حل معضلات بی شمار افغانستان را در سرخط برنامه سیاسی اش قرار داد و پس از جدا شدن از حزب دموکراتیک خلق نام گروه سیاسی اش را" محفل انتظار گذاشت" تا امکان ایجاد یک حزب سیاسی فراگیر فراهم باشد.

امروز دانشمندان علوم اجتماعی به این باورند که ظهور و استقرار دموکراسی در یک کشور قبل از همه نیازمند وفاق و یکپارچگی ملی است. آن ها تاکید می کنند که در کشور های در حال گذار منازعاتی می توانند به واسطه دموکراسی حل گردند که فراتر از اختلافات هویتی باشند. تقاضا های جدایی طلبانه و عدم وفاداری به هویت ملی روند دموکراتیزاسیون را به کندی مواجه می کنند. شکاف های هویتی باعث تشدید اختلافات و جلوگیری از سازش و مصالحه در میان گروه های متکثر اجتماعی می گردد. به ویژه برهمین پایه است که تلاش نیم قرنه روشنفکران افغانستان برای استقرار سامانه های دموکراتیک بی ثمر بوده است. تجربه تاریخی به ما نشان داد که از چپ ترین سیاست مداران تا راست ترین شان نتوانستند بر انگیزه های قومی در کنش های سیاسی شان غلبه حاصل کنند و این مارا ملزم می سازد تا یک بار دیگر تفکر سیاسی بدخشی را باز خوانی کنیم و روی یکی از جنجال های اساسی کشور مان بیشتر درنگ کنیم زیرا رسیدن به دولت ملی و حتا احزاب ملی بدون حل اساسی مساله ملی امکان پذیر نمی نماید.

بدون شک قرارداد هایی می توانند مورد اعتبار باشند که محصول یک اجماع سیاسی و اجتماعی باشند و پایه های دموکراسی از رهگذر همین عدم اجماع روی مسایل مهم ملی در افغانستان می لرزد. ما باید به جای آنکه از مسایل اساسی جامعه مان چشم پوشی کنیم با آن ها شجاعانه رو به رو شویم و برای گذار از بحران هایی که پایان نمی یابند راه های حل اساسی بجوییم. به راستی چرا هر سیستم سیاسی ای به شمول دموکراسی نمی تواند موجبات وفاق ملی را در کشور ما فراهم کند؟. بدخشی و یارانش برای پاسخ دادن به همین پرسش جان هایشان را باختند. 

"انسان چون که یک حیوان اجتماعی است، غریزه غیر خودخواهی دارد و نظر به این انگیزه طبیعی در سویه مدنی، انوار گرم محبت را متوجه دیگر هم نوعان می سازد" از یاد داشت های بدخشی

۱۴۰۰ آبان ۸, شنبه

سفر مخفی گلبدین حکمتیار به عشق آباد

 گزارشنامه افغانستان به نقل از مفرزۀ اطلاعاتی جبهه مقاومت ملی خبر می دهد که گلبدین حکمتیار ظاهراً به سفارش آی اس آی بدون اعلام رسمی، به ترکمنستان سفر کرده و با مقامات دولتی آن کشور دیدار داشته است. معلوم نیست وی با کدام هواپیما سفر کرده است.

 وی اکنون درعشق آباد است؛ درحالی که وزیر خارجه ترکمنستان به کابل رفته و ظاهراً سرگرم دیدوبازدید با امیرخان متقی پیرامون پروژۀ تاپی است.  درخبرآمده است حکمتیار درین مرحله، درهمکاری با انگلیس ها مأموریت های خود را شروع کرده است. این که حکمتیار درعشق آباد دقیقاً چه برنامه یی را دنبال می کند؛ اطلاعی در دست نیست.

ظاهر هویدا و اندوه‌ بی‌ ‌پایان زنده‌گی



نويسنده اميد

ظاهر هویدا در کودکی پدرش را از دست داد. او‌ با از دست دادن پدر با دشواری های فراوانی در زنده‌گی روبرو شد. دیگر هیچ پناه‌گاهی نداشت و تنها آسمان بود که وسعت غم‌هایش را با او قسمت می‌کرد....


اخطار خشن ایران به ترکیه دریک متن دپلوماتیک



نباید اشتباه هیتلر را اردوغان گرجی تکرار کند. درصورت تکرار اشتباه، ایران درصفحۀ هستی می ماند؛ ترکیه، می رود!

نویسنده خبر: صادق ملکی


عروسی با 80 میلیون پول دزدی

کمال الدین نظامی معامله گر و تسلیمی پنجشیر از هشتاد میلیون پول دزدی از بانک ملی پنجشیر، دردهلی هندوستان پسرش را با دختر بسم الله خان محمدی معامله گرقرن، نامزد کرد و محفلی بزرگ نامزدی وی را در آن جا تدارک دیده بود.

 این در حالی است که آن پول ها از بیت المال ‌و معاش معلمین ومامورین آن ولایت بوده ‌که بیشتر پرسونل اداری پنجشیر از چند ماه بدینسو معاش اخذ نکرده اند.

این آقا آمرامنیت قوماندانی پنجشیر بود

 

یکی از علت های دیگر سقوط پنجشیر، فساد اداری، خود سری مقامات حکومت محلی بود. چنان فساد شایع بود که درتاریخ حکومت محلی نظیر نداشته است. ارگ که مرکز فساد بود ازین جزایر فساد و انحراف هیچ خبر نداشت و اگر اطلاعی هم می گرفت؛ چشم می بست. همه جزو یک گروه بودند. 

اين موتر مربوط زیر پای حيات الله توحيدي آمرامنيت قومانداني امنيه پنجشير بود که طعمه طالب شد. تمامی موترهای پلیس، امنیت، ولایت و شعبات الحاقی آن به شمول ولسوالی ها به دست طالبان افتاد. در منطقه خارو، یک موتر قیمتی از سوی توحیدی زیر خاک مستور شده بود که بالاثر همکاری مردم محل، به دست طالب افتاد.


طالبان؛ این فرد بازمانده ظریف است و هزینه می‌تراشد

انتقاد شدید خبرگزاری نزدیک به سپاه به اظهارات مدیرکل آسیای غربی وزارت خارجه در باره طالبان؛ موسوی بازمانده ظریف در وزارت خارجه است و برای نظام دارد هزینه می تراشد.

وی گفت: اگر طالبان با این شکل درافغانستان حاکم شود حتما تهدید راهبردی برای ایران خواهد شد. من هم امروز مدیرکل هستم اما نمی‌دانم همچنان شنبه می‌مانم یا نه...

به گزارش دیده بان ایران؛ به دنبال انتشار سخنان سیّد رسول موسوی، مدیرکل آسیای غربی وزارت خارجه در نشست خانه احزاب در ارتباط با خطر طالبان برای ایران، خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه با انتشار گزارشی تند و انتقادی نسب به این دیپلمات باسابقه کشورمان نوشت:

موسوی که به عنوان بازمانده محمّدجواد ظریف در وزارت خارجه شناخته می شود، در حالی این سخنان را مطرح کرده است که سیاست رسمی جمهوری اسلامی در قبال افغانستان، تلاش برای حفظ آرامش و دعوت طرفین درگیری به گفت وگو و زمینه سازی برای به رسمیت شناختن حق مردم این کشور بوده است.

مدیرکل آسیای غربی وزارت خارجه در حالی طالبان را یک تهدید می داند که رهبر انقلاب در ادامه بیانات خود درباره اوضاع افغانستان صراحتاً اعلام می کنند که «نوع رابطه ایران با دولتها نیز بستگی به نوع رابطه آنها با ایران دارد».

نکته قابل تأمل دیگر اینکه سخنان تنش زای مدیرکل وزارت خارجه در شرایطی مطرح می شود که پس از سخنان ۴ روز پیش رهبر معظّم انقلاب در جمع مهمانان کنفرانس وحدت اسلامی، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در پیامی از بیانات رهبر معظم انقلاب درباره لزوم اتحاد میان شیعه و سنی در افغانستان استقبال کرد.

این خبرگزاری به تناوب از اقای موسوی به عنوان بازمانده ظریف یاد می کند در ادامه گزارش خود می نویسد: اگر چه حدود ۳ ماه است که حسن روحانی و محمّدجواد ظریف دولت جمهوری اسلامی ایران را ترک کرده اند، امّا هزینه سازی برای نظام به سبک آنان و اقدامات متضاد با منافع ملّی توسط برخی بازماندگان آن ها در دولت همچنان ادامه دارد.

امروز اگرچه دیگر خبری از جنجال آفرینی های ظریف در دستگاه دیپلماسی نیست، امّا بازماندگان او در این دستگاه همچنان مشغول به کار هستند، آن هم در دورانی که دولت سیّد ابراهیم رئیسی به تبعیت از سیاست خارجی نظام، به دنبال حفظ ثبات و آرامش در منطقه و استیفای حقوق ملت ایران در محیط بین الملل است.

خبرگزاری نزدیک به سپاه در پایان گزارش خود می نویسد: آیا اصلاح طلبانی که ۸ سال تمام در ائتلاف با دولت حسن روحانی، مصائب بی سابقه ای چون بی ارزش شدن پول ملّی، تورم کمرشکن، اغتشاشات خیابانی، تحریم های بی سابقه و از دست رفتن سرمایه های کشور در عرصه هسته ای را به ارمغان آوردند، حاضر نیستند چندماه به دولت سیّد ابراهیم رئیسی فرصت دهند تا برنامه ها و رویکردهایی که برآمده از خواست مردم است را اجرا کند؟

قطب نما های شبکۀ حقانی: می آئیم مقاومت کنیم!

 

گل حیدر کمر مقاومت پنجشیر را که تازه داشت کمر راست می کرد؛ با یک ضربت شکست. 

وی یک روز پیش از سقوط کابل، به جمعی از فرماندهان وبزرگان پنجشیر درخانه احمد ولی گفت به اندازه سر سوزن امکانات وجود ندارد. جنگ بی فایده است. 

اما گزارشنامه افغانستان به نقل از عناصر فعال مقاومت گزارش می دهد که در انبار گل حیدر تسلیحات مشهور مانند پیکا، 4 دستگاه، راکت، 30 دستگاه، توپ و هاوان 40 میل، داشکه 5 میل، زئو 3 دستگاه، کله کوف دو میل، کرینکوف 3 میل، درازنوف 2 میل و کلاشینکوف 150 قبضه، ده ها تن مهمات.

