-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آبان ۲۷, پنجشنبه

آیا آرزو دختر افشاگر و شجاع کاپیسایی زنده است؟



نشر شده دربرنامه دیداری جمهوری پنجم

طالبان از وعدۀ خود برای تشکیل دادگاه علنی به قضیه آرزو دختر دلیر کاپیسایی ساکن کابل به سرعت عقب نشینی کردند. در دادگاه علنی، پرده از صورت طالب کرام برمی افتاد و توفانی برپا می شد. پس به موقع اما درکمال شتاب و بی مهارتی، برنامه سرچپه شد و درعوض نوک پیکان به سوی خود دختر برگردانده شد. 

آمرامنیت حوزه یازده خیرخانه می گوید که از گوشی همراه آرزو، به اسنادی دست یافتیم که نشان می داد پنجشیری ها از خارج دستور داده بودند که بالای آمر جنایی حوزه یازده اتهام بزند و حتمی نامش را بر زبان بیاورد.

بیایید صریح بگوییم. جبهه مقاومت خواهر خود را در دم طالب نمی دهد تا طالب بدنام شود. وقتی اسم طالب درذهن نسل دیروز و امروز طنین می اندازد؛ حس مکروه دهشت سراسر بدن را درمی نوردد. یعنی طالب چه نیازی به بدنامی دارد؟ ترورهای حشری و سراسری شب و روز جریان دارد. از صد درصد ده درصد آن افشا گری نمی شود. مقاومت ازنظر پرسونل عملیاتی نیازی به زنان ندارد. 

دررسم مرسوم طالب، همه مستوجب حذف و مسخ اند. شکار و قتل صحرایی جوانان وطن دامنه گسترده یافته است. 


ثانیاً شیطان امارتی می گوید که این خانواده از اول بد اخلاق بوده و در زمان امریکایی چنین بار آمده بودند. 

قضیه ساده است. چرا صفحه موبایل را دم دوربین قرار نمی دهند تا مردم بفهمند که چه کسی از کجا، چی وقت با چی ادبیاتی دختر را دستور داده است که علیه یک طالب آن هم  یک آمر حوزه پرونده سازی کند؟

آمر امنیت حوزه یازده می گوید که دختر ها در توقیف خانه زنانه هستند. چرا به هیچ کسی اجازه نمی دهد که حداقل یک بار آن ها را ببینند؟

خانواده های آن دو دختر از بیم و اضطراب خواب و خوراک برای شان حرام شده است. دختر ها ناپدید اند و گمانه زنی درین که شاید به زنده گی شان نقطه پایان گذاشته اند؛ زیاد است. دلیلش این است که یک دخترجعلی دیگری را روی صحنه آوردند.

طالبان زادۀ سالیان حقارت و محرومیت اند، آه فروخوردۀ فاقه گی وسرگشته گی کودکی وجوانی های بی حاصل - نمونه های زندۀ شهوت مغزی برآمده از محیط مدارس - فقر جنسی در روان شان به تبدیل به تشرع و انحراف - 

سر صدا بلند نموده وقتی این دختر  کلیپ انتشار داد و شبکه های اجتماعی را داغ کرد و تمام دنیا خبر شد... این برای طالب بسیارخطرناک است. انترنت وشبکه اجتماعی دشمن طالب است. یکی ازعوامل سقوط حتمی طالب، شبکه های اجتماعی است. 

 همه خانواده را به زندان برده اند. دختر وحشت خورده دیگری را گفته اند بگوید شوهرم مرا لت وکوب کرد؛ بعد نام طالب را گرفتم که زمینه خارج رفتن برای ما مساعد شود. 

اگردختر را دفعه اول از خانه به توقیف خانه نیاورده بودند، آن دختر را زیرنقاب و کاملاً پوشیده، چطور شناختند و راست رفتند خانه اش و دو باره با بسته گانش دستگیرکردند؟ 

بعد از بازداشت دو بارۀ آرزو، به خانه خواهر خوانده اش هم هجوم بردند. او را به اسارت کشیدند و گفتند که از اتهام زنی های آرزو فیلم گرفته بودی و شریک جرم هستی. آن دو دختر هنوز ناپدید اند و به جای آن ها با بی پروایی یک دختردیگری را که شباهتی به آرزو نداشت درکنار جوانی عقب دوربین ها نشاند ند که بگوید من آروز هستم؛ کسی برمن دست درازی نکرده، مرا شکنجه نداده؛ بلکه شوهرم مرا ضرب و شتم کرده است. 

