-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

جستجوی این وبلاگ

۱۴۰۰ آبان ۱۰, دوشنبه

انجنیرواصل با یک بکس پول جبهه درکابل همدم جانی می خواند!

 

ازسلسله روایات اندرباب خائنان- به تاریخ

انجنیر واصل بازغ ( یعنی درخشنده و تابان) معاون ریاست محیط زیست، تا دو هفته بعد از سقوط کابل خودش را درگوشه یی قایم کرد و منتظر ماند درپنجشیر چه تحرکاتی رونما می شود. 

زمانی خبر شد که امرالله با بسته های دالر وارد پنجشیر شده و برای برنامه ریزی مقاومت علیه طالبان، پول و مواد لوژستیک از سوی امرالله و احمد مسعود توزیع می شود، یک تکسی کرایه کرد و برای پوشش، دو زن را نیز با خود گرفت و به پنجشیر رفت. احمد از وی پرسید: قوماندان صاحب چطور درین دو هفته این جا نبودی؟

با حیله و حقه جواب هایی داد و خلاصه درجریان آماده گی های عاجل جنگی، او را قوماندان ولسوالی شتل دریک موضع بسیار کلیدی گماشت.

نامبرده که غیراز پول کندن و استفاده از لوژستیک هیچ انگیزه یی برای مبارزه با طالبان نداشت، با دل نا خواسته تا کوه شتل بالا رفت و وقتی طالبان حمله کرده و به طرف تنگی دره جلو آمدند؛ از موضع گریخت و امکانات نظامی، مادی ومالی را کشید برایش خودش؛ آمد به طرف روستای درخیل و حتی جنازه سه تن از شهدا را نیز درمیدان رها کرد. 

اکنون با پول های جبهه درکابل آرام زنده گی دارد و تلاش دارد از کابل خودش را به یک جزیرۀ امن برساند. طالبان هنوز رد او نیافته اند.