 اما هنوز می نالید که هیچ چیزی نداریم. هیچ کدام ازین سلاح ها بر دشمن شلیک نه شد و تیار و آماده به طالبان تحویل داده شد. طالبان تنها از باغ گل حیدر درچمال ورده ( همان باغی که همیشه نوجوانک های ستاره افغان را برای بچه بازی پذیرایی می کرد) سلاح های کله کوف، پیکا ، کرینکوف و درازنوف را کشف و مصادره کردند. 

پیش از سقوط پنجشیر، صمد خاواکی آن غدار خائن، سه دستگاه راکت میلان را از گل حیدر گرفته و به پاکستان فروخته بود.

رئیس داود نظامی، مسوول سوق و ادارۀ جبهه خاواک بود. او از معتمد جبهه به نام رزاق، همه پول ها را گرفت و روانۀ کابل شد. مقدارنقدینه یی که رئیس داوود بعد از تحویلی خط جبهه و سلاح ها به طالبان با خود انتقال داد 4 صد هزار دالر امریکایی بود که امرالله صالح به جبهه داده بود. 

رئیس داوود خاواک را زمانی به طالبان تحویل داد و پول ها را دزدید که بعد از معامله خلیل حقانی با گل حیدر، صمد خاواکی دوست نزدیک رئیس داوود وی را از ماجرا مطلع کرد. سنگرهای خاواک بسیار مسلط و دیده بانی عالی داشت. یک نفر می توانست صد دشمن را به زمین بیاندازد؛ اما از اثر خیانت گل حیدر، رئیس داوود و صممد خاواکی ده ها تن از مقاومتی های جوان جان های شان را از دست دادند. 


سرجماعۀ جنایت در پنجشیر/ رفیع الله مولوی زاده



گزارش می رسد که درمیان جوخه های طالبان به هدف شکار و عذاب دهی غیرنظامیان درپنجشیر، یک میرِ تبه کاری ظهور کرده است. میرجنایت، کسی است که درعکس پهلوی خلیل الرحمن حقانی با کلاه سفید و دستمال بر گردن ‌ایستاده است.

نامش رفیع الله مولوی زاده است؛ فرزند مولوی رحیم الله عزیزی - پسر خاله امرالله صالح. در زمان غنی – امرالله کارمند وزارت حج و اوقاف بود که پیوسته به عربستان رفت و امد داشت.

این خانواده، پیشگام خیانت به زادگاه و مردم خویش شده و قطعات شبکه حقانی و کوماندو های پاکستان را به خانه خانۀ پنجشیری ها رهنمایی می کنند. رفیع الله در زندانی کردن سه هزار تن جوان پنجشیری درمرکز تعلیمی پلچرخی و توقیف خانۀ پلچرخی نقش کلیدی بازی کرده است.  

وی اکثرحلقات مرتبط با شبکه حقانی را از کابل به عربستان انتقال داده و از عربستان دستور تازه می آورد. اکثرخائنانی که درعربستان با شبکه حقانی ملاقات کرده و بیعت کرده بودند؛ ازاثر مساعی همین شخص بود. 

 گزارشنامه افغانستان خبر می دهد که رفیع الله مولوی زاده یکی از آنتن های خطرناک دشمن به هدف ضربت زنی به مردم پنجشیر و درتازه ترین مورد، سرگرم نقشه اندازی به هدف ترور و به دام انداختن فرماندهان مقاومت است. دسته جات طالب را به نام تلاشی خانه، به خانه های مردم رهنمون می شود و هست و بود شان را دزدی می کند. 


یک گام تاریخی در مبارزۀ سیاسی

گفتمان مبارزه برای عدالت در احوال امروز، مؤلفه اصلی جنگ و صلح درجهان امروز است. گفتمان عدالت، بخش اعظم هویت خود را در منازعات جهانی کنونی، از افغانستان زخمی و زیرپا شده برداشت می کند. 

علی میثم نظری، مسئول روابط خارجی جبهه مقاومت ملی افغانستان با انتشار عکس کوروش و احمد مسعود در توییتی روز کوروش را تبریک گفت و نوشت: 
"کوروش که اولین منشور حقوق بشر در تاریخ را اعلام کرد، یکی از بزرگترین رهبران رهایی‌بخش تاریخ و تمدن ما بود. جبهه مقاومت ملی افغانستان این میراث اجدادی را با دفاع از حقوق بشر، ارزش مقدسی که در DNA تمدن ما نهفته است، ادامه خواهد داد."
 
این اقدام جبهه مقاومت، درسطح داخل و خارج هنگامه ساز است. 

خینه بعد از عید، رنگ ندارد


خموشی سپنتا و همه ای حاضران در صف نخست کش و گیرهای انتخاباتی، درفاصله 19 حوت 1398 تا 7 عقرب 1400 از بهر چی بود؟ 

 فاش گویی رنگین دادفر سپنتا دربارۀ «تهدید» اردوگاه انتخاباتی مخالف اشرف غنی اکنون چه دردی را درمان می کند؟ 

سکوت باید همان روز می شکست؛ حالا که همه چیز درهم شکسته وبه ریخته است؛ شکست این سکوت بسیار آزار دهنده است. 

مردم ازین جنگ و گریزهای دیرهنگام و حاشیه ای خسته شده اند. بهتر نبود قبل از کوبیدن سنگ بر سایۀ زاغ سیاه خلیلزاد، از اهمالِ عمدی خود شان انتقاد می کردند؟

هرگاه، سپنتا، عبدالله و یک درجن متحدان انتخاباتی دراطراف عبدالله که همچو کشتی شکسته هرتخته درجایی افتاده اند؛ پس از تهدید خلیلزاد، بی درنگ آن را افشا می کردند و از خود پایداری نشان می دادند؛ فاتحۀ افغانستان، نظام سیاسی نوپا با همه ای دست آورد هایش، به همین آسانی  خوانده می شد؟


۱۴۰۰ آبان ۷, جمعه

فرعونی بر فراز منبر/ از بقایای باند غنی - امرالله

چه شد که مولوی رحیم الله عزیزی پسرخاله امرالله صالح که از مسجد ارتزاق می کرد، از چشم مقتدیان افتاد و به ملای سرمایه دار تبدیل شد؟

او در دهه 80 خورشیدی، مسوولیت مسجد حاجی چمن را به عهده گرفت، مرحوم حاجی چمن از سر دل‌سوزی، در گوشه ای از مسجد برایش دوتا اتاق ساخت تا از خانه کرایی بیرون شده و زندگی آبرومندی به خود اختیارکند.

او از همین گوشه مسجد، صاحب موتر و چندین باب حویلی و بلند منزل در گوشه و کنار کابل شد و سرانجام یکی از قصرهای ملیون دالری اش را در منطقه تهیه مسکن، با ختم قرآن، افتتاح کرده و از خانه ای که اشرف غنی برایش به کرایه گرفته بود، به خانه جدیدش کوچیده است.

با رفتن امرالله صالح به تیم اشرف غنی در آخرین انتخابات پر از رسوایی، این مداح، که شانه شانۀ امرالله راه می رفت، به حیث مشاور ارشد رئیس جمهور درامور دینی مقرر شد و مقام منبر را به مداحی و تطهیر فرعون های فساد تبدیل کرد. از درگاه مردم رانده شد؛ کسی به عربده کشی هایش گوش نمی داد؛ زیرا پیش از پیوستن به دارۀ دزدان جمهوری، غنی و رولا را یهود، عامل نصارا و لعین چند باره خطاب می کرد. 

بعدتر در محفلی که به مناسبت کمپاین تیم غنی در تالار لوی جرگه برگزار شده بود، مولوی عزیزی اشرف غنی را«افتخار جهان اسلام خواند» و کمرش را برای مبارزات انتخاباتی بست و برایش دعای پیروزی کرد. 

اینجا بود که نفرت مقتدی‌هایش فوران کرد و او را تکفیر کرده و دیگر به مسجد اجازه ورود ندادند. شاید در تاریخ جوامع کمتر اتفاق بیفتد که ملا امامی مشهور از سوی مقتدی هایش تکفیر شده باشد. 

سرانجام بعد از سقوط دولت غنی، او با چرخش 180 درجه ای، در کابل ماند و وارد اردوگاه مشکوک داکتر عبدالله شد و زیر سایه درخت مصوونیت عبدالله، پناه گرفت. 

با شدت گرفتن جنگ در پنجشیر، مولوی عزیزی با جمعی دیگر، رفته رفته حیثیت نیروی نرم طالبان را علیه جبهه مقاومت ملی گرفت و برای تضعیف جبهه کارهایی را شروع کردند. کل تلاش این گروه فقط به خاطر تضعیف جبهه مقاومت، بازداشتن مردم از مبارزه، تشویق به تسلیم شدن و فرار، حتا به تبلیغ هایی شروع کردند و با دلایلی که خود تراشیده اند، مقاومت را کاری بیهوده خواندند. در کنار این برنامه های تخریبی علیه جبهه، این مولوی مفتن در هرجایی و در هرنشستی که حضور یافت، علیه جبهه سخنرانی کرد و حتا در تازه ترین مورد(چندی پیش) فتوا صادر کرده که جنگ در برابر نظام اسلامی(امارت اسلامی) ناروا است و هرکسی که علیه امارت می‌جنگد، اگر کشته شود، حرام کشته شده است.

 مولوی عزیزی به این‌ها هم بسنده نه کرد و چند روز پیش مسوولان طالبان در پنجشیر را برای دلخوشی این گروه، به قریه شان(کرواشی) مهمان کرد. در عکس‌هایی که از این ضیافت در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد، دیده می‌شود عده ای از مسوولان طالبان(در پنجشیر) در آن مهمانی اشتراک کرده اند. جای تعجب اینجاست که طالبان با آن همه جنایتی که در پنجشیر انجام دادند، مردم را قتل عام کردند، خانه و کاشانه مردم را به زور گرفتند و مردم پنجشیر را آواره کردند و عمق فاجعه به حدی است که امروز در هر گوشه و کنار، زمین و باغ و جوی و پلوان که جسدهایی پیدا می مشود و گورهایی دسته جمعی کشف میگردد... مولوی مرتجع تولید شده درماشین غدر جمهوری امرالله -  غنی به قاتلان مردم پنجشیر ضیافت ترتیب می دهد. مسوولان طالبان در ولایت را مهمانی می دهد. 



