-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آبان ۲۰, پنجشنبه

نظریه پردازی تازه ی فرهاد دریا :

 



                   زمانِ ما زمانِ مقاومت با تفنگ نیست .     

          نوشته ی : فروغی

      ایکاش فرهاد دریای هنرمند که هنوزبرقلمرووسیعی ازدلهای هنردوستان فرمانروایی دارد، بیش ازین نظریه پردازی وسیاست ننماید !

      و ای کاش همانگونه که دوست ارجمند ما آقای حسین پویا نگاشته است - کسانی از خویشاوندان یا دوستان نزدیک فرهاد دریا برای مدتی کامپیوتر، تابلت، آی پد وتلفن دستی را ازدم دست فرهادجان دورنموده وایشان را ازامراض فیسبوکی که مثل خوره به جانش افتاده و بنیانش را سست می کند ، محافظت نمایند !

      طوری که تلویزیون افغانستان انترنشنل خبرداده ودرصفحه ی فیسبوک فرهاد دریا هم نشرشده است : هنوزغوغای زیانبارِتعبیرعجولانه ی دریا ازقدرت قهارِطالبان به مثابه ی چوب بی صدای خدا خاموش نشده است که بازدرپوست فیسبوکی دیگری به مخالفان طالبان ( دوستان مقاومتگراش ) توصیه می کند که چون دوران مقاومت با تفنگ به پایان رسیده است ، بهتراست با صدا ، سرود، آوازو دوربین خبرنگاری به مقاومت ادامه دهند. ( تقریباً عین نظری که زلمی خلیلزاد دارد . )

      به دقت بخوانیم . فرهاد دریا نوشته است : « مقاومت افغانستان به معنی تسلیم نشدن به ذلت و وحشت است ... مقاومت میتواند باقلم صورت بگیرد ، میتواند درچشم بیداردوربین یک خبرنگار بتپد و با صدا ، آوازو سرود گلوی حق درمیدان زنده گی تمثیل شود...امروزعصرِعقل ومنطق واستدلال ودانش است . واین عصر، گزینه های خودش را به جای تفنگ برای مقاومت دارد . »

     توجه نماییدکه این توصیه ی دلسوزانه درچه زمان حساسی ارشادشده است :   

    ــ درزمانی که کشوربه تسلط آی اس آی و تندروترین گروه اسلامی که دشمن زن ، دشمن هنروفرهنگ ودشمن تشیع است ، درآمده ؛ 

    ــ در زمانی که ازسه ماه است با بقدرت رسیدن بدوی ترین ، بنیادگراترین و شرورترین گروه اسلامی ، افغانستان به گورستان آدمهای زنده مبدل شده ، مدنیت و فرهنگ درمعرض سقوط کامل قرارگرفته وخنده وشادی ازسراسرسرزمین - ازرسانه ها واجتماع ، کوچ داده شده است ؛

     ــ و بالاخره در دورانی که افغانستان ازاثرخیره سری ولجاجت یک گروه جاهل ، باغمناک ترین فاجعه ی بشری روبروشده است .درچنین شرایطی چگونه می توان مردم را تنها به ترانه خوانی و مبارزه ازراه قلم و دوربین خبرنگاری فرا بخوانیم !

      وقتی طالب با زورتفنگ ، ترانه وسرود ات را درگلوخفه کرده و موسیقی را حرام اعلام داشته است ، چگونه می توانی ازحق خود دفاع کرده ، دوباره دراستیژ بزرگ هلمند ترانه بخوانی دریای عزیز!؟

      وقتی طالب تمام وطن وحاکمیت دولتی را تنها حق یک گروه ، یک قوم ویک جنسیت دانسته ، احکام تندروانه و بدوی خود را با زورسرنیزه برتمام مردم جاری نموده باشد ، چطورمیتوانی تنهابا قلم و دوربین فلمبرداری ، این " دیومستِ " تا دندان مسلح را ازصحنه دورنمایی !؟

      خیلی مضحک است که برای نجات ات ازچنگ کسی که می خواهد با واسکت انتحاری یا مسلسل وماشیندارترا نابود نماید ، دربرابراش بایستی ترانه بخوانی یا قلم ات را ازجیب بیرون کرده ودوربین فلمبرداری ات را به کاربیندازی ! مگرمضحک نیست ؟

    وقتی من این نظریه ی جدید را خواندم ، بازهم صمیمانه آرزو بردم که : 

    ای کاش فرهاد دریای هنرمند ما بیش ازین درمنجلاب سیاست بازی های زیانبار وتهوع آور،غرق ترنشود .