-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آبان ۴, سه‌شنبه

اُپرا خوانی بقه های آخر روز


سالارعزیزپور

 یاد داشت‌هایی از سفر کابل

پریدن پلنگ روی وزن گوزن


اُپرا خوانی بقه های آخر روز

خال خاکستری خاطره‏ی ملخ

پریدن پلنگ روی وزن گوزن

این همه سیم و تار

سرد و سربه‏زیر تو را کورد گرفته‏اند،

حدس درجه‏ی دما در بهشت،

گناهِ ناکرده‏ی درخت

معادله‏ی ریاضی من تا ماه

از پلک روی هم انداختن تو استخراج می‏شوند.

در چاه‏ترین چُرت چاه

نبض کبوتران چاهی، به فکر تو می‏پرد

بمبیرک‏ها  در ارتفاع‏شان

ترا بلند رفته‏اند

کودکان کوچه‏ی ما

در مشق‏های شبانه‏ی‌شان

ترا دخترک کشیده‏اند.

چرا دیر کرده‏ای!

گلوی بقه بُغض دارد

پلنگ‏ها آماده‌ی پریدن‌اند

دست‏ها دست به نبض گیتار،

درخت‏ها گنه‎کار

کبوترها چشم به ساعت دیواری چاه

چرا دیر کرده‏ای؟

بگیر، پلک بزن!

۳ فروردین «حمل» ۱۳۸۸

امان پویامک وشعر امروز

در دیداری که در بالکن دوست بسیار مهربانم" مسعود ستاری" با پویامک در شهر نو داشتم، خاطرات گذشته  در برابر چشمانم جان گرفت و حضور پویامک را یک بار دیگر با فروتنی وفضلیت‌اش، صمیمیت و مهربانی‌اش احساس ولمس کردم.

پویامک از شمار انگشت شمار، شاعرانی‌ست که با نگاهِ " پساباختری" به سرایش شعر دست یازیده است. پشت این نگاه، ژرفنای اندیشه فلسفه امروز در ادبیات و شعر پنهان است.

نشانه شناسی معاصر، هنرموتیک و ساختار گرایی سوسوری و پسا سو سوری چهره می‌نماید. هر چند پس از آن چند دفتر نخست، کار‌های پسین شاعر کمترصورت نشر و چاپ یافته است . شاید نتیجه ‌ی گرفتاری ومصروفیت پویامک در " رادیو آزادی" در این امر پنهان باشد، با آن‌هم ، پویامک در همان چند دفتر نخست‌اش کار شایسته و بایسته‌یی را به قلم کشیده است.

برای یک رویکرد جدی و انتقادی برکار نامه‌ی سرایشی پویامک، خواننده گان این یاد داشت را برای خوانش متن دیگری در آینده فراخواهم خواند.