بقایای اشرف غنی مثل دُم بریده شدۀ اشرف غنی جداگانه تکان می خورند

 سفارت های مربوط به درغل بابا صدای خود را بلند کرده و ظاهراً خواستار کمک های بشردوستانه به افغانستان شده اند. بعد از دو ماه سکوت، به خیال خودشان دو باره عرض وجود کرده و اشرف حیدری سفیر غنی درسریلانکا به نماینده گی از حنیف اتمر و سفارت های یتیم شده، بیشتر به خود نمایی خود شان شروع کرده اند تا توجه طالب، یا جامعه جهانی را کسب کنند. بقایای غنی به هر درو دیوار می کوبند که خود را میراث دارهمان حاکمیت ضد مردمی وانمود کنند.

این تلاش ها به هیچ نتیجه مطابق میل بقایای درغل بابا منجر نمی شود. خود اتمر درجایی قایم شده و به بقایای دپلوماتیک دیکته می کند که از نام « جمهوری اسلامی افغانستان» سر خود را درهر مساله داخل کنند. با واگذاری قدرت به شبکه حقانی، هیچ مشروعیتی دیگر به نام جمهوری اسلامی افغانستان وجود ندارد. حتی چون به وضعیت با دقت بنگریم، اکنون با سه کلمه، سه دروغ رو به رو هستیم.

نه جمهوری، نه اسلامی، نه افغانستان، همه اش مصادره به مطلوب آی اس ای است. 

مولوی حسنک رحمه الله/ خطبه ی الیوم جمعه ۶ عقرب ۱۴۰۰

مقتدی های عزیز، السلام علیکم و رحمت الله و برکاته.  

#پس از تسلیمی جمهوریت به برادران تالب و نظام امارتی توسط زرکلن ژوند فراری بابا ، بحث یک دست سازی هویت های قومی ساکن در افغانستان و حذف سیستماتیک سایر اتنیک های قومی و گروه های سیاسی و مذهبی به شدت بالا  گرفت . اکثریت روشنفکران وتحصیل کرده های پشتون که ظاهر اتو شده دارند و مردم گمان می کردند شاید این جماعت به پیروزی تالب اندوهگین شوند نتوانستند خوشحالی خودرا کتمان کنند و تصور غالب جامعه ی پشتون این شد که حاکمیت ازدست رفته ی میراثی را پاپیروزی تالب دوباره حاصل کرده اند و بایستی ازین جماعت متمدن😄 حمایت کنند وبرای جرثومه های عقب مانده گی مشروعیت ملی و حمایت بین المللی کسب کنند .

تالبان به دلیل آنکه ریشه در فرهنگ و جامعه قبیله ای پشتون های افغانی دارند، دیدگاه ها و انگیزه های آنها تا حد بسیاری الگوها و ارزش های فرهنگی محیط اجتماعی پشتون ها را انعکاس می دهد.

 تفوق طلبی، اسطوره عصبیت و اصول پشتون والی، از جمله مولفه های مهم پشتونی است که بر طالبان و فرایند پیدایش آن تاثیرگذار بوده است.

تصورِ زوال جدید هژمونی طولانی مدت پشتون ها، احساس سرخوردگی شدیدی را میان آنان به وجود آورده بود . تصور جمعی پشتون ها این بود که این عقده حقارت، هویت جمعی آنان را با چالش مواجه نموده است ودر دراز مدت حاکمیت را از پشتون ها سلب می کند . این امر رادیکالیزه شدن پشتونیسم و ظهور آن در قالب جنبش افراطی طالبان را به همراه داشت و هیچ جای شک باقی نگذاشت که تالب گروه افراطی با پوشش اسلامی وبا عملکرد هژمونی طلبی قومی است که با حمایت اکثریت قاطع پشتون های افغانستان به ویژه جامعه روشنفکری وحلقات سیاسی این قوم شریف، حمایت نسبی فریب خورده گان اسلامیست سایر اقوام و پشتیبانی همه جانبه و بی دریغ جمهوری اسلامی پاکستان  برای بار دوم به پیروزی رسانیده شد. 

درسایه ی همین حاکمیت یک دست و قومی حالا درتمام  ادارات دولتی علاوه بر تشناب های وطنی ، آفتابه ی وضو ، تف دانی، غرفه ی فروش نصوار دوشک ولحاف وطنی به ترجمان زبان فارسی نیز اشد ضرورت احساس می گردد . 

با آنچه می بینیم وبا آنچه دارد اتفاق می افتد برخلاف تصور غالب باور مولوی تان این است اقوام دیگرِساکن درافغانستان ، گروه های  سیاسی و اقلیت های مذهبی حاکمیت فعلی را برنمی تابند دیر یا زود حاکمیت ناب اسلامی مضمحل می شود و این دوره آخرین دوره حاکمیت انحصاری پشتون های افغانستان خواهد بود . وضعیت مجموعی کشورمان درآینده شبیه کشور عراق خواهد بود  به ظاهر دولت و حاکمیتی که تمثیل کننده ی اراده مردم درجامعه بین الملل است خواهیم داشت واما درعمل هر قوم برای خود و منافع خود به صورت نیمه مستقل اراده ی مردم شان را تمثیل می کنند واین روند اجتناب ناپذیر وقطعن آمدنیست.

بیان مطالب فوق به هیچ وجه حمایت از داعیه ی استاد عطا ، محقق،  دوستم ، ربانی ، قانونی، صالح  و لطیف پدرام نیست بی شرف ترین تالب باشرف تر ازهمه اینهاست واین جماعت برای همیشه در ذهن و ضمیر مردم مرده اند .

والعاقبت للمتقین والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته اجمعین  .


خواهرضیاء سراج خانم جنرال آی اس آی است؟

 

فیاض بهرمان نجیمی

آیا احمد ضیا سراج یکی از چهره های خیلی اسرار آمیز در کابینه اشرف غنی با ISI رابطه داشت؟! 

در مورد گذشته یی وی چندان اطلاعی در دست نیست. 

سراج از جمله استثنا رییس های امنیت ملی است که پس از سقوط «جمهوریت» هیچ خبری از وی شنیده نمی شود.

در روز های اخیر دوستانی از درجه داران سابق امنیت ملی به این پرسشم که احمد ضیا سراج کی بود؟ ـ در چند یادداشت کوتاه اطلاعات جالب برای من فرستادند. 

یک بخش از آن را  که حاوی نکات جالب در باره وابستگی  خانوادگی  و رابطه با «آی اس آی» پاکستان است را البته به توافق [آنها] درینجا شریک می سازم. 

[آنها] به حیث استخباراتی های کهنه کار، از رابطه یی مشکوک رییس امنیت ملی به خوبی اطلاع داشتند، اما جای و آدرسی نداشتند که رازها را افشا کنند.

مطابق اطلاع، احمد ضیا فرزند جنرال سراج الدين است. پدرش برادر یکی از چهره های معروف جنبش اخوان المسلمین  دهه ۱۳۵۰یعنی انجنیرحبيب الرحمن  و نوه صفت الله خان بود. 

تخلص سراج را از نام پدر گرفته است. 

از دره كلان مربوط به شهرستان نجراب ولايت كاپيسا می باشد. 

طبق روایت دوستان، صعود وی به مقام ریاست امنیت ملی رابطه به پیوند های وی با «آی اس آی» داشت. 

پس از جا به جایی تیم «آی اس آی» بر محوریت حمدالله محب و
حمایت قاطع اشرف غنی، مقام ریاست امنیت ملی به رییس اوپراتیفی آن ریاست یعنی احمدضیا سراج سپرده شد، که تا ناپدید شدنش ادامه یافت.

به گفته آنها، یکی از خواهر های احمدضیا سراج همسر جنرالی «آی اس آی» می باشد.  

رفت و آمد های خانواده گی به ویژه مادرش به اسلام آباد بدون شک امکان تبادل اطلاعات را نیز  از طریق خانواده فراهم می ساخت.

اما براساس گفته دوستان، مدت ها بود، که خواهر و مادر احمدضیا سراج مصروف انتقال پول های کلان به پاکستان بودند. 

امیدوارم، این یادداشت را کسان دیگر تکمیل کنند.

در ضمن همانطوری که برایم وعده شده است، نوع هواپیما ها و شرکت های  که پول و ممکن اسناد  توسط آنها انتقال داده می شد، نیز در آینده در اختیارم قرار خواهد گرفت.

این داستان کوچک  می تواند پرسش بزرگ بر ناپدید شدن احمدضیا سراج به بار آورد!

خبرکوتاه

 خبر می رسد که همزمان با تخلیه دره پنجشیر از تسلیحات سنگین از سوی طالبان و خروج کتله ای آن ها از مناطق درگیری، گفته می شود مناطق تحت حاکمیت نیروهای مقاومت ملی ووضع الجیش آنان، از مدتی به این سو برای کشورهای منطقه از جمله پاکستان و چین، از فضا غیرقابل دید و غیرقابل نگاره برداری شده است.

 معلوم نیست که آیا حملۀ بی سرنشین ها امکان ندارد یا خیر؟

اما منابع کارشناسی درمیان فرماندهان مقاومت ملی احتمال می دهند که طالبان درآستانۀ ترک دره می باشند. ترس وهراس درمیان آن ها سایه انداخته است. متخصصان جنگ با طالبان می گویند که طالبان زیرضربه اند تا آن جا که ممکن است تمامی نیروهای زنده و تجهیزات خود را از دست بدهند.

عضو دفتراحمد مسعود، نفر شبکۀ حقانی بود!

 

رهبری جبهۀ مقاومت به بازرسی فعالیت های انجام شده، نیازمند است. 

مقاومت ملی افغانستان درشرایط جوشان بحران اعتماد و سرعت حوادث به میدان کشیده شد. از همین رو، اشتباهات و لغزش های زنجیره ای رخ داده است. 

