-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۱۵, پنجشنبه

طالب و پیش مرگه های پنجشیری، سه راه دارند


 زمستان نزدیک است. جنگ پنجشیرتازه داغ می شود. نسل اول طالب، هیچ گاه درپنجشیر نه جنگید. فعلی، جنگیدن درپنجشیر را از قصه های اسلاف خود شنفته اما درگرماگرم غرور فتح ونصرت ( بدون جنگ) پنجشیر، پس گوش کرده است. یعنی، طالب، نخستین بار است که خط جاده و دره های پنجشیر را نیمه و ناشی، به مدد خائنان شاخ دار پنجشیری، بدون جنگ، «فتح» کرده است. پس، جنگ واقعی بعد ازین باید سرنوشت یک طرف جنگ را یک طرفه کند.

من، آیندۀ نبردهای تاریخی درحوزۀ پنجشیر، اندراب ها و درکل، سراسرشمال؛ سپس سراسر کشور را با اطمینان می توانم درنظر آورم و شکست لشکراجنبی، پیشاپیش مسجل است. پژوهشگران تاریخ سیاسی هند به این نظر اند که پاکستان، برخلاف مسیردریای تاریخ شروع به شناوری کرده وبه زودی از نفس می افتد. یعنی، کاروان جنگ درمسیرتاریخ، هماره از حوزۀ هندوکش به شبه قاره و پنجاب رفته است؛ یعنی این دریا، مسیرنشیبی اش به سوی قلمروی است که اکنون پاکستان نامیده می شود.

پاکستان درآسیاب جنگی پنجشیر به طور مستقیم و پیاده هم گیرافتاده؛ اما از عاقبت کار مشوش است. چون دیگرقدرت ها، ورود مستقیم پاکستان به جنگ را رصد می کنند؛ پاکستان جرأت ندارد مانند شوروی درین گود گیر کند. پس، طالبان پاکستان و چند کشور دیگر باید یک بستری از سرنوشت درافغانستان بسازند. 

چرا پاکستان مضطرب است و قریشی و عمران خان حتی دست تضرع به دامن بل گیتس تابیده اند؟ دلیل دارد: پاکستان اگر افغانستان را در ید واختیار خود نداشته باشد؛ به مرور، می میرد. از هر نگاه افت می کند.

اما دررزمایش های زمستانی درپنجشیر؛ طالبان چندین ملیتی، باید قابلیت عملیاتی ووضع الجیشی خود را درفصل زمستان تثبیت کنند.  پاکستان وطالب، تجربۀ جنگیدن برای حفظ «فتوحات» درهندسۀ کوهستانی پنجشیر را ندارند. نیروهای مقاومت اندک اندک از حالت انجماد وشوک اولیۀ پسا عقب نشینی از خط جادۀ عمومی بیرون آمده اند. طالب وهمرکابان دشمن یار پنجشیری اش، یا دایرۀ فتح را کامل کنند؛ ( که محال است) یا به سوی گلبهارعقب نشینند؛ راه سومی، افتادن درتله است و مردن درپای کمرگاه های لخت و خاموش دره یی که روح احمد شاه مسعود درآن گشت می زند.