-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۲۱, چهارشنبه

هنوز از تحویلی افغانستان به آی اس آی پشیمان نیستند/ زنگ تجزیه


حشمت رادفر

 تجزیه افغانستان بدون حضور فعال، معنادار و صادقانۀ پشتون ها در مقاومت و مبارزه رهایی بخش بر ضد ط‌البان اجتناب ناپذیر است!

پس از افتضاح انتخاباتی 2014 کسی از زبان ستار سعادت روایت میکرد که در یک جمع از رفیقانش گفته بود: "انتخابات 2014 ثابت کرد که از این پس تداوم قدرت پشتون ها در افغانستان با دموکراسی، رای و انتخابات امکان پذیر نیست، برای آینده دو راه بیشتر نداریم، یا اینکه قدرت دو باره به ط‌ال‌بان برگردانده شود، یا اجازه بدهیم که کشور تجزیه شود و البته باید کاری کنیم که داعیه آن را «تاجیک ها» مطرح کنند..." 

آنچه اشرف غنی و دار و دسته فاسد و قوم‌گرایش تا تسلیمی بلامنازع قدرت به طالبان انجام دادند به وضاحت نشان داد که آنچه سعادت 7 سال پیش گفته بود در واقع برنامه و دورنمای فکری کتلۀ بزرگی از پشتون های به ظاهر تکنوکرات اردوگاه جمهوریت برای نجات پارادایم قومی قدرت از شر "دیگران" بوده است. 

مخکشیزم تبارگرا که باری در بیروکراسی افغانستان مساله ساز شد، در بازی های کلان سیاسی در راه اندازی رقابت قدرت بین چهره های محافظه کار جهادی ای دنبال شد که نگاه شان به عصبیت های تباری و قومی فصلی و موردی بود و حساسیت های هویتی شان هم هیچ‌گاه به خطوط قرمز روایت قومی قدرت نزدیک نمیشد. در تعامل دست دومی با ارگ از نشانی اشرافیت جهادی رقابت می‌کردند و به مراتب کمتر از دیگر نحله های سیاسی اقوام غیر پشتون در برابر سطله قومی مساله ساز بودند.

این دسته در نقش های مختلف تا روز تسلیمی کامل افغانستان به دست طالبان، با غنی دمساز بودند و بی‌خبر از دنیا شریک جرم او (آخرین پست های صفحه ارگ را ملاحظه بفرمایید، به عکس های دیدار رییس جمهوری و وزیر دفاع [مقاومتی] او از بالاحصار کمی بیشتر دقت کنید).

اکنون اما که سناریوی واگزاری قدرت به طالبان عملی شده، سعادت و بسیاری از هم‌فکرانش مشغول تلطیف فضا به نفع ط‌البانی اند. معصوم استانکزی، حنیف اتمر و در پشت صحنه غنی، محب و شماری دیگر از این جمع معلوم‌الحال، برای مسخ داعیه مقاومت کمر بسته اند و با شماری از صحنه‌گردانان تمثیل حضور تاجیک ها در دربار غنی برای ایجاد (شورای مقاومت) تلاش دارند. 

با این‌حال شواهد زیادی از پیشرفت سناریوی دومی که سعادت مطرح کرده بوده (تجزیه افغانستان) نیز در حال عملی شدن است. در یک دید سطحی و گذرا میتوان نتیجه گرفت که دیر یا زود آغاز مقاومت و مبارزه آزادیبخش برای باز پس گیری مناطق غیر پشتون نشین اجتناب ناپذیر است و زود است که در مناطق وسیعی در شمال، مرکز و غرب کشور جنگ مسلحانه و مبارزات و مقاومت مدنی در سراسر افغانستان در برابر ط‌البان آغاز شود و به هزار و یک دلیل میتوان ادعا کرد که دوام امارت طالبانی به این صورت ناممکن است. 

ایالات متحده امریکا و موتلفان جهانی این کشور هم تمایلی به تکرار سناریوی 2001 - 2021 در افغانستان ندارد، منابع و امکانات ولی‌نعمت استراتژیک طالبان (ISI) هم برای تامین مخارج "حکومت داری حداقلی" طالبان نا محدود نیست و هیچ یک از کشور های منطقه و همسایگان افغانستان بالا تر از تمویل پروژه های کوچک شورشگری و مقابله با تهدید احتمالی داعش حاضر و قادر به نقش آفرینی نیست. 

خلاصه اینکه دیر یا زود تاجیک ها، هزاره ها، اوزبیک ها و دیگر قومیت های افغانستان با طالبان گلاویز خواهند شد و طالبان را از مناطق شان بیرون خواهند راند، جنگ در شهر ها و مناطق دارای تنوع جمعیتی برای مدتی دوام خواهد یافت و در فرجام این ها برای رهایی مثلن پکتیا و کندهار و خوست و... از دست طالبان به این مناطق لشکر کشی نخواهند کرد. آمریکا و جهان آزاد هم دوبار از یک سوراخ گزیده نخواهد شد و وقتی نیرو های مقاومت به دروازه های کابل سنگر گرفتند همانند سال 2001 بار دیگر کرزی ای را به کوه های ارزگان دیسانت نخواهند کرد تا فاتح لوی کندهار و لوی پکتیا و لوی ننگرهار و ... قلمداد شود. 

به این صورت آنچه مسلم به نظر می‌رسد اینکه مقاومت در برابر طالبان و پیروزی آن در برابر جوخه های مرگ و نفرت طالبانی در آینده یی نه چندان دور اجتناب ناپذیر است و در صورتی که نسل نو جامعه پشتون افغانستان به مقاومت و ایستادگی ای صادقانه و آگاهانه در کنار "دیگران" و در برابر طالبان کمر نبندد که به احتمال قوی نمی‌بندد، تجزیه افغانستان در امتداد خطوط قومی، زبانی و جغرافیایی سرنوشت محتوم جغرافیایی است که از زمان عبدالرحمان تا امروز با هزار جبر و اکراه و خدعه و نیرنگ افغانستان خوانده می‌شود. 

از این پس با قایم‌موشک بازی های استانکزی و اتمر و چند مارمولک دیگر تامین "وحدت ملی" و تضمین نقش "برادر بزرگ" ناممکن است. به میدان بیایید و اگر براستی با طالبان مخالف استید در روستا و خانه و محله خود تان با آن ها بجنگید، در فرجام برادر با برادر حساب شان برابر.. .