-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ مهر ۲۲, پنجشنبه

خائن شاخ دارپنجشیری چرا ایران گریخت؟


قومندان گل حیدر لنگ، بعد از پیشقراولی برای قطعات پاکستان وطالبان در هجوم به پنجشیر، تحویلدهی تمامی سلاح کوت چمال ورده به مهاجمان، به کابل آمده بود و با وصف آن که چندان رابطه یی حسنه با دکترعبدالله نداشت، از مجبوریت در مهمانسرای او روزانه به سر می برد و شبانه به خانه قوماندان الماس، متحد ارشد شبکه حقانی به خوابیدن می رفت.

درآخرین شبی که گل حیدر برای خوابیدن به خانه الماس رفته بود، یک گروپ از طالبان نیز ظاهراً اتفاقی به آن جا وارد شده و گپ وسخن میان شان گل کرده بود. یکی از طالبان متکبر تراز دیگران درمساله یی برگل حیدر خشم می گیرد و به همراهانش امر می دهد که این خائن را یک سبق بدهید. افراد طالب بروی حمله برده و او را با قنداق تفنگ و لگد و قفاق لت وپار می کنند.

فردای همان روز، گل حیدر تصمیم می گیرد به ایران فرار کند. گفته می شود که قوماندان الماس درین تحقیر و لت و کوب قبلاً با طالبان هم آهنگی انجام داده بود. گل حیدر همیشه کلان کلان گپ می زد و الماس با نگاه های دریده و خاموش او را نگاه می کرد. این درسی بود که الماس به گل حیدر داد که زیاد بلند بلند صحبت نه کند!