-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۱۲, دوشنبه

درفیس بوک قیافه نگیر، به اندراب برگرد!

مسعود اندرابی از مأموران معذورِ اداری درغل بابا، به جای آن که برای دفاع از مردمش به جبهه اندراب شتافته و جبران معاصی کند، ازآشپز خانۀ گریزگاه خویش آن هم چهل روزبعد از سقوط افغانستان، گفته است که حمدالله محب با خلیل حقانی درتماس بود!

جناب همایون رهیار، بهترین نظری برایش نوشته:

این بهانه ها هرگز نمی تواند مسؤولیتِ رهبری را از دوشِ این شاگردِ گریز پایی که در مکتب وطن دوستی هیچ درسی را فرا نگرفته بود؛ بر دارد . رهبری در روز های سخت و کار زار آشکار می شود .

این بود نگاه رهیار. 

تعجب آور است که برای یک وزیر« بلی صاحب، رئیس صاحب» گوی، این روایت کهنه و پیش افتاده، بسیار مهم جلوه کرده و درمقیاس یک کشف تازه، به افکارعامه حواله شده است. امروز از جزئیات فراردرغل بابا و رفقایش و مسایل پیوست به آن، یک رانندۀ تاکسی به مراتب بیشتر از مسعود اندرابی اطلاعات دارد و کج مداری های اپراتیفی اش را خوب تشریح هم می کند. محافل سیاسی هندی درتوصیف تاجیک های دم غنیمت، بی جهت نمی گویند که این طایفه اهل سیاست نیست!

اما مسعود خان، لابد اخبار سلاخی کودکان و نوباوه گان و جوان و پیر اندراب به خصوص شهادت آن دکترانسان دوست اندرابی را همراه با بسته گانش شنیده یا خوانده است. این نکته هم مدلل است که اندراب درخط اول نبرد برای آزادی افتاده است
. اگر کاره ای بودی/ هستی، از دور نوش داروی نا به هنگام خود نمایی فیس بوکی درست نکن. به اندراب برگرد!