-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۱۸, یکشنبه

افغانستان وکابل بدون جنگ به ما تحویل داده شد!

 برگه هاي از تاريخ افغانستان 

قسمت چهل و سوم - فريد يونس 

٩ اكتوبر ٢٠٢١

پانزدهم آگست ٢٠٢١ بنده در اروپا بودم كه كابل سقوط كرد و من همان روز يك پست در فيسبوك نوشتم كه اشرف غني نخواست تا مانند نجيب به دار آويخته شود . پسان در يك كلپ ويديويي همين مطلب را اعتراف كرد كه او را مي كشتند . موضوع اينكه كابل را ترك كرد كه خون ريزي نشود موجه نيست زيرا معامله قسمي صورت گرفته بود كه همه كشور بدون جنگ به طالبان تسليم  داده شود و نقطه آخري كابل بود كه شامل همين معامله بود. چنانچه عبدالقهار بلخي سخنگوي وزارت خارجه طالبان به الجزيره گفت كه ما قدرت را از طريق نظامي نگرفتيم و همين طور معامله شده بود !!! . (مصاحبه مورخ نهم اكتوبر در يوتوب پست شده است )

اشرف غني را دوستان مقتدر امريكايي و لابي يهودي در امريكا و انگليس به قدرت رساند . در امريكا قبل از انتخابات غني ،  اسوشيت  پرس گزارش داد كه پول هاي گزاف براي به قدرت رساندن غني به مصرف رسيد . اشخاص مانند ريچارد هالبروك 

Richard  Hallbrook 

( متوفي  ٢٠١٠) نماينده  خاص ايالات متحده امريكا براي پاكستان و افغانستان كه يك ديپلومات ناكام به شمار مي رفت شديد براي غني در واشنگتن مبارزه كرد تا غني به قدرت برسد . هالبروك بسيار زحمت كشيد تا وزير خارجه كشورش شود و اما نتوانست تا به آن مرام برسد . همچنان معاون وزارت دفاع امريكا در آنوقت كه يك مرد يهودي به نام 

Dov Zakhiem كه اساسا يك ملاي يهودي است و اما معاون وزارت دفاع امريكا بود و از طرفداران سر سخت اسرائيل است گفت كه كه غني مرد امريكاست ! 

يكي از عناصر بسياًر پر قدرت غرب ، مطبوعات است كه اكثرا توسط يهودان سرمايه دار كنترل مي شود . ميديا در امريكا يك شخص را مي تواند توبه نغوذ بالله خدا بتراشد و يا چنان او را بد نام كند كه سر بالا نكند . مثلا وقتي مجله تايم در پشت صفحه مجله شخصي را به نام  مرد يا زن سال معرفي مي كند  اين يكي از افتخارات بسيار بزرگ در امريكا به شمار مي رود . در حاليكه يك مجله است و تنها توسط  يك  سرمايه دار كنترل مي شود و تبليغات درين راستا به اندازه اي زياد است كه همه همين جفنگ را قبول كرده اند . اين مجله 

Prospect Magazine انگليسي در سال ٢٠١٣ بود كه اشرف غني را به حيث 

Top- thinker يعني متفكر بزرگ لقب داد . همه اين صحنه سازي ها براي  به قدرت رساندن غني بود و نيويارك تايمز در شماره هژدهم آگست ٢٠٠٩ نوشت كه اشرف غني از تحصيل يافته ترين و غربي  ترين كانديدان رياست جمهوري افغانستان است . 

همانطوري كه با يك حمله امريكايان طالبان را در سال ٢٠٠١ سقوط دادند همانطور با يك معامله طالبان را دوباره به قدرت رساندند. و همانطوريكه امريكايان اشرف غني را به قدرت رساندند او را از قدرت براي منافع خود شان كنار زدند و يگانه وفاي كه امريكا و براي خشنودي دوست نزديك او يعني خليل زاد كرد نخواست كه كشته شود . 

يكي از دلايل سقوط غني خودخواهي و خود پسندي غني بود كه افغانهاي دور و نزديك او اطلاع داشتند و اين را امريكايان هم مي دانستند و اين روحيه غني را امريكا مخصوصا رئيس جمهور دانلد ترمپ قطعا خوش نداشت . غني يك سياستمدار زيرك نبود و در بسياري موضوعات به جاي ديپلوماسي و نرم بودن از كله شخي كار ميگرفت. چيغ هاي مسخره آميز در زمان سخنراني حاكي از اعصاب ضعيف و كله شخي او بود. اكثر اين روحيه را اكثر افغانها  حتي مذهبيون دارند كه بالاي منبر عصبيت مي كنند  . افغانها در ميدان جنگ برنده هستند و اما هميشه در ميدان مذاكره ناكام هستند به خاطر اينكه از كله شخي و عصبانيت كار ميگيرند . اين اشتباه كله شخي را سردار محمد داود خان هم كرد كه در ميز مذاكره با بريژينف عصبي شد و از اتاق خارج شد كه افغانها به آن بسياًر افتخار ميكنند . اين را افغانها هرگز فكر نه مي كنند كه ديپلماسي جنگ و كله شخي نيست . براي همين واژه ديپلماسي را استفاده مي كنند كه شخص بايد آرام ، متواضع ، با نرمي و جملات شمرده شده سخن خود را به كرسي بشاند . اگر همان كله شخي و عصبانيت داود خان نمي بود شايد جمهوريت هم سقوط نميكرد

اشرف غني ديگر به درد امريكا  نه مي خورد و دوست دوران دانشجويي او در بيروت يعني خليل زاد هم بايد موقف خودش را حفظ ميكرد زيرا او اساسا به دو منبع كار ميكرد اول امريكا زيرا نماينده امريكا در قضيه افغانستان بود و دوم براي قوم خودش يعني پشتون ها نه تنها يك نفر كه حالًا طرفدار نداشت. از همين خاطر عده زياد پشتونيست هاي افغانستان نه پشتون هاي متعهد به اسلام  خليل زاد را " نامتو سياستمدار " مي نامند در حاليكه نزد  پشتون هاي كه پشتونيست نيستند يك خاين است زيرا افغانستان را دو دسته به طالبان تقديم كرد . 

دليل كه اشرف غني را سازمان  سي آي اي يا سيا  نجات داد براي اينكه اشرف هيچوقت به مخالفت امريكا و يا تبصره هاي كه بر عليه امريكا باشد و به امريكا شديد بر بخورد ، و زنگ خطر را. به صدا نياورد ، نكرد . چنانچه شأه ايران همين اشتباه را كرد و در يك مصاحبه با يك روزنامه نگار امريكايي يعني مايك والاس كه هم يهودي بود اظهار داشت كه امريكا توسط لابي يهودي كنترل مي شود . همان بود كه بعد از آن مصاحبه نه تنها نا آرامي ها در  ايران شروع شد  ؛ وقتي شاه ايران از كشور خارج شد حتي امريكا برايش اجازه دخول را به امريكا نداد . 

اشرف غني توسط كوماندو هاي امريكايي همينطور كه توسط امريكايي ها به قدرت رسيد از قدرت توسط امريكا كنار زده شد و اما چون " وفا دار " بود نجاتش دادند و سفر او به امارات عربي قبلا طرح ريزي شده بود . فرار سران دولت ها نه در تاريخ جهان و نه در تاريخ افغانستان يك موضوع نو نيست .  اما چون افغانستان يك كشور قومي و قبائلي است يك حركت سياسي نه بلكه بي غيرتي ناميده مي شود .