این چهره مرموز عبدالله سدید نام دارد که در پهلوی احمد مسعود نشسته. سال ها اجنت شبکۀ حقانی بوده است. احمد بروی اعتماد کرده بود و به حیث معاون بخش امور دینی دفتروی کار می کرد و درهمه ای جلسات حضور می داشت.

عبدالله سدید اکنون یاور والی منصوبه طالبان برای ولایت پنجشیر است. کانال اطلاعاتی مقاومت ملی به تازه گی گزارش داده است که وی از اولین کسانی بوده که به دستور شبکه حقانی تحت پوشش همکاری با دفتراحمد مسعود وارد جریان بوده است. گزارش مشعر است که وی فعالیت های طالبان برضد نیروهای مقاومت ملی را درنقاط مختلف سمت و سو می دهد و از دستگیری و منکوب شدن جوانان هیچ خمی به ابرو نمی آورد. ادارۀ مبارزه با جنایت کاران داخلی درجبهه مقاومت او را درفهرست افراد تحت پیگرد قرار داده است. 



بخشایش طلبی متین بیگ ها/ موضع‌ گیری جدید در وضعیت جدید


کاوه جبران

تردید بنده دربارهٔ نفهمی و یا خطای جماعتی چون متین‌بیک در شناخت آن لجن تاریخ و گروهش، از آن‌جا آغاز می‌شود که این گروه‌ها استمرار منافع خود را در بقای جمهوری قومی غنی می‌دیدند. در سایهٔ آن جمهوری از یک‌سو به نماینده‌گی قوم در دستگاه غنی سلطه‌گری را مشق می‌کردند، از دیگر سو در رقابت‌های درون‌قومی رقیبان‌شان را به انزوا می‌کشاندند. 

تصادفی نبود که اشرف‌غنی احمدزی می‌گفت رهبران جوان را جاگزین رهبران سنتی جهادی می‌کند. آن لجن تاریخ جمعیتی از امثال
متین بیک و تمیم عاصی و منیره یوسف‌زاده و...
را با چنین وسوسه‌یی به دنبال خود کشاند. البته که بسیاری از آن‌ها توانایی و استعداد تقسیم جو دو تا خر را نداشتند اما حرص و پررویی فراوان داشتند. چنین آدم‌هایی معنای سخن بابای فراری را به خوبی درک می‌کردند و تا آن‌جا که ممکن بود، سعی داشتند خود را به دستگاه جمهوری قومی بیش‌تر نزدیک کنند، هر چند که افرادی چون تمیم عاصی به دلیل ناشیگری‌های شخصیتی خیلی موفق نبودند اما تعدادی دیگر موفقانه عمل کردند.

پول فراوان اپراتیفی، روابط گستردهٔ تجاری و سیاسی، موقف بلند حکومتی و... چیزی نبود که نسل فقیر و حقیر ما در برابر ملاحظهٔ اخلاق و عزت نفس و منافع مردم از آن چشم بپوشد. تعداد این جماعت کم هم نبودند، از محب و فضلی و مریم سما گرفته تا همین متین‌بیک و همسر گرامی‌اش همه به همین دلیل به دنبال بقای جمهوری قومی بودند. بنابراین، علم‌کردن دروغی به این بزرگی که ایشان فریب خورده بود و بخشایش می‌طلبد، نشان‌دهندهٔ موضع‌گیری جدید در وضعیت جدید است. برای آن‌هایی که از نظر قومی با آن لجن تاریخ یکی نبودند، هنوز فرصت ورود در آرایش جدید سیاسی هست و به همین دلیل طلب بخشایش و اعلام فریفته‌گی خود نوعی اعلام موضع جدید سیاسی است.

زلمی خلیلزاد - نامی نفرین شده

 

                                   نوشته ی : فروغی

     چقدرباید بد ، قوم پرست ومزدورمنش باشی تاعمداً برای شرمساری زادگاه پدری ات چنان دشمنانه طرح ونقشه بریزی که جاهل ترین وتندروترین گروه مذهبی- قومی را در آن بقدرت برسانی . زلمی خلیلزاد همان است .

    زلمی خلیلزاد - نام ننگینی است که تاریخ غمزده وخونبارافغانستان ازآن درسیاه ترین صفحات اش یاد خواهد کرد .

       خلیلزاد ازهمان سال هایی که کشتزارپرازخارِجنگ وجهاد را درافغانستان بنیاد نهاد تا به کرسی نشاندن فاسدترین گروههای دیسانتی- جهادی برهبری حامد کرزی ومحمداشرف غنی وبالاخره به قدرت رساندن بنیاد گرا ترین گروه جاهل اسلامی؛ هیچ هدفی جز شکستاندن کمرمردم افغانستان وبیچاره کردن بیشترما نداشته است.

       او که ناجوانمردانه ومحیلانه افغانستان را به طالبان تسلیم کرد، این روزها با مصاحبه های بی مزه وبی محتوایش میخواهد " الا وبلا " را به گردن اشرف غنی فراری انداخته ، بینی خمیری ای برای خودش درست نماید . که این نه ممکن است و نه میسر.اوباید بداند که تاریخ هیچ بینی بریده ای را دوباره صاحب بینی نکرده است ؟   

      خلیلزاد طراح اصلی سقوط ونابودی ارتش وتسلیم دهی کلیه سلاح ومهمات آن به ارزش حدود هشتادمیلیارددالربه طالبان است . خلیلزاد مسوول درجه یکِ فرارمغزها و کوچ و مهاجرت صدها هزارکادرتعلیم یافته ی افغان به خارج طی سالهای اخیرــ بخصوص طی چند روزوچند هفته ی اخیربطوردسته جمعی است .

     زلمی خلیلزاد کسیست که افغانستان را قصداً به لانه ی تروریستان قوم پرست مبدل کرد. خلیلزاد طی هژده ماه مذاکرات علنی ومخفی با طالبان ، زمینه ی سقوط نظام و تسلیمی قدرت به شرورترین گروه مذهبی - قومی را مساعد کرد .

     خلیلزاد وطالب دو روی یک سکه استند - فقط با این تفاوت که یکی صولت وسیمای امریکایی دارد و دیگری صولت و سیمای پاکستانی . 

    خلیلزاد را تاریخ و مردم افغانستان هرگزنمی بخشند.


مولوی پنجشیری از دفن پسرخاله اش خود داری کرد!

 مولوی رحیم الله عزیزی پسر خاله مرالله صالح است. فارغ شده از مدرسه حاجی چمن. این شخص در دوره اول اشرف در خطبه های خویش غنی را یهودی، کافرو کارکردن زیر چترحکومت غنی را  گناه می‌دانست. در  دورۀ دوم غنی که امرالله صالح معاون اول شد، یک باره با گرفتن تقریبا یک‌ ملیون دالر، چنان به خدمت غنی کمر بست که او را مرشد درگاه خداوند وافتخارجهان اسلام لقب داد.

درتاریخ سیاسی سرانجام یک کسی پیدا شد که دراعطای صفات تفضیلی وغلط به یک گمراه سیاسی، پیشدستی کرد تا به مقام مشاور دینی غنی رسید.

سه روز پیش از تحویلدهی کابل به شبکه حقانی به وسیلۀ غنی، صالح بدون کمترین انتقاد و اعتراض نسبت به رفتارغنی، به پنجشیر فرار کرد. بعد از سقوط پنجشیر این مولوی رحیم عزیزی که چندی پیش اشرف غنی را به مقام نائب خدا قربت داده بود، چنان به دامن شبکه حقانی چسپید و بیعت پیشه کرد که همه علمای دیگر را شوکه ساخت.

 وی به آنتن شبکه حقانی در مدرسه حاجی چمن تبدیل شد و سرخط وظایف خود در پنجشیر را گرفتن بیعت از مردم به شبکه حقانی قرار داد. 

وقتی روح الله برادرامرالله صالح، یعنی پسرخاله همین ملا  کشته شد؛ صالح برایش زنگ زد گفت برو برادرم را دفن کن که در روی زمین افتاده و جسدش خراب شده است. 

مولوی درجواب می گوید: من به رهبری شبکه حقانی بیعت کرده ام؛ از نگاه شبکه حقانی و طالبان، دفن مخالفین و دشمنان شان حرام است؛ پس از نظر من نیز نظر طالبان ارجح است من کاری نمی کنم که طالبان  جواز ندهند. این  مولوی حالا برای شبکه حقانی کار می کند. 


محاکمه اشرف غنی کم کم محتمل می شود


فیاض بهرمان نجیمی نوشت: اشرف غنی را نباید آرام گذاشت، که مثل خفاشان در تاریکی از لانه اش بیرون می شود!

باید درباره ی وی اسناد جمع آوری و در یکی از  کشور ها به ویژه ایالات متحده آمریکا به دادگاه کشانیده شود!

خلیلزاد خطاب به دولت رسوا شدۀ بایدن می گوید: عامل اصلی سقوط یک بارۀ همه چیز درافغانستان، اشرف غنی بود.

بین این دو گفته،  یک رابطه وجود دارد. یعنی، گرایشات عمومی درمیان مردم افغانستان و محافل امریکایی به سمتی می رود که اشرف غنی را سرانجام از «لانه اش» بیرون کرده و به دادگاه علنی تحویل می دهند!

۱۴۰۰ آبان ۶, پنجشنبه

وقتی زنی به نامِ همسر و مادر، هیولای بی مهری می‌شود

                                              روایات زنده‌‌گی من - بخش ۱۸۸

نوشتۀ محمد عثمان نجیب

در پی بُروز روی‌داد های اسف‌بار ناشی از خیانت اشرف غنی و کرزی و تیم های شان و اشغال وطن توسط پاکستان و پشتون های خیبر پښتون‌خواه سلسله‌ی تحریر روایات به التوا رفت. هر چند مقاومت بخش اساسی کارزار زنده‌گی ما شده اما برای آن که ایام به کامِ ما نیست و عمر را باور پایایی نیست به ناچار ناگفته ها را بیان می کنیم.

  پیوست به بخش های ۵۴ و ۵۵


واقع بینی جالب یک تحصیل یافتۀ هزاره


پشتون درتحلیل قدرت، خبره است. ما از آن سر درنمی آوریم!

