-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آبان ۱۸, سه‌شنبه

باید از محل گرایی به سوی فارسی زبان شمول فراجهید

 

این مطلب از قلم فیاض بهرمان نجیمی است. ایشان تحلیل های خود را با هدف مندی روشن ارائه می کند؛ کاری که بسیاری از قلم به دستان و اندیشه ورزان تاجیک از آن واهمه دارند یا به دلهرۀ اعتیادی تاریخی برای شان تبدیل شده است.

سخنی با اندیشه وران فارسی زبان


بخش بزرگ نخبگان واقعی فارسی زبان ـ نه  مافیا به نام تیکه داران قومی ـ با ساندروم مفاهیم همچون دموکراسی، آزادی و برابری جنسیتی تا حقوق بشر مبتلا اند.  بدون شک این ارزش های خوبی اند، اما در جغرافیای افغانستان حتا در میان فارسی زبانان جا نیفتاد. 

«دین زدگی» و «سنت باوری» در تمام جامعه همسان است و پشتون ها از هردو برای بقای قدرت شان خیلی خوب استفاده می کنند ـ سایر اقوام دنباله رو و مطیع آنها اند. 

راه نجات فارسی زبانان از مسیر  دلخوشی غرب و به ویژه آمریکا نمی گذرد. ایالات متحده آمریکا و متحدین غربی آن از یکسو مقصر وضعیت کنونی افغانستان اند و از سوی دیگر خود آنها به بحران پارادایمی از جمله در گفتمان دموکراسی و آزادی مواجه می باشند. 

بیش از ۷۰ میلیون آمریکایی باور مطلق دارند که انتخابات و دموکراسی را بایدن و تیمش به کمک رسانه های غیر دموکراتیک و تقلب گسترده، دزدید. 

آزادی برای شهروند آمریکایی یک سویه شده است و همینطور در اروپا! 

این را نخبه فارسی زبان ما با وضاحت باید بداند. همچنان فراموش نکند که پروژه دموکراسی سازی غربی در افغانستان در برابر «سنتگرایی« و «دین زدگی» شکست خورد و محصول آن «امارت اسلامی»  پشتونی شد!

با این «امارت» و مدافعان آن که بدون استثنا اکثریت پشتونتبار ها را در حد عاطفی فرا گرفته و هیچ حرکت و اعلامیه دسته جمعی حتا از سوی نخبه گان پشتون ها علیه حاکمیت طالبانی پخش نشده است، باید دیوار ساخت و در نهایت قطع رابطه کرد. 

برای فارسی زبانان بایسته است تا مبارزه گسترده را نه تنها علیه طالبان در کل بلکه دست دراز شبکه حقانی زیر نام داعش نیز با هوشمندی و فشردگی آغاز و توسعه بخشند.  

در این مبارزه لازم است تا نخست از همه، تعریف هویت خودی یعنی برتری فرهنگی ـ تاریخی و زبانی مان که همانا هژمونی فرهنگی فارسی است، به گونه روشن، عام فهم و گسترده به مردم ما توضیح شود!

مبارزه با دین مردم یک عمل احمقانه است!

اکثریت مطلق فارسی زبانان مسلمانان چند مذهبی اند. 

این نخستین نشانه  پلورالیسم در شکل دینی آن در بین فارسی زبانان است، که در فرهنگ پشتون ها به جز از یک استثنا کوچک تقریبا مفقود است. 

از سوی دیگر فارسی زبانان از تنوع قومی و فرهنگی برخوردار اند، که  در واقع حامل و مدافع فرهنگ، تاریخ و زبان مشترک  شان می باشد. 

باید به دین اسلام  و جایگاه آن در زندگانی خصوصی مردم مان احترام کرد؛ در عین حال بهتر است مبارزه سیاسی را با ابزار های عقلانی و سیاسی نه دینی در برابر نیرو های تاریک مذهبی همچو طالبان و داعش با شعار های متفاوت، ارزش های متفاوت و خواستها متفاوت به پیش بُرد که در محراق آن روشنگری مردم خویش در یافتن هویت برتر شان قرار می گیرد. 

با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمی شود. نظریه لیبرال دموکراسی در منطقه شکست خورد است و کشور های لیبرال دموکرات با پشت کردن آن ارزش ها، برنامه هرج مرج بزرگ در منطقه را روی دست دارند، که باید انقلاب های رنگین رادیکالیسم اسلامی را به همراه داشته باشد.  

اشاره های بالا نیازمند پی افگنی یک ستراتیژی بزرگ در مسیر منافع مردمان و اقوام فارسی زبان تا مرز جدایی آنها برای ایجاد دولت مستقل خودشان می شود. 

یکی از تبعات تسلط طالبان بر اریکه قدرت، از دست رفتن و پراگنده شدن گروه های وسیع از کادر های نظامی و دانش آموختگان فارسی زبان است که امروز در سراسر جهان رفته اند. 

بهترین های ما دیگر در داخل جغرافیای شان نیستند. این موضوع باعث می شود، که حلقه های بزرگ از اندیشه وران ما وسیله پیوند با مردمان مان را نمیتوانند تأمین کنند! 

هر عامی معامله گر می تواند خود فروش شود  ـ چنانچه درین اواخر به کثرت شاهد چنین دگردیسی بوده ایم. 

ـ نخستین گام نه باید  شعار های خوشآیند برای دلخوشی غربی ها باشد، بلکه هدف آن بسیج و جذب صادقانه مردم در شرایط دشوار کنونی باشد،  

ـ گام بعدی طرح یک برنامه فراگیر منطبق با واقعیت های جدی است،

ـ و بعد باید از محل گرایی به سوی فارسی زبان شمول فراجهید،

و در نهایت باید برنامه یی در جهت نه تنها پایان استبداد طالبی ـ داعشی  بلکه همچنان سلطه مصنوعی اقلیت پشتونی طرح و  آزادی  سازی حوزه جغرافیا و تمدن خویش را هدف قرار دهند.

 باید به عوض شبه پاپولیسم نوع غربی به سوی مردم و فرهنگ خویش برگشت کرد ـ هم آزادی، هم برابری و هم عدالت اجتماعی در فرهنگ بزرگ ما با سرشاری وجود دارد.

 بایسته است تا همفکران چتر بزرگی زیر نام هویت تمدنی فارسی و زبان فارسی  تا مرز حق تعیین سرنوشت ایجاد کنند!