-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۹, جمعه

خطاب عثمان نجیب به خود فروشان و فروشنده گان جمهوری

 نوشتۀ محمد عثمان نجیب 

طفیلی های شرف فروش،‌ وطن‌فروش ها ، مادرفروش ها، دزدان پنهان شده در مخفی‌گاه های ذلت،‌‌ فراریان بی وجدانی که اعلامیه‌ی فعال شدن دولت در تبعید داده اید،‌ گاو های پیر و پلید، وزیران مرغ دزدی که یکی تان حتا از قادر جاوید ده دانه مرغ رشوت گرفته بودید البته زمانی که مأمور عادی بودید.



شما ها نه شرمی دارید و‌ نه خجالت می کشید و‌ نه وجدانی دارید. چی‌گونه طرف ملت خواهید دید؟ کدام سر افراشته، کدام گردن بلند،‌ کدام آبرو و عزت و کدام شهامتی در وجود تان است که وقتی در خواب می‌باشید از خواهران ما شرم نه می‌کنید که با شما ها زنده‌گی مشترک دارند؟ شما چی‌گونه طرف فرزندان جوان تان می بینید؟ اگر آن فرزندان جوان مثل خود تان نباشند و وجدان داشته باشند.. شما ها را محکوم می کنند. نه آن فرزندانی مثل فرزندان غنی رئیس تان و نه مثل فرزندان دیگر های تان که در محصلی بیست و چهار میلیون دالر به حساب بانکی اش فرستاده بودید و سر انجام معتاد از هندوستان برگشت و حالا چرس خام را مثل نان خشک می خورد، نه مثل آن فرزندان که قانونی از پیراهن سراپا طلایش سرمایه دار شد، نه آن فرزندانی که کوچک اند ‌و از پول حرام در خانه‌ی کرزی توسط خواهر بزرگ می شوند، آن طفل ها چی گناهی دارند؟ کودکان شیرخوار و‌ قد‌‌و‌نیم قد.

شما از موضع کدام دولت اعلام موجودیت دوباره کردید؟ خود تا مثل بودنه های بگیل ماده گریختید ‌و میدان را رها کردید، پول های نقد حرام را که از خون ملت دزدید انتقال دادید، وطن را که حیثیت مادر داشت فروختید ‌و به کسانی تسلیم کردید که چند تا احمق شرف باخته‌ای دیگر تان حالا هم دعوای پشتونستان دارند… این بازمانده های ها تمامیت خواه تان چنان بی سواد و بی خرد و بی تشخیص اند که خود را به کوچه‌ی حسن چپ می زنند… یگان لَودی طُوی های تان خبر نداره که ته پور غواړې هغه نور غواړی. عبدالرحمان بابای تان اراضی را فروخت سالانه از داوزده لک کلدار به هجده لک کلدار مستمری هم می گرفت، بابا های درجه دوم و‌ سوم و چهارم تا دهم تان آن قباله را تأئید کردند و فاروق وردک کاکای تان صریح و سریع شهادت داد که غنی بابای تان و اتمر برادر اندر تان دفعی پنجاهم مرزه تا ابد فروختند.

آن لیوال و آن دیوال و آن آصف و آن احمق دیگر تان چی‌گونه در کرسی های بلند دپلوماسی قرار دارند که وقتی شما خود را برحال میدانید، ایشان از به پاکستانی ها خیبری ها و نیرو های چند ملیتی اجنبی بیعت کردند. در دنادانی و دزدی و چپاول و غارت و فحشا و بی وجدانی مصروف شدید و‌‌وطن را به آندحال رساندید و حالا هم مثل لاشخورا و‌ کرگسان و روبا های مکار ترفند.دیگری می زنید.

خواب و خیال محال را در گور ببرید. شرایط و قواعد ساختار حکومت در تبعید را دانید، صلاحیت شاه گریخته و فراری و دزد با شرایط سرنگونی حکومتذمشروع و راندان رئیس جمهور قانونی فرق می‌کند. چنانی که در زمان شادروان استاد ربانی بود.‌ اسحاق زی آن احمق وطن فروش و تبارگرای دیگر فرصت را برای یازنه های خود مطابق فرمایش بابای تان آماده کرد و از دفاع ملت در بزرگ‌ترین تریبون جهانی خودداری و سرافکنده‌گی دایمی را کسب کرد. دگر کدام دولت در حال تبعید را بدون امضاء بودن موجه می‌سازیذ؟ یاد بگیرید‌ جاهلان زمانه.

توصیه‌یی که ما در آن زمان برای صالح بدبخت کردیم لازم بود در وقت و زمان آن ‌و با دلایل منطقی متکی بر اصول دپلوماسی و‌ اصول های پذیرفته شده‌ی بین المللی به ملل متحد مراجعه می کرد…

حالا که مقاومت ملی اعلام شده و پشتیبانی فراگیر ملی و مردمی دارد و برای اعاده‌ی شرف و حیثیت وطن از شمال تا جنوب و از شرق تا غرب می‌جنگد و بابای تان هم طرف داری خود از طالبان را دیگر نقطه‌ی پایان به جهالت شما گذاشت.

گاو‌ِ های پیر باز کُنجاره خواب دیدند:

احمدزی جنرال فراری بی حیثیت امروز به نماینده‌گی از غنی گندیده مغز سخن گفته و بسیار جالب بود شنیدم که گفت ما پس میاییم و طالبا هم از ما خواسته اند… و با ما تماس دارند.‌ اگر چنین بود چی بد کردید که فرار کردید دزد های جاسوس؟ شما به تمام باداران تان صادق هستید غیر از وطن و مردم تان.