 تعدادی از برادران پشتون در کشور استرالیا به سناتوران شان نامه نوشته و خواهش کرده که در پروسه آوردن مهاجران جدید از افعانستان دقت زیاد کند تا نشود هزاره ها و لشکر فاطمیون از این فرصت استفاده کرده وارد خاک آن کشور شود. هزاره های استرالیا شيون غرا و عاشورایی در فیسبوک های شان به زبان فارسی و برای مخاطبان در افعانستان بپا کرده است. از تمام ماجرا چند نکته ماحصل این محفل میشه:

۱. برادران پشتون کار هدفمند و مطابق به روش همان ملک را کرده است. مطالعه کرده، شیوه های تاثیر گذاری را بررسی و راهی را رفته است که در آن جامعه موثر است. هرکس و قوم دیگر نیز اگر انگیزه خدمت برای قومش را داشته باشد باید مطابق قانون و شیوه های کشور مربوطه شان کار کند. کدام اشکال نیست.

۲. لشکر فاطمیون تهمت ناروا بر جامعه هزاره است که در افعانستان وجود خارجی ندارد. اما هیچ هزاره ای در مقام سیاست گذاری و آکادمیک نتوانسته این اتهام را از ما پاک کند. عیب خود ما است. شخصا باور دارم کاش چنین لشکری می‌بود تا هزاره هم مثل گوسفند در هرجای بی‌دفاع قربانی نمیشد.

۳.  هزاره ها بیشترین تعداد جامعه مهاجر را در استرالیا دارد. آیا در میان این جمعيت بزرگ، یک تعداد استاد و دانشگاهی از نسل دوم و سوم پیدا نمی‌شود تا جواب نوشته آنها را با نوشته، استدلال و شیوه خود شان بدهد؟ از تاریخ مهاجرت هزاره ها به استرالیا سالها می‌گذرد و نسل دوم و سوم هزاره به وقت خوبی شان رسیده است. آیا استاد دانشگاه، وکيل، متخصص، نويسنده، و سیاست مدار در بین شان نیست؟ اگر نیست واقعا فاجعه است، اگر هست و احساس ندارد فاجعه‌ بدتر است!

۴. پشتون ها اتحاد بی نظیر سیاسی دارد. وقتی پای منافع سیاسی در میان باشد، هیچ اختلاف فکری و عقیدتی مانع یکجا شدن شان نمی‌شود. بعد از سال‌ها یک طیاره اردو در بهسود سقوط کرد و معلوم هم نشد که علی پور دخیل بود یا کسی و گروپ دیگر اما صدای انتقام از طالب و غیر طالب بلند شد. امروز که طالب حاکم است، روشنفکر ترین پشتون هم ساکت است و به زعم شان چیزی مهمی اتفاق نیافتاده است.  یک برادر رفته و برادر دیگر آمده است.. چقدر ما از این اتحاد درس میگیریم؟ هیچ! من اگر کسی میبودم و شوم باید پشتو و " پشتون والی" را خوب یاد بگیرم و یاد بدهم تا کود و رمز و راز این اتحاد را درک کنم. 

۵. بخواهیم و نخواهیم پشتون ها روايت مسلط شان را در افعانستان و بیرون از آن به همه قبولانده و مکتوب کرده است. امروز یک دروغ خلیل زاد، اشرف غنی..... تمام راست و حتی قتل عام و قربانی مارا ضرب صفر می‌کند. چرا پشتون ها به چنین قدرتی رسیده است؟ هیچ ربطی به تعداد نفوس اونا و ما ندارد. گپ اصلی اما این است که آنها مناسبت و زبان قدرت و تعاملات را خوب یاد گرفته است. می فهمند دنیا از چه خوشش می آید و چه معیارها تصمیم گیری های مهم را تغییر می‌هد. مثلا اشرف غنی، خلیل زاد و دیگران قبل از اینکه نسخه رهایی بخش برای جامعه پشتون  در فیسبوک نوشته کند، وارد دانشگاهای برند دنیا مثل شیکاگو، کلمبیا.... میشوند، دکترا می‌گیرند، زن خارجی می‌کنند و شش رقم بيعت با خارجی‌ها کرده  و بعد زمام امور افعانستان را بدست می‌گیرند و هر رقم دل شان خواست می‌چرخاند. 

حالا شما بگویید: اگر من رییس جمهور آمریکا باشم، به حرفی یک کسی که دکترا از دانشگاه شیکاگو دارد، انگلیسی را بهتر از من تکلم می‌کند و مناسبات واشنگتن را قوی تر از من بلد است گوش میدهم یا به روضه خوانی فارسی و برگرفته از ترجمه ایرانی جواد سلطانی، علی امیری...و رضا سرور؟

راه سیاست از کربلا، فیسبوک و برچی تیر نمیشه، از مسیر دانشگاه ها، انگلیسی خواندن و آشنا شدن با زبان و دهلیز های اصلی قدرت است. برادران وخواهران فراری ها و مهاجران هزاره باید بار سنگین این مسؤلیت را برشانه های خود احساس کنید و به نسل بعدی انتقال بدهيد

طولانی‌ و گدود شد‌. معذرت می‌خواهم 

خواهش میکنم این پیام منو کاپی کرده‌ درتمام آدرس هاي مجازي تان نشر کنيد تا حداقل مهاجرين ما بيدار شود مامردم داخل‌ کشور بیزو هرلحظه مرگ را تجربه میکنیم 

ازما چيزي ساخته نیست. 

این متن کاپی شده است.

مولوی فتنه گر، سند سقوط پنجشیر را درخانۀ دکترعبدالله جعل کرد



گزارشنامه افغانستان به اطلاعی دسترسی یافته است که بعد از کودتای داخلی در پنجشیر از سوی شماری از فرماندهان خائن و مفرزه های خارجی نظیر حزب تحریر، یکی از مهم ترین مهره  شبکه حقانی به اسم  مولوی امین الحق از ناحیه دشت ریوت فورا  یک گروپ ده نفری از  ملا ها را ترتیب داده  به صفت میانجی با احمد مسعود دیدار کرد. 

  امین الحق بعد می آید به کابل و به خلیل حقانی می‌گوید  احمد بیعت خویش را اعلان نمود. شبکه حقانی فوری اعلام کرد که احمد مسعود بیعت کرده است. احمد به وی فقط گفته بوده که به جای جنگ، اول صلح و مفاهمه را ترجیح می دهد.

مولوی امین الحق ابلیس بعداً می آید به خانه دکترعبدالله. درهمین خانه یک تفاهم نامه بین احمد مسعود و خلیل حقانی را جعل می کند.

در پایان ورق ذکر می کند که نظر به این فقرات، پنجشیرآمادۀ تسلیم است و سلاح های خود را تحویل می دهد؛ یک والی برای شان تعیین می کنیم و کار تمام می شود. این سند جعلی درخانه عبدالله با اطلاع عبدالله ساخته می شود و فیلمی ازین تک و دو ها هم موجود داست. 

امین الحق دو باره نزد احمد مسعود می رود. 

احمد مسعود می پرسد: به تو کی گفته بود که سند کتبی را جعل کن؛ امضاء هم کرده ای و به شبکه حقانی هم گفته ای که اعلام هم بکند؟ به اجازه کی این کار را کردی؟

مولوی امین الحق دشت ریوتی از سند انکار می‌کند در حالی که سند موجود است با امضای خودش.

 احمد مسعود سپس با قهراز وی روی می گرداند و هیأتی را شامل ایزد یار و الماس زاهد تعیین می کند اما برنامه طالبان حمله بر پنجشیر بود و این همه رفت وآمد ها یک حرکت اغفال بود. شبکه حقانی باردیگر مولوی امین الحق را به پنجشیر می فرستد تا خبردهد که طالبان فردا ساعت یک بجه آتش بس می کنند. درحالی که برنامه اصلی، حمله برپنجشیر بود و با الماس نیز برای ظاهرنمایی ملاقات کردند. 

همزمان با هجوم بر پنجشیر، تمام شبکه های مرتبط با آی اس ای، حزب تحریر و شبکه حقانی که از سال ها پیش تعبیه شده بودند، فعال شده و به سوی اهداف از قبل تعیین شده یورش بردند و پنجشیر سقوط کرد.

درین آوان صالح ریگستانی در دره پارنده ازین مولوی جاسوس می پرسد که تو به کدام حق، درسندی ساخته گی امضاء و بیعت کردی؟ مولوی به بهانۀ دیدار با احمد مسعود از ساحه فرار کرد. حالا شبکه حقانی یک موترلوکس دراختیار قرار داده و به حمایت حقانی ها بالای قوماندانان مقاومت کار می کند. القصه، یکی از عوامل اصلی توطئه سقوط پنجشیر همین شخص بود. 


کار اپراتیفی دکترعبدالله با شبکه حقانی!

 احمد ظاهر انوری  که سال ها به صفت تلفنچی دکترعبدالله فعالیت داشت و دیدارهای عبدالله را با مراجعان تنظیم می کرد؛ به دستور خود عبدالله، دو باره در کاخ سپیدار به حیث سکرتر یک مسوول طالبان قندهاری توظیف شده است. 

 دکترعبدالله به نظر خودش کار اپراتیفی انجام می دهد. با نصب ظاهر انوری در کاخ سپیدار، همه روزه از آمد و رفت مراجعان مطلع می شود و در ضمن از حال و هوای جلسات و این که چه چیزی در جریان است؛ آگاهی حاصل می کند و سرجمع گزارش ها را به وزارت خارجه امریکا حواله می دهد. عین همان کاری که زمانی خودش انجام می داد و تمامی جریانات درمحور شادروان احمد شاه مسعود را به وزارت خارجه امریکا گزارش می داد.


غارت شبکه یی گروه حقانی درکابل وافغانستان

میراث فساد حکومت درغل بابا به شبکه حقانی رسیده است.

گزارشنامه افغانستان اطلاع می دهد که فساد حکومتی اشرف غنی به همزادش - شبکه حقانی – به میراث مانده است. گروه حقانی با تعیین آمران حوزه های  پلیس در کابل، به جای ارتقای عواید حاکمیت طالبان زیرنام امارت، عایدات گروپ خویش را مرتب بالا می برد.

گزارش واصله از شعبات حسابداری نشان می دهد که این شبکه از  طریق حوزه های پلیس  هر ماه از شهر  کابل تا دو صد لک افغانی را جمع آوری و به شبکه خویش انتقال می دهد.

