-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۱۲, دوشنبه

داستان دنباله دار خیانت قوماندان های پنجشیر

 

مقاومت جدید از نسل نو شکل گرفته است.

قوماندان عبدالحبیب قوماندان قرارگاه سفیدچهر بود و قوماندان سید اعظم معاون قرارگاه سفیدچهر بود. بعد از آمدن آمریکایی ها و تطبیق پروسه دی دی آر، قوماندان عبدالحبیب یک تعداد سلاح استهلاک شده و کهنه را به مامورین پروسه دی دی آر تسلیم کرد و بقیه سلاح مردم سفیدچهر شامل بیشتر ۳۵۰ میل کلاشینکوف، چندین پیکا، دو میل ا، ک، اس، بالاتر از ده میل راکت انداز و چندین میل دهشکه به علاوه هزار عدد ماین ضد تانک، ضد پرسونل و صدها صندوق مرمی را مخفی کردند.

آن ها به مردم گفته بودند که سلاح تان نزد ما محفوظ است و این سلاح به روز مبادا و جنگ دوباره به شما توزیع خواهد شد. اما در طول این بیست سال قوماندان عبدالحبیب که ۷۵ درصد از سلاح و مهمات سفیدچهر نزد اش موجود بود؛ قسمت زیاد از این سلاح و مهمات را به شمول بیشتر از صد میل کلاشینکوف، یک میل ا، ک، اس و تمامی ماین های ضد تانک و ۸۲ را همراه با چند چهارکلاه به فروش رسانیده است. 

 اما سید اعظم این سلاح را نزد خود نگهداشته بود. به هنگام تشکل قرارگاه سفیدچهر قوماندان عبدالحبیب به مردم وعده داد که برای شانسلاح میدهد. اما برای ۱۰۰ تن از مجاهدین سفیدچهر صرف ۳۰ میل سلاح کهنه توزیع شد و سایر سلاح ها خبری نبود. سید اعظم هم با چال و نیرنگ و فریب در همدستی با عبدالحبیب و همکاران شان سلاح را مخفی کرده و به کسی توزیع نکردند. بعد از سقوط  پنجشیر از خانه سیداعظم بیشتر از ۱۰۰ میل کلاشینکوف همراه با گرینوف توسط طالب کشیده شد و به دست افراد این گروه افتاد.

عبدالحبیب که یکی از افراد نزدیک به جنرال جرئت بود، بعد از حمله طالب به سفیدچهر و گرفتن قریه، همراه با رئیس داود با چندین تانک به کوه گلستان فرار کرده و چند روز بعد به واسطه جنرال جرئت و آگاهی طالب ها همراه وسایل خود از پنجشیر به کابل رفتند.