مقاومت دوم‌ نشان دادکه اگر ملت اراده کند حتا با باداران تان هم کاری از پیش برده نه می توانید.

شاید برادر اندر های تان پیش‌رفت های گذری داشته باشند و ملت را قتل عام کنند. اما تا چی وقت 

غلام آمریکا و‌ شَدادِ ارگ پسا ناکامی های متواتر در مقابل قیام ملت حالا برای بقای هم‌تباران اش که همه بود و نه بود کشور را به یغما بردند، برنامه‌ی توزیع ده درصدی جای‌داد های ملی و مردمی را در خواب دیده، گویی گاو است و سیرایی نه دارد و‌ کنجاره می‌خواست. کشور را رها کرد و فرار را بر قراری ترجیح داد که برایش هدایت داده شده بود.

به همان دلیل هم ولسوالان و هم برخی فرماندهان نظامی را قبلاً و پیشاپیش از گروه خودش مأمور کرده بود تا پلان های خود را بر ضد مردم عملی کند.

گنده دهان و سفله زبان نه می‌ داند که این ملک را اگر اشغال هم کردند صاحبان اصلی دارد، دیگر عبدالرحمان و محمد‌گل مومندی در کار نیست. اول تعریف کلی از کوچی و‌ کوچی‌گری بدان و بعد محاسبه کن که اقوام دیگر هم کوچی دارند و این کوچی ها چند دزدی مثل تو و هم‌سالان و امثالان تو نیستند که زیر هر نامی گوشه‌یی از جگر ملت را دزدانه با تیغ های کین جدا می‌کنید. نه کوچی یی وجود دارد و نه اراضی یی که بدزدید و نه زمانی است که کرزی جنایت کرد و به جای گام عبدالرحمان گام گذاشت و تو آن را ادامه دادی.

آمریکا تا ابد نماند که شما مثل پاچه‌گیر های وفادار به او چسپیده بودید ‌و ملت ها را زخم می زنید. اگر می بود هم شکل‌گیری مقاومت های مردمی پوز تان را در خاک می‌مالند مثل مقاومت بهسود در گذشته و مقاومت ملی دوم حالا تحت رهبری احمد مسعود جوان جهان لرزان. تو‌ چی‌کاره بودی آدم که همه بود و نه بود ملت را به قبیله ات وعده بدهی، مگر می دانی که اصل کوچی‌گری از کجا آغاز شده و‌ نام کوچی از کدام زبان است؟ و حالا پشتون خیبر پشتونخواه را بالای شانه های مردم سوار کردید.‌ تا کی و تا چی وقت؟

آیا تعینات اخیری که شما کرده بودید منطبق به معیار های تقسیم عادلانه‌ی ثروت و قدرت بودند؟

آیا استاد عبدالحی خراسانی حالا و باز هم زیر نام DNA نسخه‌ی جدید پشیمانی از گذشته‌ی شان را دارند؟ که یک سره سخنان و مقاومت گذشته‌ی شان را فراموش کردند ‌و حتا به یک نوع نظام داری که حد اقل اقوام را صاحب صلاحیت اراضی خود شان در محلات شان می ساخت خط بطلان کشیدند. جبونی نخبه های تاجیک همین جاست که به رنگ روز قلم گردانی دارند. و حالا که شما ها دولت در تبعید ساخته اید،‌ پس مانده و‌ ‌تفاله‌ی گندیده‌ی همان رهبر خبیث تان است که می‌گویند خودش در دوبی است و رولا خانم در چکر خرید ها از پول های دزدیده کرده‌ی خود شوهرش.

اگر مردم مقاومت نه کند و به حکومت فرمایشی طالبانی درس عبرت ندهد و با عقبه‌ی خطرناک برنامه های تک اقتداری قوم خاص تن در دهد دیگر چیزی باقی نه می‌ماند. انشاءالله حمد مسعود آن جوانِ لرزان و همراهان وطن دوست او از سراسر کشور مقاومت دوم ملی را در نبود شما ها و بهتر از شما ها و مؤفقانه‌تر از‌ ‌و دلسوزانه تر از شما دزدان رهبری می کند. شما جفایی را بالای ملت تحمیل کردید که بخشیدن شما کار آسان نیست. بهترین تصمیم آن است که جبهه در حضور داشت خودِ آقای امرالله قدرت سیاسی در دست بگیرد و در پهلوی مقاومت اقدامات جلب بین المللی را برای کسب بیشتر مشروعیت و جای‌گاه مقاومت ‌و مردم روی دست گیرد. همو‌ حفیظِ منصور، رهبر شما کاروان دزد و رهزن را شناخته و تشخیص داده بود و هم‌گانی کرده بود که غنی فرار می‌کنه… کسی باور نه کرد. چون همه مرتجع بودند.  چی شد آن صلح با عزت و بی تعریف تان؟ چی شد معلمی درغل بابای تان در تاجیکستان، چی شد دکترای افتخاری تان؟ چی شد متفکر بودن و چند میلیون شغل پیدا‌کردن و برق صادراتی تان ووو…. لعنت خدا به شما که هنوزم خیال برگشت دارید. به خدا طالب افغانستانی هزار بار با شرف‌تر از شما هاست که مستقیم دشمنی می‌کند. این به معنای تائید طالب نیست.