-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۲۷, سه‌شنبه

«شیاطینی» که کلۀ مارتیمر دیورند را کنده و خام خوردند


زلمی خلیلزاد درمجمع سیاسی و اجتماعی درافغانستان ملقب به شیطان رجیم و تباه کنندۀ چند مرتبه یی زادگاهش ( افغانستان) شناسه شده است.

سرمارتیمر دیورند دبیر امور خارجه و رئیس هیئت مذاکره‌ کنندۀ حکومت بریتانیایی هند درتعامل با عبدالرحمان در اواخر سپتامبر 1893، یعنی 128 سال پیش از امروز) نیمی از قلمرو محروسۀ درانی را قیچی زد. 

امیر عبدالرحمان 12 سال در تبعید گاه سمرقند، روح و روانش از کم نظری روسیه تزاری و فاقه گی مستمر معیشتی تکیده بود. مشارالیه از اول ماجرا به نخستین مشوق های مقامات هند بریتانیایی برای پیوستن به منظومۀ استعماری لبیگ گفته بود و زمانی که در مرحلۀ بعد، سرزمین های آنسوی خط دیورند را در 49 ساله گی در ازاء ابقا درقدرت و افزایش شش صد هزار کلداری بیشتر به مستمری سالیانه، بعد از اما و اگرهای مختصر پذیرا شد؛ از نظرخودش چیزی را نه تنها از دست نداد که نقدینه های بیشتری را هم به دست آورد. امیر در53 ساله گی به بزرگ ترین معامله فروش اراضی گردن نهاد. حداقل افغانستان حفظ شد؛ درعوض، آیندۀ پشتون ها وغیرپشتون ها تا تاریخی نا معیین از دسته رفته بود و امیر، دربندِ فهمیدن ونه فهمیدن ماجرا نبود.

آنچه واقع شد دیزاین افغانستان به حیاط خلوت راهبردی بریتانیا و روس تزاری بود. افغانستان تا امروز درهمان قفس گیتایی دست وپا می زند.

آن خان به شدت ایلیاتی قرن نوزده، به عشیرۀ بارکزایی از خورد وبزرگ و زن و مرد، هر کس به رؤیت قرابت به دربار و نا مرتبط با دربار،  چه درداخل، چه درخارج، هم درسفر و هم درحضر، حقوق دولتی می داد.

اما اشرف غنی و خلیلزاد درقرن 21 با میراث امیرچی کردند؟

این یکی ازگره گاه های پژوهش درتاریخ غم انگیزغلزایی است. مردانی با دماغ درهم فشردۀ قبیله یی، پنجاه سال تمام دربیروکراسی پیشرفتۀ دنیای غرب ازین پهلو به آن پهلو، کارآموزی کردند؛ همچو شیطان رجیم – درخوان 14 نوع علم دنیای مدرنیته ریزه خواری کردند- سرانجام تاب ایستاده گی دربرابر توهمات دماغ تشنۀ عشیره یی از کف داده و از روی علم و آگاهی، اولی در 70 ساله گی و دومی در 72 ساله گی، افغانستان تازه روی پا شده را یک باره از بنیاد برانداختند واز سنگینی توهمات انباشته درپندارهای کلاسیک خویش برهیدند که فقط خودشان توانند گفت چی بوده، چی تعریفی داشته آن ظن و پنداشتی که به قربانی شدن سی میلیون انسان آرزومند می ارزید؟

همزاد وهم پندار اشرف غنی، «افغان» ایلیاتی – امریکایی بود که گویند هم دورۀ تحصیلات و سالیان دنیا دیده گی اشرف غنی و از رقبای شکست خوردۀ وی درتصاحب رولاغنی بود. آن ها برخلاف رقابت برسر رولا غنی درفصل جوانی، برای پاسداشت از آیندۀ مدنی زادگاه شان افغانستان به رقابت برنه خاستند؛ درعوض، مقهور دماغ کلاسیک خویش شدند. خلیلزاد و غنی، بدین سان، سرعبدالرحمان و مارتیمردیورند را خوردند. حالا افغانستان چی می شود؟

افغانستان دفاع می شود. جنگ برای صیانت ازنفس وعزت زنده گی، آخرالزمانی است. هیولایی شکوهناک سربرداشته است که بعد از ویراستاری میراث عبدالرحمان، سر میراثِ شیطانی یک جفت کفتار – غنی وخلیلزاد- را نیز بر سنگ می کوبد. شکوه فرهنگ، تاریخ، مدنیت و شرافت انسان افغانستان درصحنه است. نام اصلی اش احمد مسعود و صفت جنگی اش، رستاخیز افغانستان است.