-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آبان ۱, شنبه

اعلامیۀ بدون امضای مسافرانِ خسته دلِ « جمهوری اسلامی افغانستان»

 

اعلامیه « شورای مقاومت ملی جمهوری اسلامی افغانستان» را خواندم. اعلامیۀ بقایای «جمهوری اسلامی افغانستان» درهجرت باید همین گونه باشد. سبک وسیاق پریشان اعلامیه نویسی شان هم مانند اقدامات، معامله ها و سیاست های شان، با بی دقتی، تعجیل، مکررگویی وبازی با کلمات پهلو می زند. بند بند اعلامیه، از تعهد، پایداری و قاطعیت اخلاقی وسیاسی که احساس حقیقی مبارزه را در رگ رگ خواننده بجوشاند، خالی است.

خشت های فروافتاده از عمارت خس پوشکی «جمهوری اسلامی افغانستان» اگربیست درصد برآن چه دراعلامیه ادعا شده، ایمان وباوری می داشتند؛ درپای اعلامیه نام و امضای خود را درج می کردند.

دلیش این است که بقایای رژیم خود به رضا ساقط شده، میدان جنگ و سیاست را به نفع حریف واگذاشته؛ کارآمدی شان رنگ باخته و حتی ادبیات سیاسی اعلامیه یی که صادرشده، مثال لقمه های کلان تراز دهان است که بدون جویدن، قورت داده شده است.

ترجمۀ روانشناختی اعلامیه این است که هر شب، کاخ های بی صاحب خویش را در خواب می بینند. به حدی از متاع دنیا جمع کرده بوده اند که حالا مساحت حجمی آن همه جایداد ها، نسبت به مساحت ذهن خستۀ شان کلانی می کند.

بنده قیاس می کنم که طالبان به بقایای «جمهوری اسلامی افغانستان» امتیاز سیاسی نمی دهد؛ ملکیت های غیرمنقول را هم مطابق خواست خودش تقسیم می کند؛ از تهدید های فیس بوکی هم ترس ندارد. جبهه مقاومت ملی تحت زعامت احمد مسعود نیز پیشاپیش راه خود را از اعلامیه نویسان «جمهوری اسلامی افغانستان» جدا کرده و برنوعیت معامله گری های 20 سالۀ آن ها یک خط سیاه کشیده است.

 درین جمع، موقعیت مارشال دوستم یک اندازه استثنا است؛ مشروط برین که در طراحی تاریخ سیاسی جدید، نبرد بی امان علیه قشون نیابتی پاکستان، دیگر منتظر «اجازۀ» کسی نماند؛ جنبش ملی ظرفیت آن را دارد که درصورت اتحاد دو باره با هسته های ناراضی و جوان درسازمان خویش، سروتۀ چیز هایی را که از دست رفته و دچار پراکنده گی شده، دو باره به هم پیوند بزند. 

شورای مقاومت ملی جمهوری اسلامی افغانستان یک نام و نشان اختراعی است. شاید هم منتظراند درغل بابا هستند؛ زیرا این جماعت، درامورسیاسی و نظامی، بدون ( ول یک خدای لنگ ولاش زمینی )، به خدای آسمانی توکل نمی کنند.