-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۲۷, سه‌شنبه

شورای مقاومت فیس بوکی در راه است


سلاح های شان را طالب گرفته، قصرها، موترها و آرگاه وبارگاه شان را تصرف کرده، خود شان مسافر، شورای مصالحه دروغین، ملغی، رئیس شورای مصالحه دراستخدام خود شبکۀ حقانی، امارت اسلامی، برحال؛ اما صاحبان قصرها بازهم امیدوارکه «تلاش های سیاسی» منجر به صلح شود تا چیزهایی که از دست رفته؛ دو باره حصول شود. درغیر آن، به جنگ روی می آورند.
صلح از یک نظربرقرار است؛ تا چی وقت؟ کسی نمی داند. طالب برهمه جا به جز حواشی پنجشیر و اندراب بال پهن کرده است. 

صلح مورد نظراین شش نفر، هرگز نخواهد آمد.

منظور شان از تلاش سیاسی چه است؟ طالب بیعت می طلبد. هرتلاش بالواسطه ومخفی برای بیعت خاکستری است؛ چانه زنی مخفی قبل از بیعت به امیرالمؤمنین آی اس آی، نامش تلاش سیاسی نیست، کدام چیز دیگراست.

ازین جمع، 4 نفر شان، تا روز آخر، نه به جمهوریت بلکه به جمهوریت یک نفرۀ غنی عرق ریختند. مارشال دوستم، یک ظرفیت بزرگ است؛ اما هیچ گاه ازقدرت مردمی برای نجات جمهوریت استفاده نه کرد. وقتی دست به کارشد که سیل ازچهارطرف آمده بود. همان «جلالت مأب» که هیچ جلالی در شأنش نبود، کم بود آنان را به طالبان تحفه بدهد. 

اما فعالیت های جنگی شورای مقاومت، به جز فیس بوک، درکجا جریان دارد؟ طالب وغنی، نخبه گان کاخ نشین را درمیان هواداران قبلی خود شان خلع اعتبار کرده؛ هیچ کسی برای شان نخواهد جنگید. آقایان دست خالی اند.

 مثلا صلاح الدین و قانونی با چی و با کی می جنگند، درحالی که هیچ گاه و در هیچ میدانی نه جنگیده اند. سیاف، کمربند فتوا را دورکمراشرف غنی بسته بود. حالا زمینی که می جنگد در افغانستان است یا درنا کجا آباد؟! عینک تجاهل به چشم زده اند؛ با این قیاس باطل که خلق الله نیز جبهۀ جنگ برای آزادی درگردنه های هندوکش به سروری احمد مسعود، ریگستانی، حامدسیفی، منیب امیری وخالدامیری، و فرماندهان شیرصفت اندراب و کاپیسا را دیده نه توانند.

نبرد برای رهایی مدنیت و جمهوریت درکوهستاناتی جریان دارد که دلاوران اندراب و پنجشیر درآن جا سنگرها آراسته اند. شورای مقاومت در سنگرستان است؛ نه درفیس بوکستان.