-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۲۶, دوشنبه

با فردوسی و شریعتی، صاحب حکومت نمی شوید!


مولوی حبیب الله حسام

 تاجیکان، ساده هستند، زود راضی می شوند و زود می خندند.

یک قوم خاص که  نه شهنامه دارد؛ نه مولوی و نه مثنوی؛ نه از دکتر شریعتی نقل قول میکند و نه از دکتر سروش؛ نه  شعر حافظ می خواند، نه سعدی؛ نه  بند باز شریعت است  و نه از قرآن؛ نه نظافت می شناسد و نه طهارت؛  

اما همین ها به اصطلاح  ( نر واری ) سه صد سال حکومت کرده اند. گاهی به نام شاه، گاه بنام امیر المومنین؛ گاه به نام جمهوریت؛ گاه  بنام خلقی، گاه پرچمی، گاه  اخوانی، گاه دیوبندی.

اما طرفی دیگرتاجیکان و هزاره های ساده لوح، وقت خود را  صرف  نقل قول ها روایت ها از ایدیالوژی ها می کنند و به نا حق می پیچد.

حال باید بدانید که چرا آمر صاحب  روشن فکر ها را از مجاهدین  دور نگهمیداشت. در این روز ها  جوانان ما مصروف  اسلام سیاسی و یا اسلام  غیر سیاسی هستند و مقاله ها نشر می کنند؛ گویا که  فلان خان فهمیده است؛ درحالی که شعار آمر صاحب  فقط یک چیز بود: لااله الاالله محمد رسول الله  و بس. جنگ اش جهاد بود و کشته هایش شهید و بچه ها را زیاد مصروف و مغشوش نمی کرد. 

آری، اشعار گفتن، نقل قول گفتن و سند اسناد را دور بگذارید و فقط یک چیز در کله  بپرورانید: طالبان باطل هستند و مقاومت بر حق، جهاد بر مقاومت گران فرض است  تا پرچم اسلام را از جاهلین تصرف کنند  وازخانه و کاشانه شان دفاع کنند.  

آری، مجاهدین و سربازان مسعود شهید، با انرژی جهاد و اسلام روحیه می گرفتند و پیروز بودند و طالبان هم بر همین تکیه داشتند تا در مقابل دولت فاسد غنی  با روحیه بودند. این فقط   جهاد و اسلام است که برای  جنگ آور روحیه میدهد...  پس لطفاً  روحیه مقاومت گران را  با  استدلال های بی جا  و کاغذ پرانی های نوع شریعتی، سروش، سید قطب و غیره  خدشه دارنکنید؛     فقط  یک شعار: ما پرچم لا اله الا الله محمد رسول الله را بر بلند ها بلند می کنیم   و علیه طالبان جاهل متجاوز وبی نظافت جهاد میکنیم  تا جنت  خدا را  حاصل کنیم. پس  مجاهد شوید و در صف مقاومتگران بپیوندید  و دین خدا را نجات دهید  که به دست طالبان قوم پرست  به خطر  افتاده است؛ تا پیامبر از شما خشنود گردد.

تا زمانی که ملت تان آزاد و از خودتان نباشد؛ هیچ فردوسی، مولوی، سعدی، سروش و شریعتی  در کار نیست و به درد نمی خورد و شما را  حکومت دار نمی سازد؛ اگر چنین نمی بود، این سه صد سال  پا لچ ها بر شما حکومت نمی راندند.