-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۲۹, پنجشنبه

خلیل زاد وصیت مادرش را معکوس عملی کرد؟


عبدالقادر آشنا

 من از نظر روانی؛ در مغز و روح خلیلزاد یک نفرت خیلی پنهان را از خلال همان داستان زمان طفولیت اش در کتاب فرستاده کشف کرده ام و آن همان قصهء مسافرت خلیلزاد با خانواده اش از مزار به سوی کابل است که در مسیر راه؛ زلمی کوچک حادثهء خشونتبار سردار داوود را با درایور موتر مسافربری که خود زلمی کوچک در آن نشسته است به چشم می بیند که سردار داوود آن درایور بیچاره را زیر لت وکوب گرفته و به لت و کوب هم اکتفا نمیکند بلکه دهن می اندازد بالای گوشش و گوش او را با دندان می برد ودرایور باگوش خونچکان دوباره به سر جلو می نشیند۰

 بعد زلمی می داند که این شخص ظالم ؛ سردار داوود خان است۰

 گناه آن درایور آن بوده که برای موتر سردار داوود ؛ مجال سبقت را نمیداده یا به سبب تنگ بودن راه یا به سبب غفلت ۰

 از نظر علم روانشناسی؛ در دوران کودکی دیدن چنین مناظر خشن؛ تاثیرات خیلی ناگوار بالای روح و روان کودک تا کهن سالی بجا میگذارد۰

 از این رو؛ زلمی خلیلزاد یک نفرت خیلی مکتوم در قلب خویش از افغانستان دارد و آن داستان دیگر که میگوید مادرم در آخرین روزهای جان کندنش نکتایی ام را محکم میگرفت و میگفت که افغانستان را فراموشی نکنی؛ ساختگی معلوم میشود۰

 یا اگر ساخته گی هم نباشد؛ مراد و مقصد مادرش از فراموش نکردن افغانستان؛ همین چیز بود که زلمی خلیلزاد آنرا عملی کرد۰

 کشور و زادگاه خودش را عمدا و قصدا به لانه تروریزم جهانی بدل کرد۰