این درحالی است که گرسنه گی درشهربیداد می کند؛ فروش کودکان آغاز شده؛ اما این گروه دست و دامن نهاد های خارجی را چسبیده است تا به مردم کمک های خوراکی برسانند. تمام تلاش شبکه حقانی بر  ذخیرۀ دارایی خودش است؛ نه برای ساختارنیمه شکسته به نام دولت؛ 

تا حریفان داخلی خود را جاروب کند. یکی دیگر از راه های ثروت اندوزی شبکه حقانی آن است که همزمان شکنجۀ افراد درهمه ای ولایات به شمول کابل برای گرفتن تفنگ از متهمان مستمر ادامه دارد و شبکه حقانی متهمان خود را وادار به پرداخت پول نقد می کند و برای شان می گوید: تفنگ که نیست پیسه اش را تحویل کن!


جهت آگاهی!


عبدالواسع الماس

همه پنجشیری هایی که در داخل و خارج هستند آگاه شوند که هیچ یکی از مهاجرین پنجشیر در پارک ها و یا زیر خیمه ها زندگی نمی کند.

تعدادی از دزدان پول هستند که ویدیو های ساختگی تنظیم کرده و در صفحات مجازی نشر می کنند که گویا مهاجرین پنجشیر زیر خیمه ها زندگی میکنند در حالی که چنین نیست.

هیچ پنجشیری  بی همت نیست که خویش و یا اقاربش را زیر خیمه در پارک ها ببیند و آن را به خانه خود جای ندهد.

کاپی


تلاش دکتر عبدالله برای جلب فرمانده حقجو به شبکه حقانی ناکام گردید

قابل توجه واحد ویژۀ عملیاتی مقاومت ملی درپنجشیر در رد گیری حسن المأب امیری

طبق گزارش موثق امنیتی، این عکس متعلق به شخصی به اسم  حسن المأب امیری از قریه فراج می‌باشد که سال ها سردرآخور داکتر عبدالله داشت و در سقوط پنجشیر، تعضیف روحیه و کشیدن  فرماندهان به طرف عبدالله ( مأمور اصلی تسلیمی پنجشیر ) نقش برجسته داشت.

گزارشنامه افغانستان خبر می دهد که حسن المأب اکنون به هزینۀ شبکه حقانی، بر فرهاندهان سابقه و جدید اردوی مقاومت ملی تمرکز کرده است. تماس با فرماندهان را از طریق خانواده های شان آغاز کرده تا آنان را قانع کنند که اسلحه بر زمین نهند و به شبکه حقانی بیعت کنند. 

دکترعبدالله از 25 سال به این سو به حیث گماشته وزارت خارجه امریکا مأموریت اجرا کرد؛ اکنون نیز مطابق نقشه زلمی خلیل زاد درهمکاری با وزارت خارجه طالبان، کار سیاسی را بالای نظامیان مقاومت ملی تشدید کرده است. 

سارنوال میر جان و حسن الماب امیری دو تن چهره جاسوس که برای شبکه عبدالله فعالیت دارند و مردم را  زیر سلطه طالبان می‌کشانند؛ اخیراً از سوی عبدالله وظیفه گرفته بودند تا  فرمانده جان احمد حقجو را به همکاری با شبکه حقانی بکشانند. ناظراطلاعاتی گزارشنامه افغانستان درمحور دکترعبدالله خبر می دهد که پلان عبدالله به هدف کشانیدن فرمانده حقجو به جرگۀ خیانت به طور کامل ناکام شده است. اما رفت و آمد حسن المأب و سارنوال میرجان به قریه جات پنجشیر ادامه دارد. حسن المأب به حدی خود باخته، نا به سامان و مزدور است که در جلسات پیوسته فریاد می کشید او مردم از جنگ تیر شوید و به برادران شبکه حقانی تسلیم شوید!

حسن المأب و میرجان اکنون در مهمانسرای عبدالله اقامت دارند. میرجان همان شخصی است که برای رو به راه کردن دزدی ها و موقعیت گیری هایش مرتب به ملا جادوگر به اسم وحید صابون فروش می رفت و تعویذ می گرفت! او برای جلب نظر فهیم قسیم، قانونی و بسم الله تعویذ و شویست می گرفت تا حفظ موقعیت کند.


اجنت خطرناک درپنجشیر/ عامل شهادت صد ها جوان پنجشیری

 

پیشقراولان مرگ و جنایت، آخر به کجا خواهد رفت؟

احمد فهیم منتظم، یکی دیگر از پیش قراول های شبکه حقانی در پنجشیر که سال ها زیر  ریش  رئیس امنیت درفعالیت بود و هفته وار با رئیس امنیت ملی ماهی خوری می کرد. فهیم  منتظم از حصارک پنجشیر زیر پوشش گروه حزب التحریر برای شبکه حقانی  کار می‌کرد.

پیش از حمله طالبان بر پنجشیر با تمام متولیان مدارس، مولوی ها و نیمچه ملا های پنجشیر  تک تک دیدار نموده و از آن ها خواسته بود با طالبان تسلیم شوید؛ به شما کار ندارند.
 این شخص پیشاپیش فهرست فرماندهان پنجشیر را تهیه و در اختیار شبکه حقانی  قرار داده بود. صد ها جوان توسط این جاسوس به طالبان  معرفی و شناسایی گردید که شهید و یا  زندانی شده اند. 
 گزارش مشعر است که این شخص به علت نزدیکی موقعیت حصارک با بولغین، طالبان را قناعت داده است تا باشنده های ناحیه گل زنگر را کوچ اجباری بدهند تا رابطه بین قوای مقاومت ملی و ساکنان گل زنگر قطع شود. خطر فعالیت های احمد فهیم منتظم ازین جهت بسیار خطرناک است که وی در رابطه به دستگیری، شناسایی وشکار جوانان مقاومت قدم به قدم شبکه حقانی را به خانه های مردم همراهی می کند. 
گزارش قضیه داده شد. مفرزه های ضد جاسوسی مقاومت ملی تدابیرخود را داشته باشند.

۱۴۰۰ آبان ۵, چهارشنبه

حمله طالبان برمهاجرین بی جا شدۀ پنجشیر در کابل

 خبر می رسد که نفرات طالبان بر خانواده های پنجشیری بی جا شده در پارک شهر نو کابل حمله کرده و با ضرب و زور، مردان و زنان زیرلگد گرفته و با خنجر و نوک برچه ها خیمه های آنان را چیر و پاره کردند. قرار بود اداره مهاجرین طالبان به این بی نوایان فقیر و مقرون به مرگ کمک خوراکی کند اما از توزیع کمک غذایی برای آنان خود داری کردند.

مسوول ادارۀ مهاجرت طالب به زنان و کودکان درحال گریان گفتند که شما مستحق کمک نیستید  و همه روز نفرهای ما در پنجشیر کشته می شوند و شما درین جا آمده اید از ما کمک بگیرید. سپس افراد طالبان آنان را با جبر و ارعاب از پارک بیرون انداختند.

دفتر رسمی القاعده در بدخشان



طالبان تروریست به جهان دروغ می گویند. جهان می داند که دروغ می گویند تا رخنه برای مداخله درافغانستان برای همیشه باز باشد. 

هارون سمرقندی گزارش کرد:

ابو محمد از افراد برجسته خطرناک ترین گروه تروریستی جامعه بشری یعنی القاعده که در بدخشان دارای دفتر، مرکز و افراد مسلح میباشد، اینکه طالبان میگویند رابطه شان با القاعده را قطع کرده اند یک دروغ محض است.

یک کاربر درپایان یادداشت بالا چنین نوشت: در بدخشان چندین گروه تروریستی خارجی از ده سال به این طرف حضور فعال دارند این را همه ای بدخشانی ها میدانند، دره خستک شهرستان جرم بدخشان به پناه گاهی امن تروریستان خارجی مبدل شده است.


رویارویی ترکیه و ایران درحال افزایش است

 


ترکیه- اسرائیل- آذربایجان مثلث خطر علیه ایران!

روزنامه پراودا چاپ مسکو، تفسیر مهمی در باره آنچه که در جمهوری آذربایجان علیه ایران در حال تکامل است منتشر کرده است. در این تفسیر نکات مهم خبری زیر مطرح شده است:

1- پس از تنش‌های نظامی سال گذشته، حدود 20 کیلومتر از بزرگ راه ایران و ارمنستان تحت کنترل آذربایجان در آمد و در ماه اوت مرزبانان آذربایجان با ایجاد یک ایست بازرسی درخواست پرداخت «حق ترانزیت» به مبلغ 260 دلار برای هر خودرو کردند. روز 15 سپتامبر دو راننده ایرانی کامیون به اتهام «قاچاق کالا» دستگیر و  زندانی شدند.

2- در ماه ژوئن الهام علی اف و رجب طیب اردوغان، سران آذربایجان و ترکیه در«بیانیه شوشا» روابط و اتحاد عمیق‌ تر بین طرفین را امضاء کردند. یکی دیگر از اهداف تعیین شده ایجاد «کریدور زنگزور» است که آذربایجان را به ترکیه متصل می کند. در این صورت با عبور از منطقه سیونیک ارمنستان، ارتباط این جمهوری با ایران قطع خواهد شد.

3- استراتژی دو کشور آذربایجان و ترکیه برای آینده، در تمرین‌های نظامی مشترک در خاک آذربایجان معنا پیدا می کند. این مانورها بطور مکرر انجام می‌شود و به حضور نیروهای نظامی ترکیه در خاک این کشور جنبه دائمی و قانونی بخشیده است. محل برگزاری مانورها نیز مناطق قره باغ و منطقه خودمختار نخجوان در همسایگی ایران، همین‌طور در دریای خزر انتخاب می شوند. در ماه سپتامبر، رزمایش مشترکی توسط واحدهای ویژه دریایی آذربایجان، ترکیه و پاکستان انجام شد.

4- دستگاه‌های تبلیغاتی ترکیه ایران را مانع اصلی شکل‌ گیری «توران بزرگ» و اتحاد کشور های ترک زبان تحت مدیریت آنکارا می دانند.

