-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۲۳, جمعه

فرجامِ هرفرقه و نظام پارسی ستیز، درمانده گی است


هرنیرو، هر حکومت، هرفرقۀ زورگو که با زبان مسلط فارسی دری و فرهنگ پهناور و ارزشمند آن در ستیز می افتد، به تجزیۀ فرهنگی و ذهنی میان مردم دامن می زند/ زده است. درنتیجه خو شان دیر یا زود از پا در می آیند. از قریب یک صد سال اخیر، نظام ها و حلقات مختلفی در افغانستان، عمدتاً از یک تیره وتبار درقدرت آمدند و هریک، سنگی نا خراش دم راه ارزش های همه گانی شدۀ فرهنگ و زبان فارسی ایستاندند؛ اما آسیاب تاریخ اجتماعی خود شان را آرد کرد؛ زبان بین الاقوامی فارسی برومند تر از هر زمان دیگر، در زمین و زمینۀ افغانستان و منطقه، کماکان پایدار ایستاده ماند/ می ماند.

تاریخچۀ پارسی ستیزی درافغانستان به ما حکایه می دارد که درکوتاه مدت، برای ستیزه گران، بی سوادی بار می آورد. یخن به یخن سازی ساخته گی و غیرطبیعی زبان پشتو با فارسی، بیش از همه، زبان پشتو را کم رمق کرده از نفس می اندازد و بیش از گذشته، به انزوا می برد و دربهترین حالت، برای زنده ماندن، به قطرات سیروم زبان اردو و انگلیسی محتاج شده، یا دچارانقباض بیشتر می شود.

زبان ها مانند آدم ها موجوداتی زنده، پویا و نیازمند داد ودهش و ارتباط اند و دریک تعامل دیالکتیکی، ازهمدیگر نیرو و نفس می گیرند. مثلاً ما درکشور خود، بدون آن که کورس آموزش زبان پشتو خوانده باشیم، دربستر زنده گی با همی شهری، خود به خود زبان پشتوو بعضاً ازبیکی را می فهمیم و همیشه به تبع ضرورت گپ زده و متون را برگردان کرده ایم. درزمینۀ موسیقی، حتی گاه متوجه نمی شویم که آهنگ ناشناس، احمدولی و پشتو سرایی استاد سرآهنگ و دیگران آیا پشتو اند یا به زبان فارسی؟

 این تعصب ویرانگر، به سان موریانۀ اجتماعی است. از گذشته بیاموزید. ( هرچند امیدی نیست) از قلمه کاری زبان فارسی، اسلاف قلمه کاران چه سودی بردند که ته مانده اش به طالبان ارسالی آی اس آی برسد؟ امروز زبان سرود ملی پاکستان که طالب را دیزاین کرده، به زبان فارسی است؛ اما کسی به دشمنی با آن برنمی خیزد. اما پلیس های راهنمای زبان فارسی، و امربالمعروف های زبان، همیشه از متن پشتوی سیاسی افغانستان می آیند. این طایفۀ کوچک سیاسی به فاجعۀ درحال عروج کنونی نگاه نمی کند که مردم به حالتی رسیده اند که پشتو زبان وفارسی گوی، ازبیک زبان و ... اولاد های خردسال شان را برای رفع گرسنه، درملاء عام به فروش می گذارند. اما عمله های استخباراتی دنبال فارسی افتاده اند!

اگرجرأت دارند، وجه تسمیه عیدگاه لشکرگاه را ممنوع کنند!

موریانه پروران، از روی هشیاری دست به این خبط می زنند. به این واژه‌های با پسوند «گاه» درزبان ناکرانمند پارسی توجه کنید:

دانشگاه، فروشگاه، زایشگاه، آرایشگاه، درمانگاه، فرودگاه، زمانگاه، پگاه، بیگاه، کشتارگاه، معیادگاه، قرارگاه، تفریح گاه، باشگاه، ایستـگاه، آسایشگاه، جایگاه ، آرامگاه، شرمگاه، دادگاه، پرورشگاه، پناهـگاه، خرمگاه، دیدگاه، پاسگاه، منزلگاه، هیچگاه، ناخودآگاه، پیشگاه، برزگاه، دیدگاه، پایگاه ، توقف‌گاه، نشیمنگاه، گهگاه، کارگاه، تبعیدگاه، پژوهشگاه ، صبحگاه، شامگاه، کشتارگاه، درمانگاه، پروتگاه، خوابگاه، تکیه‌گاه، سحرگاه، درگاه، عیادتـگاه، عبادتـگاه، زادگاه، منزلگاه، اقامتگاه وده ها پسوند دیگر با «گاه».