قضیه را به این شکل مختومه کردند؛ اما در افکارعامه این مساله ختم نشده است. پرسش ترسناک درذهن مردم داغ است که آرزو و دختر همراهش در کجاست که به جای او، فرد دیگری را عقب دوربین نشانده اند؟

ایا وحشت طالبانی برای مجبور کردن آرزو به رد گفته هایش بسنده نبود که نیاز به دختر دیگری پیدا شد؟

آیا وحشت طالبی کافی نبود که زبان خواهر خواندۀ آرزو را به گفتار دروغ به گردش آورند؟

حدس غالب این است که دخترهای لادرک شده، زنده نیستند که دختر دیگری را برای فرونشاندن افواه در میان مردم شتابان عقب دوربین آوردند. اما این آخرحدس و قیاس نیست... معلوم خواهد شد. 

با این  شک نه کنید که آنان سر به نیست شده باشند. آن ها شاهدان جنایت طالبان اند. طالب، از نظر حیثیتی دروضعی گیرافتاده است که زنده ماندن شاهدان یک جنایت، برای شان خطرناک است. شاهدان هرزمانی که از زندان بیرون شوند؛ روایت پس صحنه را باز می گویند. 

 سعید خوستی سخنگوی وزارت داخله که گفته بود « محاکمه علنی» ، خود زیرفشار قرارگرفته است که حیثیت خود را به دست خود پایمال کرده و به دست دشمنان اسلام دسته تبر می دهید؟

شبکه حقانی، درین ماجرا به شکل بدی رسوا شد.

صدای دختری که عوض آرزو صحبت می کرد، واضحاً با صدای آرزو متفاوت بود. رنگ وحالت چشمانش متفاوت لود. صورت آرزو، به شدت زخمی وکبود و اثر عمیق جرح درصورتش شیار انداخته بود. از بس که تقلب کاری طالبان دو فوریتی معلوم می شد،  به چالش های افکار عمومی اهمیتی نداده اند که اگر آرزوی واقعی حرف می زد؛ چطور یک شبه زخم و کبودی صورت ضرب خورده اش صاف و بی عیب شده بود؟

طالب درقندهار دست به همین گونه جنایات زد؛ فاجعه حیثیتی به حدی مردم را استخوان کوب کردند که به جز یکی دو مورد، تا حال هیچ کسی صدایش را بلند نه کرد.  این بانوی کابل نشین تنها زن تاریخ ساز و دلاور بود که پرده از روی طالبان برانداخت. جسارتش طالبان را شوکه کرد. زیرا زن شجاع، «بی غیرت» های گریزی شمالی را هم مستقیم خطاب کرد که چرا صحنه را ترک گفته اند. به راستی، چی شد آن همه غروفش، تکبر، فخرفروشی دست پروره های نظام فساد که همیشه چشم شان به جیب غنی و برداشت از پول بیت المال بود تا چی وقت، غنی، حمدالله یا فضلی سر بوجی را باز می کند تا سهمی برای شان پرتاب کند؟ 

شورای شمالی بزرگ به سرقراولی چند ثروت اندوز، سه واژه دروغ  بود در پوشش مخملی 

این ها مثل گلوله های کوچک آلوده و فاسد برف بودند که ظرف 20 سال به شکل تزریق شده، از نظر اقتصادی و کرسی نشینی های سفارشی، لولانده شده لولانده شده و سرانجام کلان و تنومند شدند؛ درعوض، رسالت وفهم خود از اوضاع حال و آینده را از دست دادند. از درس های تاریخ که اصلاً سردر نمی آورند. عطش این ها به جیفه های دنیا، وجهه آنان را درانظار مردم تارو مار کرد. تخدیر و بی اثر، یک پاره تبدیل به معده و ارضای غرایز شدند. 

و اما آن همه زنان وابسته به دم و دستگاه جمهوری سه نفره، زنان شامل درباشگاه تبلیغات میان تهی با القاب و جوایز میان تهی، دادخواهان و مدافعان مدنیت و حقوق زن چرا سر زیر بال خموشی فرو برده اند؟  مانکن های جمهوری منحله، تاریخ از شما حساب می گیرد.  

اکنون درخانه های تبعید بی کار و بی مصرف نشسته اند و به این برنامه های دردناک مردمی که به چنگ لشکرمدنیت شکن افتاده، نگاه می کنند. نگاه کنید اما حتمی چیزی از درون خود تان، به سوی تان خیره می ماند؟ آن پدیده نامش چیست؟ هرچه در روایات فقهی بپالید، نامی برای آن نخواهید یافت... زیرا آن چیز خودیت گمشدۀ شماست که به نام مستعار موریانه، شما را در خواب وبیداری همراهی می کند.