5- حضور اسرائیل در آذربایجان سالهاست که قطعیت دارد. از زمان استقلال آذربایجان هر دو کشور روابط نزدیکی برقرار کرده اند. باکو بیش از 60 درصد نیاز نفت خام تل اویو را تأمین می کند. اسرائیل در ماه ژوئیه نمایندگی تجاری خود را در آذربایجان افتتاح کرد که احتمالاً مقدمه‌ ای است برای برپایی سفارت خود در این کشور. ضمن اینکه شرکت های اسرائیلی، قرار است برای باز سازی منطقه قره باغ شرکت کنند. از ایجاد یک دامداری در منطقه زنگلان هم مرز با ایران نیز سخن به میان آمده است.

6- آنکارا همراه اسرائیل تامین کننده اصلی تسلیحات پیشرفته جمهوری آذربایجان می باشند. وسایل نقلیه زرهی، خمپاره ها، موشک های هدایت شونده، هواپیماهای بدون سرنشین شناسایی و بمب افکن که تازه این موارد لیست کامل را در بر نمیگیرند. در همین زمینه تولید مشترک پهپادهای Orbiter راه اندازی شده است. اخیرا الهام عل اف، صراحتاً اعتراف کرد «آذربایجان به تسلیحات نظامی اسرائیل دسترسی کامل دارد.» در ماه اوت رسانه های اسرائیلی از قرارداد تسلیحاتی 2 میلیارد دلاری آذربایجان با اسرائیل خبر دادند.

7- بهره گرفتن اسرائیل از آذربایجان برای نیاز های اطلاعاتی امری است بدیهی. در دهه 1990  شرکت اسرائیلی GTIB در ایجاد اپراتور تلفن‌های همراه Bakcell در آذربایجان سرمایه‌ گذاری کرد. متعاقباً سیستم امنیتی فرودگاه باکو را تامین و سازمان داد، مرزبانان این کشور را با هواپیماهای بدون سرنشین شناسایی مجهز نمود و به ساخت سیستم اطلاعات ملی این کشور همت گماشت. الی کوهن، وزیر اطلاعات اسرائیل در ماه دسامبر سال گذشته گفت: هیچ کشوری در منطقه ارو- آسیا مانند آذربایجان و اسرائیل رابطه صمیمانه ندارند. روزنامه ترکیه ای دووار، در رابطه این دو کشور می نویسد: با توجه به همکاری‌های وسیع اطلاعاتی دو کشور، آذربایجان وظیفه «برج نظارت» بر ایران را بعهده گرفته است. با توجه به این اطلاعات و روابط خاص دو کشور، فرضیه مبنی بر اینکه حملاتی مانند ترور محسن فخری زاده، فیزیکدان هسته ایرانی توسط اسرائیل از قلمرو این جمهوری انجام شده باشد دور از انتظار نیست.

8- مقامات آذربایجان با اعتماد به «پشتوانه قوی» بیش از پیش خود، متهورانه رفتار می کنند. روز 4 اکتبر، علی اف با افتتاح یک پایگاه نظامی در جبارائیل، 13 کیلومتری مرز ایران، با انتقاداتی به تهران حمله کرد و گفت: «آن‌ها اسرائیل را در اینجا کجا دیده اند؟ اتهامات بی‌اساس است و بی پاسخ نخواهد ماند». رئیس جمهور برای مدت طولانی خروشید و با هواپیمای بدون سر نشین شناسایی اسرائیلی هارپ، در حالی که بدنه فولادی آن را در آغوش گرفته بود عکس گرفت. مقامات ایرانی از وجود دو پایگاه در کوردامیر، و ناسوسنایا، صحبت می‌کنند در حالی که کانال 9 تلویزیونی اسرائیل خبر از 4 پایگاه می دهد. بنابراین، می توان حدس زد که اجازه حملات احتمالی به ایران از طرف باکو به اسرائیل داده شده است که احتمالا توسط هواپیما های اف 35 نیروی هوایی اسرائیل انجام خواهد شد. (ترجمه و تدوین آزاده اسفندیاری)

ارتش و دولت پاکستان بار دیگر در برابر هم قرار گرفتند


بر سر نزدیکی به امریکا و یا چین- ترجمه نعمت بوستانی

 یولیا یوزک مفسر و خبرنگار روس در فیسبوک خود نوشته است:

 در اسلام آباد پایتخت پاکستان، پنجشنبه روز کاری است و عمران خان، نخست وزیر این کشور روز جمعه برای یک سفر چند روزه عازم عربستان شد. نخست وزیر تا آخرین لحظه قبل از حرکت به سوی عربستان حکم رئیس جدید ISI (استخبارات) را امضاء نکرد. رئیس جدید استخبارات از سوی فرماندهان ارتش معرفی شده است. ارتش روز 22 اکتبر را آخرین مهلت برای امضای حکم جدید رئیس استخبارات پاکستان توسط نخست وزیر تعین کرده بود.

بدنبال تعلل عمران خان از تایید و امضای حکم رئیس جدید ISI، در خیابان‌های راولپندی ناگهان تظاهرات خیابانی علیه تورم شروع شد. روز چهار شنبه مردم به خیابان‌ها آمدند و« اپوزیسیون» تهدید به راهپیمایی به سمت پایتخت کرد. اقدام‌های مشابهی نیز در کراچی آغاز گردید.

با به خیابان فراخواندن میلیون‌ها نفر در شهرهای پاکستان ارتش قدرت نمائی خود در برابر دولت را آغاز کرد. آیا این قدرت نمائی می رود تا سرنوشت رئیس دولت پاکستان را رقم بزند؟

در این وضعیت دو گزینه وجود دارد: عمران خان رئیس ISI تحمیل شده از سوی ارتش را تایید کند و با آرامش خیال به سوی عربستان پرواز ‌کند و یا اینکه از امضا کردن حکم خود داری کند و سیل مردم به خیابان‌ها سرازیر شوند.

عمران خان وارد یک بازی دوگانه میان چین و امریکا شده است. او در سفر به عربستان با "جان کری" وزیر خارجه دولت اوباما که اکنون مسئول امور آب و هوائی شده اما پیام های ویژه رئیس جمهور را به این و آن رئیس جمهور و رئیس دولت ابلاغ می کند و همزمان با سفر عمران خان، او نیز در ریاض بود دیدار کرد. در دیدار عمران خان و جان کری، رئیس ISI که ارتش خواهان برکناری او بود نیز همراه عمران خان بود. قرائن نشان میدهد که ارتش پاکستان طرفدار حفظ و حتی گسترش رابطه با چین است اما عمران خان به ترمیم رابطه ضربه دیده پاکستان با امریکا و حتی هندوستان است. او در ریاض و پس از دیدار با جان کری گفت که مایل به حل مسئله مورد مناقشه تاریخی هند و پاکستان بر سر کشمیر است. امریکا می کوشد هند را رقیب چین در طرح جاده ابریشم کند و از این طریق مانع تعمیق رابطه پاکستان و چین شود.

این نکته نه بر عربستان و ایران و نه بر چین و روسیه پنهان نیست که پاکستان، پس از خروج نظامیان امریکائی از افغانستان، بر دولت طالبان در افغانستان تسلط دارد. هر تغییر و تحول و جابجایی سران در حکومت طالبان در افغانستان بدون توجه جدی به نقش پاکستان امری است نا ممکن. طالبان مساوی است با پاکستان و نمایش‌های سران عمامه بسر در افغانستان بیشتر شبیه یک نمایشی سیرک مانند است. در این معادله، نقش رئیس استخبارات پاکستان که سازمان اطلاعات پاکستان است و تابع ارتش این کشور بسیار کلیدی است و ارتش حاضر نیست این کلید را بدست دولت بدهد.

تکرار دروغ های خلیل زاد در نشست تهران

 فردا رئیس جمهور ایران در نشست تهران دربارۀ افغانستان حضور می یابد. 

«سعید خطیب‌زاده»سخنگوی وزارت امور خارجه ایران گفت: سفرای خارجی مستقر در تهران دعوت شده‌اند و بعد وارد مباحث محتوایی نشست خواهیم شد و انتظار داریم این جلسه تا چند ساعت به صورت محتوایی ادامه یابد و بعد در خصوص بیانیه مشترکی تلاش خواهد شد به جمع بندی برسیم.

انتقال پیام شبکه حقانی به استاد عطا


 مکان وتاریخ این دیدار مشخص نیست. 
اما گزارشنامه افغانستان خبر می دهد که شبکه حقانی به همه ای رهبران در تبعید، چراغ سبز برای تفاهم داده است. 
درین مساله جنرال جرأت یک واسطۀ مهم است. این عکس اگرتازه باشد، شکی نیست که به منظور انتقال پیام ملایم آی اس ای و شبکه حقانی به استاد عطا انجام شده است. 
طالبان درتلاش کشانیدن استاد عطا به افغانستان اند. جنرال جرأت را مأموریت داده اند تا پیام اطمینان را برایش برساند و مذاکرات مرحله به مرحله ادامه دارد. 

تشکیل قطعه 600 نفری اجیران پنجشیری در روستای دره

 

طالبان به قوماندان ملک از درۀ پنجشیر یک تشکیل نظامی 600 نفری متشکل از اجیران محلی را منظور کرده اند. هدف ازین استخدام خائنان داخلی، کاهش تلفات شباروزی طالبان درجنگ های چریکی است. نفرات طالبان درکابل حین توزیع مواد خوراکی به بی جا شده گان ولایات شمال به خانواده های پنجشیری از توزیع مواد خوراکی امتناع کرده و گفته اند که شما حق ندارید چرا که طالبان در پنجشیر کشته شده می روند. 

مواجه سازی مردم محل با مقاومتچی ها هدف دوم است. طالبان محاسبه کرده اند که دربرابر مقاومتچی ها باید خون اجیران محلی پنجشیری بریزد تا شکاف میان آن ها هرگز مرمت نشود. 

هدف سومی آن است که با افتادن برف، امکان حملات چند طرفۀ قوای مقاومت برنیروهای اجنبی ممکن است افزایش یابد. تخلیۀ دره از قوای انبوهی که قبلاً وجود داشت، بیانگر همین امر است. 


نظریه یی دقیق و جالب!

 

عبدالله پیمان

فرمول تمامیت خواهان قومی هم صورتاً و هم ماهیتاً ساده است: کرزی و غنی در قدرت، عبدالله اپوزیسیون سیاسی و طالبان اپوزیسیون برانداز. طالبان در قدرت، غنی یا عبدالله یا سیاف اپوزیسیون. براساس این فرمول، دو جایگاه مهم و کلیدی قدرت- یعنی حکومت و اپوزیسیون- نباید در اختیار اقوام دیگر قرار بگیرد.

حالا اگر کسی از حوزه مقاومت درک درستی از این فرمول نداشته باشد و خودآگاه یا ناخودآگاه در درون مرزهای قلمرو معنایی این تز قرار بگیرد و رفتارهای خویش را مطابق احکام آن تنظیم نماید، بلافاصله باید اورا طرد و تحریم کرد و نامحرم اش دانست و از دایره خودی خارج اش تلقی نمود.

در مواجهه با این امر نباید این اندرز حافظ بزرگ را از یاد برد.

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی

تا بی‌ خبر بمیرد در درد خودپرستی

غربی‌ها راهی جز حمایت از احمد مسعود ندارند

نظر یک کارشناس نزدیک به حکومت ایران

یک کارشناس مسائل افغانستان گفت: امروز حدود ۵۰ درصد افغانستان که از قومیت‌های غیر پشتون هستند و قطعاً زیر بار حاکمیت طالبان نخواهند رفت؛ در این راستا به نظر می‌رسد کشورهای غربی با هدف مسائل حقوق بشری به دنبال حمایت از جبهه مقاومت پنجشیر هستند.

پیرمحمد ملازهی در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا در مورد تحولات اخیر افغانستان اظهار کرد: در حال حاضر به دلیل انحصار طلبی طالبان در تشکیل دولت موقت شاهد شکل گیری مجدد رقابت کشورهای غربی و شرقی در افغانستان خواهیم بود.

وی افزود: چین و پاکستان امروز به صورت رسمی در حال پذیرفتن طالبان هستند اما کشورهای غربی احساس خطر کرده‌اند؛ زیرا طالبان علی رغم توافقات دوحه امروز به همکاری با گروهک‌های تروریستی رادیکال مانند القاعده و داعش پرداخته است.

این کارشناس مسائل افغانستان تاکید کرد: امروز حدود ۵۰ درصد افغانستان که از قومیت‌های غیر پشتون هستند و قطعاً زیر بار حاکمیت طالبان نخواهند رفت؛ در این راستا به نظر می‌رسد کشورهای غربی با هدف مسائل حقوق بشری به دنبال حمایت از جبهه مقاومت پنجشیر هستند.

ملازهی خاطرنشان کرد: به نظر می‌رسد با نزدیک شدن چین به طالبان افغانستان به صحنه رقابت آمریکا و چین تبدیل شود و آمریکا سعی کند با حمایت جبهه مقاومت پنجشیر زور آزمایی قدرت در این منطقه را آغاز کند.


جیب خرچی چین به طالبان

 چین، صد ها میلیارد دالرهزینه کرده است که تایوان را ببلعد؛ اما برای همکاران نیابتی شان درهمسایه گی ( طالبان) یک میلیون دالرجیب خرج می دهد. معنای این کار چی است؟ چین به آینده کار با طالبان نا مطمئن است. آن ها تحلیل می کنند که یک گروه تروریستی نیابتی را هیچ کسی درافغانستان تحمل نمی کند؛ مگر با فشارهای جنگی پرخرج. چین حاضر به هزینه گذاری نیست.


جنگ جدید نیابتی از سوی امریکا علیه متفقین


همه چیز نقشه کشی شده است. معاون پنتاگون اعلام کرد: داعش خراسان ظرف ۶ ماه می‌تواند به آمریکا حمله کند.

کالین کال، معاون سیاسی وزارت دفاع آمریکا از تهدید جدی گروه داعش خراسان پرده برداشت و از تدارک این گروه شبه‌نظامی فعال در افغانستان برای انجام حمله علیه ایالات متحده خبر داد. روسیه، ایران وچین خبر دارند. مردم افغانستان هم پشت ورق را می خوانند؛ پس این پروژه به سرعت سرکوب خواهد شد.

قسمت جدید سریال خیانت در پنجشیر

 خبر می رسد که سقوط پنجشیر از داخل، لایه های پیچیده یی داشته است که به مرور زمان اطلاع رسانی خواهد شد. 

از جمله شمس الدین از قریه میرخیل رخه، رئیس تربیه معلم ولایت پنجشیر، پول معاشات معلمان و مأموران تربیت معلم را از د افغانستان بانک محلی برداشت کرده و با خود برده است. همچنان وی  12 قبضه کلاشینکوف را که از صالح ریگستانی فرمانده کل مقاومت ملی گرفته بود، بدون حتی یک شلیک نمایشی، در منطقه چمال ورده به طالبان تحویل داد. 

درگزارش های اولیه آمده است که شمس الدین 27 پایه کمپیوتر را سرقت کرده است. وی از راه سالنگ خودش را به کابل رسانید و اکنون در منطقه 315 خیرخانه زنده گی دارد. شمس الدین مراحل انتساب خود گاه به احمد مسعود و گاه به امرالله صالح را به طور نوسانی طی کرد. اما از وی به نام شریک انجنیرعلی نام برده شده است. انجنیرعلی ازقاچاقچیان به نام پنجشیر، استفاده جوی بی بندوبار و پرورش دهندۀ دسته جات طالبان درآن ولایت بود. 


سفیران گریزی افغانستان را کدام مرجع تعقیب می کند؟


نجیب بارور

غفور لیوال سفیر افغانستان در تهران قرار است فردا با چهارصدهزار دالر پول سفارت افغانستان به آمریکا فرار کند. از نهادهای حکومتی ایران تقاضا داریم که حین بیرون‌شدن سفیر از فرودگاه، مانع انتقال پول شوند. این پول، مربوط به مردم افغانستان است. 

اشتراک‌گذاری کنید!

شش ساعت بعد:

اطلاعی که چاشت منتشر کرده بودم تایید شد، امید است جلو دزدی هم گرفته شود. مصئونیت دیپلوماتیک باعث می‌شود که مطابق پروتکل‌های سیاسی بازرسی چندانی از سفرا نشود، قرار است غفور لیوال چهارصدهزار دالر پول بیت‌المال را از سفارت تهران به آمریکا انتقال دهد.

۱۴۰۰ آبان ۴, سه‌شنبه

داعش و ازدواج موقتی ایران با طالبان


نویسنده: نیکلا بو


تهدید داعش یکی از بارزترین دلایلی است که باعث می شود ایران با طالبان منفور دوست شود. و همان گونه که فاطمه امان، پژوهشگر مرکز خاورمیانه کارنگی، می گوید: «دولتی که کاملاً تحت سلطه طالبان است نخستین انتخاب ایرانی ها نیست، اما آنها گزینه دیگری برای مهار داعش و پیامدهای احتمالی جنگ جدید ندارند.»

اگر خروج امریکایی ها به نفع ایران باشد، حالا تهران نگران بی ثباتی ای است که جنگجویان داعش در حال حاضر در همسایه اش در چارچوب یک عملیات خونین ایجاد کرده اند.

سایت «شورای آتلانتیک» نوشت: «این رویکرد جدید نسبت به طالبان احتمالاً توسط اسماعیل قاآنی، کهنه کار امور افغانستان و به ویژه تامین کننده جنگجویان هزاره شیعه افغان در سوریه، ترویج شده است.»

این تغییر چشمگیر در سیاست ایران در قبال طالبان – حتی اگر با تمایل به رسمیت شناختن رژیم جدید در افغانستان همراه نباشد – با نشانه های حسن نیت طالبان آسان تر می شود. سال گذشته، طالبان یک روحانی شیعه از قوم هزاره را به عنوان فرماندار در منطقه ای که در شمال افغانستان تحت کنترل داشتند، تعیین کردند. آنها همچنین حملات مکرر به مساجد شیعیان را که به داعش نسبت می دهند محکوم کردند.

طالبان تقریبا در تشکیل دولت هیچ گونه سازشی با همسایگان خود و غرب که خواستار دولت «فراگیر» بودند، انجام ندادند. فقط دو نفر از اقلیت فارسی زبان تاجیک که تحت حمایت ایران قرار گرفته اند، در پست های وزیر در دولت طالب منصوب شده اند.

عدنان طباطبایی، رئیس مرکز تحقیقات کاربردی با همکاری شرق، می گوید: «اکنون در ایران انتقاداتی به فرضیه تغییر طالبان شده است.»

در چارچوب کلی که قدرت های منطقه ای را آماده می کند تا دوباره بازیگران «بازی بزرگی» شوند که افغانستان دوباره در مرکز آن است، ایران فقط می تواند در مورد کشوری که با آن 900 کیلومتر مرز مشترک دارد، مصلحت گرایی نشان دهد. در حالی که عربستان سعودی سکوت مرموزی را حفظ می کند. در حالی که در گذشته امارات متحده عربی و پاکستان، رژیم طالبان را به رسمیت شناخته بودند.

منبع: موندافریک / تحریریه دیپلماسی ایرانی

خون و شیر واقعاً یکی می شود؟ تا چی وقت؟

 

اشاره: آیت الله علی خامنه ایدر گذشته طالبان را «گروه مزدوران بی رحم و متعصب» می نامید.

اهل تسنن فرقۀ بالقوه دشمن درایران است. 28 درصد جمیعت کشور. مساجد شان را گاه، به دست خود شان آوار می کند. هیچ کسی شاهد نبود که یک سنی مذهب درایران وزیر یا سفیر باشد. 

سخنگوی دفتر سیاسی طالبان در پیامی از بیانات رهبر معظم انقلاب درخصوص لزوم اتحاد میان شیعه و سنی در افغانستان استقبال کرد

به گزارش ایسنا، محمد نعیم، سخنگوی دفتر سیاسی طالبان با انتشار پیامی در توئیتر نوشت: طالبان از سخنان آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران که خواستار وحدت بیشتر میان سنی‌ها و شیعیان در افغانستان شده‌ است، استقبال می‌کند.

وی ادامه داد: ان‌شاءالله توطئه دشمنان برای از بین بردن وحدت میان شیعه و سنی خنثی خواهد شد.